Funny how some teams get asked about football… and others get asked to explain the world.
Shoutout to the Iran team for carrying that weight.
#WorldCup#Iran
فکر کن ساعتها زیر آوار صدای داد زدن بچهات رو بشنوی که میگه: مامان تشنهام، مامان آب
و هیچ کاری از دستت برنیاد و آخر جنازههای پسرات رو از خاک بیرون بکشن
سالها بعد چند تا فیلم عین «درخت گردو» میشه از این جنگ ساخت؟! همون جنگی که یه عده از شروعش قر دادن و از ترامپ تشکر کردن
یه جوری با این کلیپ از تو شکستم و پر بغض که انگار هیچی نمیتونه داغ تورو کم بکنه پسر پولیور ابی.
تنها کودک مفقودالاثر مدرسه #میناب#ماکان_نصیری#جام_جهانی
آنچه مهاجران نمیگویند
مهاجرت یک معامله است.
تو میدهی: جوانی، زبان مادری، خانواده، ریشه.
میگیری: پاسپورت، آیندهای مبهم.
اما هیچکس در این معامله نمیگوید که بخشی از خودت را هم میدهی.
آن بخشی که بلد بود اعتماد کند.
آن بخشی که فکر میکرد آدمها خوباند.
آن بخشی که وقتی یک ایرانی دیگر را میدید، ذوق میکرد.
حالا وقتی یک ایرانی میبینم در خیابان، اول حساب میکنم.
این آدم کیست؟ چه میخواهد؟
هیچکس نمیگوید که یک روز می��سد که دیگر احساس نمیکنی.
نه خوشحال. نه ناراحت. نه دلتنگ.
فقط هستی. مثل یک ماشین که هر روز روشن میشود، کار میکند، خاموش میشود.
یک جایی در درونت یک شیر را میبندی. آرام. بدون اینکه بفهمی. و یک روز دست میزنی آنجا سرد است.
هیچکس نمیگوید که سختترین لحظه مهاجرت، آن لحظهای نیست که میروی.
آن لحظهای است که برمیگردی، برای خاکسپاری.
چمدانم را برداشتم. بلیط گرفتم. در هواپیما نشستم.
و تمام آن دوازده ساعت و دو پرواز لعنتی فقط یک چیز در سرم بود که چرا نبودم. که آخرین باری که دیدمش کِی بود. که آیا میدانست چقدر دوستش دارم یا فکر میکرد لندن برایم از او م��متر بود.
لندن از او مهمتر نبود.
هیچوقت نبود.
اما رفتم. و او ماند. و بعد او رفت.
هیچکس نمیگوید که غم مهاجر فرق دارد.
وقتی کسی در ایران عزیزی را از دست میدهد، مردم دورش جمع میشوند. غ��ا میآورند. میمانند.
من برگشتم لندن سه روز بعد از خاکسپاری.
در آپارتمانم را بستم.
هیچکس نمیدانست.
همسایهام صبح روز بعد سلام کرد، همان سلام همیشگی. من هم جواب دادم، همان جواب همیشگی.
درد اینجا جایی ندارد که برود. توی خودت میماند. در همان اتاق. با همان سقف. با همان باران روی همان شیشه.
هیچکس نمیگوید که بعد از رفتن، زبان فارسیات تنها میشود.
قبلاً یک نفر بود که وقتی زنگ میزدم، اسمم را طوری میگفت که هیچکس دیگری در دنیا نمیتواند بگوید.
“مهدی.”
فقط همین. اما در آن یک کلمه یک عالم بود.
حالا آن کلمه نیست.
و من هر روز در این شهر راه میروم، بین میلیونها نفر، و هیچکس اسمم را آنطور صدا نمیزند.
هیچکس نمیگوید که تنهایی اینجا بو دارد.
بوی آپارتمان سرد. بوی بارانی که روی کت خیس شده و خشک نشده.
