با موتورِش مجروحها را به بیمارستان رساند تا شاید زنده بمانند
دستگیرش کردند و حکم محاربه را به دستانش سپردند
پدر و مادرش را از دست داده
بیکسیِ #محبوبه_شعبانی را فریاد بزنید.
تصویر پایین؛ حرکت نمادین بازیکنای تیم ملی کنگو در اعتراض به کشتار مردم کشورشون تو سال ۲۰۲۴.
دست روی دهن؛ یعنی دنیا داره جلوی این همه کشتار سکوت میکنه.
دو انگشت روی شقیقه؛ یعنی هر روز آدمهای بیشتری تو جنگهای شرق کنگو جونشون رو از دست میدن.
تصویر بالا؛ بازیکن سپاه رو به تماشاگرای ایرانی.
پس لطفاً نگید فوتبال سیاسی نیست. فوتبال همیشه سیاسی بوده؛ فرقش اینه که یه آدم باشرف از هر تریبونی برای رسوندن صدای مردمش استفاده میکنه، یه عده هم میشن بلندگوی حکومت.
شما برای شهدای کربلا عزاداری میکنید و ما برای جاویدنامان میهنمان، تفاوت میان ما و شما همان تفاوت میان جمهوری اسلامی است و ایران؛ شما حرامزادگان هیچ ربطی به ایران ندارید
۱۸ دی…
استوریهای علی رو که دیدم دلم لرزید، اما نگفتم نرو. چون اگه خودم هم بودم، همین کارو میکردم. فقط گفتم: «مراقب خودت باش.»
اونم گفت: «چشم… تو هم قول بده ایران درست شد برگردی.»و این آخرین باری بود که ازش خبری داشتم…سه هفته تمام، نگرانی، دلتنگی و بیخبری. عین دیوونهها صبح تا شب، توی اون کورسوی اطلاعات و قطعی نت، هی اینستاگرام رو بالا و پایین میکردم؛ دنبال یه آشنا، دوست یا فامیل که بتونم از علی خبری بگیرم.تا اینکه سه هفته و دو روز بعد ساعت ۱:۱۳ شب عکس علی رو دیدم نوشتم: «این عکسو از کجا آوردید؟ این داداش منه، زندهست. چرا اطلاعات غلط منتشر میکنید؟»اما شب بود کسی جواب نمیداد از جام پریدم زنگ زدم به خواهرم، برادرم اصلاً یادم نبود اونا ایرانن نت قطعه مغزم کار نمیکرد بعد یهو یاد پسرعموم افتادم زنگ زدم جواب داد فقط پرسیدم:علی بغض کرد گفت: «منم تازه فهمیدم گفته بودن بهت نگیم تا یکی بیاد آرومآروم بهت بگه.قطعش کردم انقدر جیغ زدم انقدر کوبیدم توی سرم صورتمو چنگ زدم تا سرم گیج رفت افتادم زمین.اونجا زندگی برای من تموم شد.الان نمیدونم چند هفتهست گذشته نمیدونم چجوری گذشته نمیدونم چجوری هنوز زندهام.زمان برای من همونجا متوقف شد.توی همون لحظه گیر کردم.#علی_محمدی
#ali_mohammadi
یکشنبه 5 بهمن 1404
17 روز پس از جنایت 18 و 19 دی
همچنان کامیونها پیکر جاویدنامها را به کهریزک منتقل میکنند.
مگر میگذاریم این جنایت فراموش بشه؟
مگه مرده باشیم.
#جاویدشاه