While Iran's tactics in the Strait of Hormuz have captured global attention, this analysis shows that the stakes are even higher in the South China Sea, where $6.4 trillion in goods passed through its major straits in 2024.
در حالی که تاکتیکهای ایران در تنگه هرمز توجه جهانی را به خود جلب کرده است، این تحلیل نشان میدهد که خطرات در دریای چین جنوبی حتی بیشتر است، جایی که در سال ۲۰۲۴، ۶.۴ تریلیون دلار کالا از تنگههای اصلی آن عبور کرده است.
https://t.co/m4WpOWVk6s
اگر کشورهای منطقه خاورمیانه نتوانند اختلافات خود را از طریق سازوکارهای منطقهای مدیریت کنند؛ همچنان میدان رقابت قدرتهای بزرگ باقی خواهند ماند.
https://t.co/7vMZ45Mj6q
لحن مبهم توافق ایران با آمریکا درباره پیشرفتهای آتی نمیتواند بازیگرانی با چنین منافع متضادی را کنار هم نگهدارد. صادقانهترین پیشبینی، در عین حال ناامیدکنندهترین آنهاست: این درگیری با شدت و ضعفهای متفاوت برای مدتی طولانی ادامه خواهد داشت.
https://t.co/zrocUTFxN2
In 2026 the US will overtake Norway to become Europe's largest overall supplier of gas, just as Russia was before 2022. This dependency exposes Europe to coercion by the US.
در سال ۲۰۲۶، ایالاتمتحده از نروژ پیشی خواهد گرفت و به بزرگترین تأمینکننده گاز اروپا تبدیل خواهد شد، درست همانطور که روسیه قبل از سال ۲۰۲۲ بود. این وابستگی، اروپا را در معرض اجبار ایالاتمتحده قرار میدهد.
https://t.co/2zVMuzbnla
حزبالله، حماس و حوثیها اکنون بخشی از یک مجموعه اقدامات قهری گستردهتر هستند و نه سپر اصلی ایران.
Hezbollah, Hamas, and the Houthis are now part of a broader coercive portfolio rather than Iran’s main shield.
https://t.co/WKNQsaqliX
عمان بین دو راهی گیر افتاده و سعی میکند بین ایران و آمریکا تعادل برقرار کند. انجام این کار در گذشته جواب دادهاست؛ اما با توجه به اینکه دو طرف در جنگ هستند و دائماً سعی میکنند از یکدیگر پیشی بگیرند، این رفتار عمانیها در نهایت به ضررشان تمام خواهد شد.
https://t.co/xNZd0dgep0
Constricted traffic patterns, escalating warnings, uncertain mine threats, and a new drone attack all suggest that Tehran has no intention of willingly going back to business as usual in the Strait of Hormuz, regardless of diplomatic breakthroughs.
الگوهای ترافیکی محدود، افزایش هشدارها، تهدیدهای نامشخص مین و حمله پهپادی جدید، همگی نشان میدهند که تهران، صرف نظر از پیشرفتهای دیپلماتیک، قصد ندارد داوطلبانه به روال معمول تجارت در تنگه هرمز بازگردد.
https://t.co/bZBl8Ba2rI
مهمتر از همه، دولتها و شرکتهای بزرگ انرژی اکنون ناچار شدهاند هزینهای را بپذیرند که پیشتر کمتر به آن توجه میکردند: هزینه نادیده گرفتن نقش ایران در معادلات انرژی جهانی./۲ و تمام
کاهش قیمت نفت ممکن است نشانه پایان مرحله حاد بحران باشد؛ اما پیامدهای ژئواکونومیک آن تازه آغازشده است.
ذخایر نفتی و ارزی تحلیلرفته، زنجیرههای تأمین آسیبدیده، تورم ماندگار و بازآرایی مسیرهای تجارت انرژی تا سالها بر سیاستگذاری اقتصادی کشورها سایه خواهد افکند./۱
سه چالش پس از جنگ خلیجفارس؛ جغرافیا، پول نقد و اعتماد، تعیین خواهد کرد که چه کسی بهبود مییابد و چه کسی از صحنه خارج میشود.
The Persian Gulf’s three post-war challenges: geography, cash, and confidence will decide who recovers and who drifts.
https://t.co/9i55Lim9ZO
A full sanctions lift remains unlikely unless negotiations produce a comprehensive and durable agreement addressing the core issues that led to sanctions in the first place.
لغو کامل تحریمهای ایران بعید است؛ مگر اینکه مذاکرات به توافقی جامع و پایدار منجر شود که به مسائل اصلی که در وهله اول منجر به تحریمها شده است، بپردازد.
https://t.co/L5sgzLIC7I
CSIS estimates the cost of Operation Epic Fury to be between $34 billion to $42 billion in six categories: deployment/redeployment, munitions, higher operational tempo, equipment losses, base damage, and higher fuel prices.
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) هزینه عملیات خشم حماسی را بین ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار در شش دسته تخمین میزند: استقرار/بازاستقرار، مهمات، سرعت عملیاتی بالاتر، از دست دادن تجهیزات، خسارت به پایگاهها و افزایش قیمت سوخت.
https://t.co/uHWWS5pN0F
جنگی که هدف نهاییاش فقط کنترل زمین نیست؛ بلکه کنترل این است که چه کسی حق دارد منابع خود را به قدرت اقتصادی تبدیل کند و چه کسی، با وجود حق، از امکان بهرهبرداری محروم میماند./۲ و تمام
«خط زرد» (Yellow Line) اسرائیل در خاک لبنان فقط یک خط نظامی روی نقشه نمیباشد؛ بلکه خطی است که میان مالکیت حقوقی و امکان واقعی توسعه فاصله میاندازد؛ و این، شاید دقیقترین معنای ژئواکونومیک بحران امروز لبنان باشد./۱