اینجا تنهایی سکوت است. سکوتی که گاهی شبها مینشینی و گوش میدهی و میترسی از اینکه هیچ صدایی نیست.
قبل از اینکه چمدانت را ببندی
به تو میگویم، نه برای اینکه نروی. برای اینکه بدانی.
به پدر و مادرت فکر کن.
نه آنطور که الان فکر میکنی، که میروم و هر ماه پول میفرستم، که ویدیو کال میزنم، که تابستانها برمیگردم.
آنطور فکر کن که: اگر یک شب زنگ بزنند و صدایشان فرق داشته باشد، تو کجا هستی؟
هفت ساعت دوری. ده ساعت. یک ویزا که شاید بدهند شاید ندهند.
به آن تلاشی که میخواهی اینجا بکنی فکر کن.
همان تلاش را در ایران هم میتوانی بکنی.
میدانم که میگویی نمیشود. میدانم که میگویی سیستم خراب است، فرصت نیست، آینده تاریک است.
اما اینجا هم سیستم هست. فقط سیستم دیگری. که تو را نمیشناسد. که زبانت را نمیفهمد. که اسمت را درست تلفظ نمیکند.
آن انرژی که میخواهی صرف اثبات خودت در یک کشور بیگانه کنی، همان انرژی را در خاک خودت بریز. شاید دیرتر جواب بدهد. اما وقتی جواب بدهد، کنار کسانی هستی که اسمت را میدانند.
به هویتت فکر کن.
یک روزی میرسد، قسم میخورم میرسد، که نه کاملاً ایرانی هستی نه کاملاً انگلیسی.
وسط هوا معلقی.
و این درد، دردی نیست که قرص داشته باشد.
هیچکس نمیگوید که یک روز میرسد دیگر نمیدانی کجا خانهات است.
لندن خانه نیست. جایی است که زندگی میکنی.
ایران خانه بود. جایی که دیگر آن کسی که خانهات بود، نیست.
و تو”مهدی” وسط این دو، هر شب سرت را میگذاری روی بالش.
نه به ایران فکر میکنی. نه به لندن.
به یک صدا فکر میکنی.
و جواب نمیآید.
فقط باران میآید.
#فراموش_نمیکنیم املاکی پدوفیل در چشم دوربینها زل زد و گفت: «مردم ایران اگر صدای بمب نشنوند، ناراحت میشوند» و «اگر برویم، میگویند برگردید» و «مشکلی ندارند که برقشان قطع شود»
و هر بار دلیل بمباران جدید نداشت، ویدیوهای رقص و التماس بیوطنان جنگطلب را از نو نشر میداد.
ننگتان باد
شما ندیدین. وقتی صدای پدافند و جنگندهها بلند میشد. وقتی مردمک چشمها گشاد میشد. صورتها کش میومد. جملهها نیمهکاره میموند و کلمهها تو هوا بیمعنی و سرگردون ول میشدن. گربهها که سراسیمه میدویدن. صدای انفجار و دستهای مشت شده. نفسی که خونهات رو سرت خراب نشده و عذاب وجدان بعدش.
ما وقتی میگفتیم نرید از ایران بد بگید، نرید درخواست تحریم کنید، نرید درخواست بستن سفارت کنید، نرید درخواست جنگ بکنید، مردم عادی صدمه میبینن بعد مثل گوسفند دنبال یسری عقدهای راه افتادین.
خب
دستآورد این جنگ دقیقاً چی بود؟
سید علی که سرطان داشت و چیزی از عمرش نمونده بود بدون محاکمه در تاریخ به مقام شهادت رسید و براشون عزیزتر شد!
پسرش که با بحران جانشینی مواجه بود در شرایط اضطرار جنگی بدون درگیری با علما و اعتراض مردم که از ۸۸ شعار میدادند «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» و «مجتبی رهبر بشه، ایران قیامت میشه» رو جاش نشوندند و از تو کُما داره رهبری میکنه!
