دوست پسرش بینهایت ازگل و تازه به دوران رسیده بود. دختر بیچاره رو مدتها تحقیر کرده بود. دختر قشنگی بود و هیکلش کاملا اوکی بود ولی پسره مدام از فیسش و اندامش ایرادهای عجیب غریب گرفته بود.
همینا باعث شده بود این بچه کاملا تو سکس بی اعتماد به نفس و ترسیده باشه.
با اینکه تو سکس خیلی مبتدی بود ولی اشتیاق عجیبی برای یاد گرفتن داشت و هر کاری بهش میگفتم سعی میکرد انجام بده و یاد بگیره. چیزی که بیشتر از همه تو ذهنم مونده اینه که به خاطر مشکل زنونه، باروریشو از دست داده بود و آخر هر سکس یه creampie خوشگل نصیبم میشد.