@Bibliophile53 مامانم الان سرکوفت بچه دوستشو میزنه به سر من که نگاه کن سمپاد خونده نگاه کن ویولن و گیتار بلده نگاه کن پزشکی خونده و رتبه برتره، مادر من زمانی که اون داشت اینارو یاد میگرفت من نگران این بودم که چطور خرج کنم تا تو دعوام نکنی
کاش میشد از انسان بودن انصراف بدم و تبدیل بشم به یک نیلوفر آبی توی مزارع پرورش نیلوفر آبی چین(نمیدونم وجود داره یا نه فقط یهو به ذهنم اومد) ، بعدشم یکی بیاد منو بچینه و با ریشهام سوپ درست کنه و تموم شم
حالا بین فروپاشی های روانیم یه خاطره بگم
فکر کنم من تنها مجروح و جانباز در راه ساخت ماشین زمان هستم ، پنج شیش سالم بود و به صورت جدی قصد ساخت ماشین زمان رو داشتم و رفتم تمام ظرف ماستارو جمع کردم که بسازمش ولی اشتباهی جای سوراخ کردن ظرف دستمو سوراخ کردم
@twinsmom1996_ ۷-۸ سالم یه رم داشتم کلا آهنگای کامران هومن توش بود و میزدم به هدفون ، صبح و شب فقط کامران هومن
یادمه مامانم پرسید چه آرزویی داری گفتم برم کنسرت کامران هومن