نسل اول و دوم فرماندهان سپاه که از جنگ هشت ساله به قدرت رسیده بودند و تجربی عمل میکردند از بین رفتند و سپاهیان تازهنفس که در دانشگاههای نظامی روسیه تعلیم دیدند و دانش سرکوب سیستماتیک دارند و ما حتی اسمشون رو نمیدونیم روی کار اومدند!
معلوم نیست مملکت افتاده دست کی و باید چه کسی رو فحش بدیم!
بیش از هزار و هفتصد غیرنظامی شامل سیصد کودک با موشکهای آمریکا و اسراییل کشته شدند!
کودکان ما از مدرسهی شجرهی طیبهی میناب تا باشگاه والیبال لامرد که اسمش به گوشتون نخورد…
کشور امنیتیتر از همیشه شد و تو هر صد متر یک ایست بازرسی گذاشتند و مردم رو در ایست بازرسیها به رگبار بستند!
اسلحه دادند دست بچههای پرورشگاه و کودکان کار و کودکسربازان بیپناه تو ایستبازرسیها با موشکهای اسراییل کشته شدند!
انسانهای بیگناه به جرم جاسوسی بازداشت شدند و سرشون رفت بالای دار!
قطعی سه ماهه اینترنت تمام کسبوکارهای بزرگ و خانگی رو نابود کرد و صدها زن��انی سیاسی و عقیدتی در سکوت خبری اعدام شدند!
زندانبانان فرار کردند و زندانیان برای روزها بدون آب و غذا به حال خودشون رها شدند و نمیدونیم چه بلایی سر زندانیان معترض زندان دستگرد اصفهان آوردند!
چند سال بود تصمیم داشتند اینترنت ��و ملی کنند ولی نمیتونستند یک شبه انجامش بدند چون از واکنش مردم میترسیدند، جنگ فرصت خوبی شد حذف اینترنت بینالملل بیدردسر و هزینه انجام بشه و به همون قول معروف کرهی شمالی بشیم!
زیرساختهای مهم و حیاتی ایران از انستیتو پاستور که فلج اطفال رو ریشهکن کرده بود و آلودگی آب و خاک رو میسنجید تا پارس جنوبی قلب صنعت گاز که پای به ثمر رسیدنش هزاران کارگر عرق و اشک و خون ریخته بودند، صدمه دیدند و صدها پل و فرودگاه و بیمارستان از بین رفت و کشور به قبل قاجار پسرفت کرد و تهدیدمون کردند به عصر حجر برمیگردیم و تحقیر شدیم!
بارها به ماهشهر و عسلویه حمله شد! اسراییل اعلام کرد این دو مجتمع که هشتاد و پنج درصد صادرات پتروشیمی رو پوشش میدادند کاملاً از کار افتادند و از مدار خارج شدند!
کاخ گلستان و کاخ مرمر و بازار بزرگ تهران، قلعهی فلکالافلاک و سایت پیشاتاریخ درهی خرمآباد، میدان نقشجهان و کاخ چهلستون و مسجد جامع اصفهان و آثار تاریخی دیگه که ثبت یونسکو و میراث بشریت بودند آسیب جدی دیدند!
تورم سالانه شصت درصد رو رد کرد و اقلام خوراکی صد و ده درصد گرون شدند و خط فقر رسید به ماهی هشتاد میلیون و یک بسته چیپس شده نیم میلیون!
نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران کاملاً نابود شد و کشوری که زیر گوش راستش طالبان و زیر گوش چپش داعشه تضعیف و بیدفاع شد!
در حمله به ناو دنا صدها ملوان تسلیمشده رو کشتند و ترامپ در جواب خبرنگاران که پرسیده بودند چرا کشتی رو نگرفتید و اسیرشون نکردید؟ گفت چون غرق کردنشون سرگرمکنندهتر بود!
از فولاد سبا و مبارکهی اصفهان تا فولاد خوزستان اهواز رو زدند! اسراییل رسماً اعلام کرد هفتاد درصد صنایع فولاد ایران رو نابود کرده!
