روایت یک ابتذال؛ جلسه رسیدگی پرونده کنسرت کاروانسرا:
روز ۱۹ خرداد به عنوان وکیل سه نفر از نوازندگان گروه موسیقی کنسرت خانم پرستو احمدی، در دادگاه حاضر شدم، ۵ وکیل و ۹ متهم. دفاعیات با توضیح معمول در خصوص ارکان مادی و معنوی جرم، مسئولیت هر یک از افراد و قصد و نیت آنها شروع شد./۱
#پرستوـاحمدی و #پژمانـجمشیدی هر دو محکوم به ضربه شلاق شدن.
چقدر باید وحشتناک باشه که در جمهوری اسلامی خوانندگی زنان همون حکمی رو داره که تجاوز به زنان.
بعد از پیداکردن پیکر عزیزامون تو کهریزک، برای انتقالشون به بهشتزهرا، همه ی خانواده ها تو صف بودند۵-۶ساعت در صفی ماندیم که هر بیست دقیقه یک متر جلو میرفت
هر بار پا میشدیم، احمد رو بلند میکردیم، چند قدم جلوتر میبردیم،
دوباره مینشستیم کنارش و ما همونجا،جا موندیم
#احمد_خسروانی
دوستی به نقل از یک وکیل حقوقبشری و در توصیف وخامت و ابهامِ وضعیت پروندهها میگفت: صبح اول خبرها رو چک میکنیم اگه موکلمون اعدام نشده بود بعد دوباره پیگیر پروندهاش میشیم...
#نه_به_اعدام
دیروز بعد از پنجاه و نمیدانم چند روز، گوگل آن هم نصفهجان و به زور وصل شد. خبرش سریع بین همه پیچید؛ عدهای خوشحال بودند که شاید این نشانه باز شدن بقیه محدودیتها باشد.
اما چند لحظه بعد آدم به خودش میآید که: چطور کار به جایی رسیده که مردم باید برای وصل شدن ناقصِ گوگل ذوق کنند؟ برای باز شدن چند لینک ساده، برای ابتداییترین حق دسترسی.
فاجعه فقط فیلتر و محدودیت نیست؛ فاجعه این است که میخواهند توقع مردم را آنقدر پایین بیاورند که کمترین چیزها هم شبیه لطف جلوه کند. این نهایت بیاعتنایی به شأن مردم است. دم از وفاق و وحدت هم میزدند!
پ.ن: این توییت با یک گیگی که به قیمت ۶۰۰ هزار تومان خریداری شده نوشته شده و نمیدانم ارسال میشود یا نه.
این فازی که برداشتید بخاطر ذرهای مخالفت به همه میگید مزدور و وطنفروش و بیوطن و اینا یه روزی باید تموم شه. یا حداقل کمتر بشه. از این نگرش ساختن ایران آباد و آزاد در نمیاد
هر سه طرف درگیر در این جنگ، بارها و بارها مرتکب جنایت شدهاند. نه جان غیرنظامیان برایشان اهمیت دارد و نه آینده ایران، نه حقوق بشر و نه کرامت انسانی، نه قوانین بینالمللی و نه قوانین جنگ!
این جنگ لعنتی را متوقف کنید.
#NowarCrimeslnIran#StopwarOnİran
چند نسل نابود شوند جگرتان خنک میشود؟ آرزوهای چند نسل تفش برآب شود نفرتتان تمام میشود از این سرزمین؟ روی حرفم با همه جنگطلبهاست، همه آنها که ادامه این وضعیت را تبلیغ میکنند، از هر گروهی که هستند. آیا وجدان دارید؟
یک گفتگوی تلخ در سه پرده 💬
⸻
📄 پرده اول: هفته اول جنگ؛ ۶ مارس
دوست از ایران:
سلام. من خیلی وقتی شما رو فالو میکنم و از ایران هم هستم، از زیر موشک و بمب. توییتهای متصل به توییت آخر شما دیگه واقعاً داره روانیم میکنه.
