You have been wishing that the Hurrians are your Kurdish ancestors because you trust your grandmother's story, and now you find yourself feeling upset. You guys often seek out stories to establish a root to your heritage, as you feel a lack of historical ties to Assyrian territories; this behavior is foolish and misguided.and you are stupid ** SharMoto*
@Ubaaqqqa@anarouzeizm 1st millennium BCE, they were defined by their unique, non-Indo-European language so what ? You want to say they are Kurdish 🤣🤣🤣 kurds even they don't speak one language .
@behzadm75 من میخواهم بدانم چگونه یونان دانشمند و کتاب داشت ولی فارسها که ادعای ۳۵۰۰ قدمت ندارند جیزی ندارند؟ یا بابل هزاران کتبه گلی بر جا گذاشتند ولی تعداد کتبه فارسها بیشتر از ۱۰ تا نیست و این مورد تایید هم نیست.
ناله زن عرب احوازى که در خیابان نان میپزد تا قوت روزانه خود، فرزندان و خانوادهاش را فراهم کند، تصویری دردناک و تکاندهنده است. او در میان شعلههای اجاق و گرد و غبار خیابان ناله میکند:
«علی الوالده عودي وصيتي… أنا غربيه في طرف بيتي.»
(به مادرم، وصیتم را برسانید… من در اطراف خانهام غریبم.)
این صدا، صدای یک فرد تنها نیست؛ صدای یک ملت است. فاجعهای است که هر روز و هر لحظه در زندگی مردم احواز جریان دارد.
زن، کنار جاده نان میپزد و اشک میریزد؛ در وطن خود غریب، برای لقمه نانی که شکم کودکانش را سیر کند. زمینی که روزگاری از آنِ او بود، غارت شده؛ ثروتش ربوده شده و کرامتش لگدمال است.
این است فاجعه انسان احوازى:
زندگی بر خاک پدران و اجداد خود، اما با احساس غربت و بیگانگی.
دیدن نفتی که از زیر پایش جاری است، بیآنکه سهمی از آن داشته باشد، و هر روز فقیرتر و محرومتر شدن.
تنفس هوای آلوده، نوشیدن آب آلوده، و تحمل تبعیض و سرکوب نژادی از سوی قدرتی که او را نه شهروند، که بیگانه یا دشمن بالقوه میبیند.
در قلب این فاجعه، زن دوباره میگوید:
«علی الوالده عودي وصيتي… أنا غربيه في طرف بيتي.»
غریب در خانهاش، غریب در زمینش، غریب در وطنش.
او برای کودکان گرسنهاش اشک میریزد؛ برای غریبهها نان میپزد تا زنده بماند؛ و مرثیهخوان کرامت ملتی است که هر روز هویت، منابع و حق زیستن با عزت از او ربوده میشود.
این است فاجعهای مداوم:
فاجعه حاشیهنشینی و تبعیض نژادی،
فاجعه غارت ثروتها و منابع،
فاجعه غربت کشنده در آغوش وطن،
فاجعه ملتی که زمین دارد اما نه اختیارش را و نه کرامتی که شایسته اوست.
خدا رحم کند بر ملتی که هر روز این بار سنگین را بر دوش میکشد و برای بقا و شرافت در خاک خود میجنگد.
زخمی خونین در قلب تاریخ؛ زخمی که هنوز باز است.