نمیدونستید بدونید فولاد صنعت مادره، از میلگرد ساختمون و بدنهی خودرو تا لولهی گاز رو فولاد میسازه! یعنی عملاً تمام صنایع ایران رو هدف گرفتند و صدها هزار کارگر رو بیکار کردند…
اسراییل کارخونههای داروسازی رقیبش رو زد و شرکتهای دارویی ایران ورشکست شدند و دارو نایاب شد و بیماران خاص به مضیقه افتادند!
کادر درمان بعد از تعطیلات نوروز به سر کار برنگشت و بیماران در غیاب پزشکان با مشکلات جدی مواجه شدند!
باران اسیدی تهران و مردمش رو داغون کرد و کف خیابونها پر شد از گنجشکهای مرده به رنگ قیر!
مارک روبیو و پیت هگست بارها تو حرفهاشون به خلیج فارس گفتند خلیج و امارات برای جزایر سهگانهی ایران دندون تیز کرد!
ایران به آمریکا بدهکار شد و سالهای ��ال باید نفتمون رو جای غرامت جنگ بدیم بره!
وحشت شبهای موشکبارون یک ترومای جمعی جدید بهمون داد و میلیونها نفر سندروم استرس پس از سانحه گرفتند و وضعیت سلامت روان بحرانیتر شد!
مردم به اصطلاح جنگزده که خونههاشون تخریب شد تو مسافرخونههای ارزونقیمت و هتل لاله خودکشی کردند!
بنزین رو گرون میکنند و صدا از کسی درنمیآد…
تصویر: ترکهای دیوارم که هی بتونه میکردم باز با موشک بعدی از همونجا میشکافت
پ.ن: آپارتمان ما ضدزلزله است
#از_جنگ_بگو
عملا خواندن اخبار کاملا بیمعنا شده.
هیچ رسانه جریان اصلی دیگه قابل اعتماد نیست. اکانتهای معروف توییتری هم که زمانی خوب بودند، عموما بیاعتبار شدهاند.
البته توقعی هم نیست وقتی رییسجمهور قدرتمندترین کشور جهان فقط نویز تولید میکنه.
اخبار خواندن در حال حاضر فقط موجب تشویش ذهنه و هیچی کمکی به کشف حقیقت نمیکنه.
نه اخرین نبرد بود
نه پهلوی برگشت
نه عید کسی رفت به تهران
نه کسی پاسپورت شاهنشاهی گرفت
کارنامهای سرشار از «هیچ»؛ دستپختِ رویافروشی پیش��ا و خوشباوریِ تودهای که چشمبسته دنبالش دویدند!
اونجا که بر سر نامبارکش فریاد زد: «به چه حقی از "مردم من، ایران" من حرف میزنی در حالی که دعوت کردی تا بمب روی سر ملک و ملت بریزند؟» رو بارها و بارها و بارها دیدم.
لخت بودن پادشاه رو فریاد زد... درود به شرف و شجاعتت زن!
دسترسی به اینترنت برای نیازهای مختلف خبری، سرگرمی، آموزش، کسب و کار... جزو حقوق مردم است.
استمرار محدودیت بدون توضیح قانعکننده مسئولان و در کنار آن فروش اینترنت پرو، مولّد خشم و احساس تحقیر و تبعیض در گروههای سنّی و لایههای مختلف اجتماعی است.
کانفیگهای میلیونی نوع استفاده مارو از اینترنت تغییر دادن. دیگه نه پادکست گوش میدیم، نه ویدئو می بینیم، صرفا خوندن متن و خبر. شاید تنها دلخوشیای خیلی از ماها دیگه در دسترس نیستن.
نه به #اینترنت_طبقاتی
مصیبت های قطع اینترنت
بخش های پنهان !
