هنگام مواجهه با «گسل بنیادین»، کلمات و تفسیرهای کلامی درمانگر کاملاً بیاثر میشوند. در این لایهی بدوی، بیمار به دنبال «فهمیده شدنِ عقلانی» نیست؛ او به دنبال تجربهی یک فضایِ کاملاً پذیرا و بدون قضاوت است تا خویشتنِ تکهتکهشدهاش فرصت کند دوباره در حضور دیگری جوش بخورد.
بالینت
در عُقده مادر مرده، مراجع در بزرگسالی به سختی میتواند عشق را حس کند. روانِ او برای همرنگ شدن با مادری که از نظر عاطفی منجمد بوده، پیوندِ خودش با تمام احساساتِ حیاتی را قطع کرده است. او در ظاهر زنده است، اما درونش یک قبرستانِ عاطفیِ بزرگِ ناگفته دارد.
آندره گرین
برای اینکه بتوانیم فکر کنیم، باید بپذیریم که ما مرکزِ جهان نیستیم. تمدن و بلوغ زمانی رخ میدهد که فرد بتواند رابطهی دو انسانِ دیگر را تماشا کند، بدون آنکه احساس کند حذف شده یا باید آن رابطه را ویران کند.
رونالد بریتون
در مسیرِ تفرد، مراجع مدام دچار بحرانِ بازگشت میشود. درست وقتی که مستقل میشود و گامی به جلو میبرد، ناگهان اضطرابِ جدایی او را میگیرد و با سر به سمتِ چسبندگیِ دوتاییِ سابق برمیگردد. درمانگر باید بتواند این رفت و برگشت میانِ استقلال و وابستگی را تاب بیاورد.
مارگارت مالر
در روانکاوی، ما به دنبالِ "حقیقتِ تاریخی" (آنچه واقعاً در کودکی رخ داده) نیستیم؛ ما به دنبالِ حقیقتِ روایتی هستیم. این حقیقت، همان فضای سومی است که در طولِ جلسات از بازآفرینیِ داستانِ زندگیِ مراجع متولد میشود و به رنجهایش معنا میدهد.
دونالد اسپنس
۴/۴ پس برای فرار از این اضطراب، به پناهگاه روانی (مثل اعتیاد به کار یا انزوا) میگریزد؛ جایی که هیچکس نیست تا با دیدنِ خوبیهایش، نقصهایش به رخش کشیده شود. ترجیح میدهد در تنهایی بپوسد، اما با غنای دیگری روبرو نشود.
#جان_استاینر
۱/۴ برای فرار از اضطرابِ کشندۀ رشک، ذهن به پناهگاههای روانی میگریزد؛ ساختارهایی صلب در ذهن که در آن، فرد هیچ رابطهای با دیگریِ واقعی برقرار نمیکند تا مجبور نباشد با خلاقیت و داراییِ او روبرو شود.
٣/۴ او در ظاهر میگوید: «از صمیمیت میترسم» یا «این آدم به درد من نمیخورد». اما در ناهشیار، ذهن او طاقت ندارد ببیند آن آدم چقدر باکیفیت و داراست و خودش چقدر در برابر او احساس «خالی بودن و حقارت» میکند.
رابطههای ناسالم و بنبستهای عاطفی یک ویژگی مشترک دارند: یکی از طرفین باید کاملاً تسلیم شود تا دیگری پیروز بشود. در این روابط، فضایی برای تفکرِ هر دو نفر وجود ندارد.
جسیکا بنجامین
١-٣ مراجع ناهشیار با کلماتی مثل: «خب این را که خودم هم میدانستم»، «اینها همهاش حرف است» یا با به حاشیه بردن بحث، آن تفسیرِ خوب را زهرآلود و بیاثر میکند. روان او ترجیح میدهد از بیغذایی بمیرد، اما اعتراف نکند که درمانگر چیز ارزشمندی برای بخشیدن دارد.
بتی جوزف
١-٢ رشک ساختاری چطور درمان را قفل میکند؟ مراجع به جلسۀ درمان میآید تا کمک بگیرد؛ اما به محض اینکه درمانگر یک تفسیرِ دقیق، عمیق و یا یک موضوع خوب ارائه میدهد، رشک ساختاری فعال میشود.
١-١در اتاق درمان، مراجعینی که گرفتارِ رشکِ ساختاری هستند، هر تفسیرِ درست و بینشِ عمیقی را که از سمت درمانگر میآید، بلافاصله در ذهنشان بیارزش یا مسخره میکنند؛ روانِ آنها ترجیح میدهد در قحطی بمیرد، اما از دستِ دیگری تغذیه نشود.
در نارسیسیزم مخرب، ذهن ساختاری همهتوان میسازد تا وانمود کند به هیچ چیز نیاز ندارد. این ساختار، دفاعی است در برابرِ رشکِ شدید؛ چرا که نیاز داشتن به دیگری"برای این ذهن، مساوی با اعتراف به فقرِ درونیِ خود است.
هربرت روزنفلد
#رواندرمانی
آدمی میتواند با یک تکه نان در روز زنده بماند، اما بدونِ اینکه توسطِ دیگری دیده و درک شود، جانش منجمد میشود. خشمِ شدیدِ جامعه، فریادِ دلبستگیهای کُشتهشده است.
کوهوت
١-٢وفاداری ما به رنجهایمان، وفاداری به خودِ درد نیست؛ تلاشِ ناامیدانۀ ذهن است برای حفظِ آخرین حلقهی ارتباط با گذشته. ما از دست دادنِ رابطه ناسالم میترسیم، چون بدون آن هنوز نمیدانیم چطور باید تعریف شویم.
#روان_درمانی_پویشی
١-بعضی از ما با اینکه میدانیم یک رابطه، یک آدم یا حتی یک خاطره قدیمی دارد ما را ذرهذره نابود میکند، باز هم رهایش نمیکنیم؟
ذهن ما پیش از لذت، به دنبال «رابطه» است. ذهن ما از تنهاییِ مطلق چنان وحشتی دارد که ترجیح میدهد با رنج و تروما وصل بماند، اما تنها نشود.
بزرگترین خطای یک درمانگر این است که وانمود کند پاسخِ همهچیز را میداند. رواندرمانی زمانی رخ میدهد که ما جرئت کنیم همراه با بیمار، "نتوانستن" و "ندانستن" را تجربه کنیم؛ این همان فضای بازسازی است.
آموختن از بیمار(١٩٨۵)
پاتریک کِیسمنت
در درونِ هر روانِ آسیبدیده، یک باندِ تبهکارِ درونی (نارسیسیزم مخرب) وجود دارد که به محضِ اینکه فرد میخواهد به سمتِ بازسازی و رابطه با دیگری حرکت کند، او را تهدید و مسخره میکند. تحلیل، یعنی شکستنِ قدرتِ این باندِ درونی برای رسیدن به یکپارچگی.
هربرت روزنفلد
#رواندرمانی