هفته پیش توو ترافیک اتوبان جلال یکی ظاهرا سرش توو گوشی بود زد به ما، ما هم زدیم به جلویی انقدر این ماشین جلویی آدم درستی بود که شمارشو آدم حسابی ذخیره کردم
صبح رفتم نون بگیرم از نونوایی دو تا کوچه بالاتر دوتا افغان کلی بربری دستشون بود این اقایی که جلوی ما بود شروع کرد کلی حرف زدن که کل تنورو خریدن و چه خبره و فلان بعد چند دقیقه کارتشو داد شاطر گفت چند تا گفت ۱۲ تا😐