بنظرم همایون ارشادی یکی از غریبترین و غمگینترین چهرههای سینمای ایران بود.
چشمهاش، صداش، مکثهاش...
اون غم آروم و تنهایی نجیبش تو طعم گیلاس؛ شبیه مردی که مدتهاست با خودش حرف میزنه و هیچ پاسخی نمیگیره. انگار از یه جای دور اومده بود و همیشه میخواست برگرده...
این «کسی نیست»... این «آدم تنها است» را من با تمام وجود در آن انفرادی سرد و تمام نشدنی فهمیدم.
مهمترین تصمیمهای زندگیم را در همان روزهایی که فهمیدم تنهایم و واقعاً کسی نیست گرفتم.