آخرين جوکی که در بغداد دارد دهان به دهان در بغداد میچرخد این است: گدایی در خیابان جلو کسی را میگیرد و ازو پول میخواهد. طرف جواب میدهد «برو شرکت سام. {آخرین شرکت ازین دست که ورشکست شد.} پولم آنجاست.»
گدا میگوید: « پول من هم همانجاست.»
آخرين جوکی که در بغداد دارد دهان به دهان در بغداد میچرخد این است: گدایی در خیابان جلو کسی را میگیرد و ازو پول میخواهد. طرف جواب میدهد «برو شرکت سام. {آخرین شرکت ازین دست که ورشکست شد.} پولم آنجاست.»
گدا میگوید: « پول من هم همانجاست.»
هر یک دلار به هزار دینار میرسد، مطمئنم. (در ژانویهی 1996، بهای هر دلار تا سه هزار دینار افزایش پیدا کرد و بعد دوباره آمد زیر هزار.)
#یادداشتهای_بغداد#مؤمنی
هر یک دلار به هزار دینار میرسد، مطمئنم. (در ژانویهی 1996، بهای هر دلار تا سه هزار دینار افزایش پیدا کرد و بعد دوباره آمد زیر هزار.)
#یادداشتهای_بغداد#مؤمنی
بخش تحریم( 2003-1991)؛
«مامانِ معتزه گفت از آدمهایی که خانهاش را اجاره میکنند سالی یک مرغ خواسته. با این حال قبول نکردهاند- فکر کن که حتی استطاعت مالی یک مرغ در سال را هم نداشته باشی. آدم چطور میتواند ازین موضوع
دل چرکین نباشد؟»
#یادداشتهای_بغداد
بخش تحریم( 2003-1991)؛
«مامانِ معتزه گفت از آدمهایی که خانهاش را اجاره میکنند سالی یک مرغ خواسته. با این حال قبول نکردهاند- فکر کن که حتی استطاعت مالی یک مرغ در سال را هم نداشته باشی. آدم چطور میتواند ازین موضوع
دل چرکین نباشد؟»
#یادداشتهای_بغداد
آخرین جوکی که درباره صدام دارد در بازار پخش میشود این است: صدام در جلسهای از وزرایش میپرسد: «ساعت چند است؟»
یکی جواب میدهد: «هرچه شما بفرمایید، قربان.»
بخش تحریم پس از جنگ:
«کلی حرف درباره غذا و قیمتها. تخممرغ دانهای شصت دینار. حتی در زمان جنگ هم دوازده تا تخممرغ فقط چهار دینار بود. باطری جدید ماشینم 16000 دینار خرج برخواهد داشت.... .»
#یادداشتهای_بغداد
بخش تحریم پس از جنگ:
«کلی حرف درباره غذا و قیمتها. تخممرغ دانهای شصت دینار. حتی در زمان جنگ هم دوازده تا تخممرغ فقط چهار دینار بود. باطری جدید ماشینم 16000 دینار خرج برخواهد داشت.... .»
#یادداشتهای_بغداد
در قهوهخانهها صحبت بر سر ملیگرایی نیست، تمایل به این است که آمریکا بیاید و کشور را اشغال کند-ماجرا را تمام کند.صدام همچنان تو تلویزیون ظاهر میشود. به نظرم این آدم قدرتمند احساس میکند ذاتاً مصون است.آیا تاریخ، بویژه تاریخ پُر از خشونت ما،چیزی یادشان نداده؟
#یادداشتهای_بغداد
هيچکس دیگر وسایل برقی را نمیدزدد، به جز لوستر. بنزین، آبجو و سیگار کالاهای محبوبی هستند، و عجیب اینکه قیمت همهشان هم یکی است.
... شرایط برای نوشتن خیلی افسرده کننده است. مدام میگویی اوضاع بدتر از این نمیشود و بعد میبینی که میشود.
چه قدر بد میتواند بشود؟
هيچکس دیگر وسایل برقی را نمیدزدد، به جز لوستر. بنزین، آبجو و سیگار کالاهای محبوبی هستند، و عجیب اینکه قیمت همهشان هم یکی است.
... شرایط برای نوشتن خیلی افسرده کننده است. مدام میگویی اوضاع بدتر از این نمیشود و بعد میبینی که میشود.
چه قدر بد میتواند بشود؟
میرود خونگرمی اهل جنوب، ایشان و سرزمینهاشان را به درس عبرتی برای تاریخ و آیندگان بدل سازد!
پروردگارا...!
زمین و آسمانهایت بر آنان نگاهبان
و در وجود مبارکشان عقلی سرد نیز، سرازیر بدار!
آمین.
#جنوب_بی_دفاع
با وجود محرومیت از حتی انتظار مرگی آرام، مستغرق اند در این امید که بالاخره روزی با تمام دردها و رنجهاشان از یاد خواهند رفت!بلی، روزی ما از میان خواهیم رفت،
آن روز رنج ما هم از میان خواهد رفت.
باید که یاد رنج ما از خاطر هم رفتنی میبود!