دیروز یه بیماری داشتم که دندونش اندویی شد
و قطعا یه بیماری روانی داشت
شدیدا مشکوک بود
میگفت چند نفر منو اذیت میکنن اونا سپردن که دندون منو ترمیم نکنین اندو بکنین؟
حدودا نیم ساعت از این مدل حرفا زد
و من ...به خودم
بچهها من واقعا زندگیم رو دوست ندارم، یعنی مثلا آخرین باری که واقعا خوشحال بودم و استرسی نداشتم رو یادم نمیاد، چقدر دیگه باید این شکلی ادامه بدم کسی در جریانه؟
دقیق بخوام بگم از ۲۱ دی ۱۴۰۲ نرفتم سرکار و خونه ام
از حدود دو ماه قبل زایمان تا الان که ۱۹ ماهشه دخترم
از ۱ آبان میخوام شروع کنم کارمو
ولی عذاب وجدان و استرس مهد کودک منو رها نمیکنه🤦♀️