شاید فکر کنید با وصل شدن اینترنت خب همه برمیگردن به هر حال به سرکارشون و تا حد زیادی تو این زمینه مشکلاتشون حل میشه اما به هیچ عنوان این جور نیست
منه محتوا ساز همکاران بسیاری دارم که اکنون با توجه به قطعی اینترنت و نداشتن هیچگونه درآمدی مجبور شدن تجهیزات کاریشون شامل لنز های اضافه و بعد کم کم خود دوربین و گاهی گوشی هاشون رو بفروشن و یک گوشی ساده تر بخرن و با پولش برن مدتی بیشتر زنده بمونن !
بسیار همکارانی دارم که استدیو های تولید محتواشون رو تحویل دادند و اگر همین فردا صبح هم دوباره بخوان برن استدیو بگیرن بخاطر تورم وحشتناک شک نکنید حداقل 30 درصد باید پول بیشتری بدهد
سیاست های کاری شرکت های زیادی دیگه عوض شده و مثل سابق نخواهد شد . کمپانی های بزرگ تکنولوژی ایران حتی با برگشت اینترنت هم حاضر به ریسک پذیری و سرمایه گذاری در بخش هایی که ممکن است با قطع اینترنت از بین برود نیستند همانطور که بعد از جنگ 12 روزه نبودند
اینترنت اگر هم وصل شود ؛ عده ای دیگر هرگز به سرکار خودشون برنمیگردند ، عده ای هرگز به اون عملکرد قبلی نخواهند رسید و پوزیشن های شغلی بسیار زیادی هم که قبلا وجود داشت دیگر وجود نخواهد داشت
از مصیبت های نبود اینترنت میتونم سال ها بنویسم...
اینکه اون شب، تقریباً تمام دنیا، فرقی نمیکرد راستگرا باشن یا چپگرا، جمهوریخواه باشن ی�� دموکرات، از یه جمله شوکه و نگران شده بودن:
«امشب یک تمدن از بین خواهد رفت و هرگز برنخواهد گشت.»
ایرانیها، چه داخل کشور چه خارج از کشور، خیلیهاشون اون شب نخوابیدن؛ یا اگر خوابیدن، با اضطراب و کابوس از خواب پریدن.
اما دردناکتر از خود اون ترس، واکنشی بود که از بعضی هموطنها دیدیم.
وقتی درباره ترسمون حرف زدیم، بهمون حمله شد، فحش شنیدیم.
یه عده گفتن اینکه حرف ترامپ رو جدی گرفتیم، نشونه حماقته.
یه عده دیگه گفتن اگر ترسیدیم، حتماً به حکومت وصل هستیم.
و خیلیها هم با افتخار نوشتن: «ما که راحت خوابیدیم.»
واقعاً عجیبه.
وقتی بخش بزرگی از جهان نگران نابودی یک کشور بود، بعضی از هموطنها از شدت خشم و نفرت، آسوده خوابیدن،
و صبح که بیدار شدن و دیدن نه کشوری نابود شده و نه تمدنی از بین رفته، حتی ناراحت هم شدن.
ای " گاو مجسم" کودک، کودک است. فرقی ندارد ماکان مینابی باشد یا کیان پیرفلک، فرزند یک سپاهی یا فرزند یک آمریکایی. کودک نباید بمیرد. هر جا و هر مکان، اولویت بر حفظ جان کودک است. با برجسته کردن ت��ار خانوادگی کودک برای سفیدشویی جنایت اقدام میکنید.
ما اینترنت رو برای همه میخوایم! برای برادرم میخوام که دوست داره آنلاین بازی کنه ، برای مادر بازنشسته ام میخوام که سرش رو تو اینستاگرام گرم کنه ، برای پدرم میخوام که یوتیوب ببینه
ما اینترنت طبقاتی نمیخوایم
#DigitalBlackOutIran
اینترنت توی ایران تکنیکالی قطع نشده صرفا قیمتش صد برابر شده. قطع اینترنت واقعی توی اون ده روز ابتدای دی ماه اتفاق افتاد. الان صرفا اینترنت فقرا قطع شده.