آدم برای فرار از وابستگی دهن خودشو سرویس میکنه، به کسی نزدیک نمیشه و قید رابطه و قشنگیاشو میزنه، بعد همون لحظه که میگه من دیگه به هیشکی وابستگی ندارم یهو به خودش میاد میبینه خواهرش شیرینترین و دوست داشتنی ترین نی نی جهان رو به دنیا اورده، واقعا ناجوانمردانست.
من از پروسه دیتینگ ناامیدم و درگیرش نمیشم چونکه دلم نمیخواد با کسی آشنا بشم که فقط میخواد با «یکی» بره تو رابطه. دلم میخواد با کسی آشناشم که دلش میخواد با «من» بره تو رابطه.