از سخت ترین تجربههای مهاجر بودن این روزها اینه که
تو جغرافیای بیرون،
زندگی، کار، درس، مسئولیت، روال هر کشور عادی «بیوقفه» ادامه داره و تو هم مجبوری به همراهی،
وقتی تو جغرافیای درونت…
جنگه، ترسه، سوگه، خشمه، درماندگیه…
که حتی صبح هم دلت نمیخواد پا شی و میخوای همهچی متوقف شه
شما رو نمیدونم ولی من از صمیم قلب دلم میخواست وجود نداشتم، هیچ کدوم ازین کسشرا ناراحتی خوشحالی عشق دوست داشتن رو تجربه نمیکردم. زندگی کردن اصلا نمی ارزه
من واقعا خستهام. از جمهوری اسلامی، از ایران، از جنگ، از مردم، از دوستام، از اخبار، از فرار، از بیکاری، از خاورمیانه، از قطعی اینترنت. از همه چی خستهم. کثافت گرفته این زمان و مکان رو.
The entire Islamic Republic is terrorist, without exception.
Its parliament is just an extension of the same thing.
Trump knows very well who he would be negotiating with; the same people who threaten him and his country with death every single day