چیکار کنیم که داره زیرساخت میزنه؟ بگیم نزن؟ بریم به اون حرومزادههایی که انگار قسم خوردن زمین سوخته تحویل بدن بگیم نذار تسلیحات و تجهیزات اینجور جاها؟
چیکار کنیم؟ چرا اینقدر پرت شدی آخه؟ چرا متوجه نیستی که اینجا دارن چیکار میکنن اینا؟
استونر:
سلام. ممنون از پیغامت. واقعاً شرایط دردناکیه. حال همهمون بده و واقعاً هیچکدوم هم نمیدونم چه کار کنیم. آیا اصلاً کاری از دست ما ساخته هست؟ تأثیری داره؟
متاسفم که از پیغامهام اذیت میشی. برای من مهمه که اون اصول اخلاقی که دارم (که ممکنه به نظر شما و خیلیها غیراخلاقی هم بیاد) توی اظهار نظرم انعکاس پیدا کنه.
پنج ساله توییتر هستم و تمرکزم روی جنایتکار بودن ج.ا بوده. در عین حال سالهای زیادیه که آمریکا زندگی میکنم و زاویه این سمت و میزان بیمسئولیتی و نتایج احتمالی فاجعهباری که اون بیمسئولیتیها (حتی در قبال خود آمریکا، ایران که بماند) میتونه داشته باشه رو فکر کنم کمی بیشتر از خیلیهای دیگه بشناسم.
دوست از ایران:
سلام. خیلی ممنونم از پیامت. دیشب از من خواستی بلاک یا میوتت کنم [اینجا به یکی از منشنها اشاره شده] هرگز این کار رو نمیکنم. من حتی با کسانی که اختلاف نظر دارم هم حرف میزنم، شما که همنظر هم هستم باهات.
دیشب تند رفتم، همونطور که میبینی. خیلی ساله اینجا هستم و فقط میخونم و حرف نمیزنم. دارم دیوانه میشم. همه دور و برم اینجا دارن دیوانه میشن. متوجهم که فشار زیادی رومه و واقعاً آدمی نیستم که در برابر احساساتم اینقدر بدون کنترل باشم.
بابت دیشب عذرخواهی میکنم، تو هر سه کاری که میکنی باهات همنظرم. ما داریم اینجا دیوانه میشیم، زیر بمب و زیر دوقطبی.
استونر:
ممنونم از اینکه اینو گفتی. درک میکنم کاملاً. آرزوهای خوب برای همهمون.
⸻
📄 پرده دوم: هفته چهار جنگ؛ ۲۸ مارس
دوست از ایران:
امروز خواستم یک بار دیگه ازت بابت رفتار تندم عذرخواهی کنم. مشخصاً هر دوی ما در یک سنگریم. ارادتمند.
استونر:
خیلی خوشحال شدم از پیغامت. هم از محتواش، هم از اینکه سلامتی و تونستی وصل بشی. ممنونم.
مراقب خودت باش و به امید پیروزی «سنگر ما».
⸻
📄 پرده سوم: شروع هفته ششم جنگ؛۴ آوریل
دوست از ایران:
رفیق ندیده، ۴۸ ساعت دیگه معلوم نیست چی به سر ما میاد. 😢
وقتی همهچیز خاموش شد، تو صدای ما باش.
استونر:
شرایط اصلاً خوبی نیست، ولی امیدوارم یک چیزی نجاتمون بده. امیدوارم چند وقت دیگه همینجا بگیم اونقدر هم که فکر میکردیم بد نبود.
راستی، اشکال نداره من بخشی از این مکالمه رو بدون اسم پست کنم؟ فکر کنم همین [مکالمه] بخشی از صدا باشه.
دوست از ایران:
هیچ اشکالی نداره.
——-
با خوندن پیغام آخرش فرو ریختم! 😞💔