بزرگترین شوکی که به جریان چپ ایران وارد شده ملیگرایی و ایرانگرایی اکثریت مطلق جامعه ایران است
کار این قماش بیشرف را به جنون کشانده تا جایی که همگی در جبهه بقای جمهوری اسلامی جمع شدهاند و از هیچ همراهی با جمهوری اسلامی در ضدیت با خواست و اراده مردم ایران دریغ نمیکنند
این صحبتهای طوفانی داروین صبوری رو باید همه مردم ایران بشنون؛ من از جمهوری خواهی میترسم؛ چون میدونم تهش یا فرزندان هاشمیرفسنجانی نشستند، یا کسانی که بهشون جوایز بینالمللی دادن تا بتونن رهبرتراشی کنند، تهش نرگس محمدیها نشستند، تهش همون گفتمان پوسیدهی ۵۷ نشسته که ایران رو به این روز سیاه کشونده
مسئله من این نیست که امثال لیلاز به فلان قوم و بهمان قوم و فلان شهر توهین کردند یا نقد کردند یا هر تحلیلی با هر میزان مایه ارائه دادند، مسئله این است که چطور افرادی در کسوت اشغالشده «روشنفکری» میتوانند قاجاری که دو سوم ایران را از دست داد و تا اواخر وجود نحسش «ارتجاع مطلق» بود را سفیدشویی میکنند.
دریاچه رذیلت، جامی به کف گرفته
سیگار برگ بر لب، ژست مهان گرفته
فخر از «اکو» فروشد، در کافههای غربت
بر چاینوش کوچه، تازد به اسب نخوت
در چشمِ او خلایق، بیمایه و حقیرند
چون نوبتِ سخن را، زین کاهلان بگیرند
نامش نشانِ دریا، اما به وسعتِ جوی
سودای خودستایی، دارد به هر تکاپوی
#لشکر_فرومایگان
#شویندگان_خون
#نیابتیهای_اطلاعات_سپاه
Quand on apprend l’Histoire en dehors des memes reddit on finit par savoir qu’aucun colonialisme européen n’a jamais été plus comiquement violent et glorieusement raciste que l’Espagnol, et l’écart est tellement gigantesque qu’il n’y a même pas match.
خامنهای دیکتاتور بود. هیچ واقعه یا توجیهی نمیتواند بر این واقعیت خاک بپاشد. جنگ، حملهی خارجی یا "شرایط حساس کنونی" باعث نمیشود زندگیِ زیستهمان را از یاد ببریم، بیدادِ او بر جانِ این جامعه را فراموش کنیم. او هم در جایگاه یک رهبر مذهبی نشسته بود و هم شهریار سیاست و به خود اجازه میداد در همه امور دخالت کند. از اردوی دانشجویی در کیش، که نباید مختلط باشد، تا واردات واکسن و لوازم خانگی و محتوای کتابهای درسی، از پوشش زنها تا ریزترین جزئیات. همین شهوت عجیب او به کنترل همه چیز، او را شبیهِ پسرعموهایش ملاعمر و بغدادی میکرد. هر سه داعیهی زعامت بر مسلمین را داشتند. هر سه قصد داشتند اسلام را پیادهسازی کنند. هرچند جامعهی ایران مقاومتر از بقیه بود. در برابر دیکتاتور میایستاد و در برابرش مقاومت میکرد. همین مقاومت باعث میشد که خامنهای از جامعه متنفر باشد و تلاشش را بکند که آن را تضعیف کند. از استقلالِ جامعه از حکومت عصبانی بود. دیدیم که او در پیادهسازیِ جامعهی اسلامیاش شکست خورد. جامعه با پوشش مطلوب او، با حجاب مخالفت کرد، با سیاست خارجیاش مخالفت کرد، با سبک زندگی و مرگخویی او مخالفت کرد. خامنهای مرگ را تقدیس میکرد و جامعه زندگی را.
او در هر دو جبههای که میجنگید شکست خورد. در شب مرگش، شهر میخندید و صدای شادی بلند بود. هم جامعه با او همراه نشد و هم به دست دشمنش در وسط پایتخت خودش کشته شد. او دیکتاتور خوشفرجامی نبود. با شکستی بزرگ بازی را ترک کرد.
دقت کردین چی شد دیگه؟
فکر میکردن که قشری که حاضرن روایت آرش رو که اولا به تیغ وزارت ارشاد سلاخی شده ببینند. دوما نویدمحمدزاده قرار بوده ستاره ش باشه و اعلام کرده که فلسطین به کونم رو میپسندن. سوما تو این شرایط اقتصادی پول به این چیزا میتونن بدن رو قاعدتا دارن برا خودشون دیگه! پکیج کامل، دیسکورس ملیگرایی شیعی در چارچوب نظام با دست اندازی به اسطوره های اپوزوسیون در قالب محصول فرهنگی مجاز و مورد تایید برا مصرف طبقه متوسط و هنری ادایی.
بخاطر همین انقدر متعجب شدن از هووو شدن بقایی. کم توقعی شون شده، اینطوری که آب و نون که دارین، تیاتر هم که براهه، براتون قفل آرش رو هم که باز کردیم، حجاب هم که آزاد گذاشتیم تو سالن، دیگه چه مرگتونه؟! :)))
چرند آخوندمهر یا همون سهند ایرانمهر با نام واقعی سعید علیخانی، عامل رسانهای وزارت امورخارجی در فضای مجازی، بتازگی توسط قماش اصلاحات از حجاب ناشناسبودن خارج شده تا با این دکوپوز، تحت لوای بخورات ادبی و اندکی صدای قلقل در پشت صحنه، به تحلیلهای استراتژیک بیشتری دامن بزنه.
جنایت فجیع در قبال مریم یارمحمدی نباید جامعه ایران رو تکون بده؟! کجاست مشت آهنین دولتی که رسوم قبیلهای و عشیرهای رو خورد کنه و پاسدار حقوق یک شهروند ایرانی در قاموس انسان، به ما هو انسان باشه!!
ومع ذلك، فكلما افتعل هذا النظام الطائفي أزمةً ما، نجد أن الرأي العام في هذه الدول العربية —بدلاً من إبداء التضامن مع الشعب الإيراني— يُفاقم التوتر الطائفي بمشاعر العداء العرقي! وعلينا أن ندرك أن مواجهة هذا النظام الأصولي تتطلب منا الوقوف متحدين في خندق واحد.
يتعين على قادة الدول العربية الواقعة على الضفة الجنوبية للخليج الفارسي أن يحسموا أمرهم نهائياً: فإما أن يتحملوا جزءاً من تكلفة إسقاط نظام الجمهورية الإسلامية، وإما أن يتعاملوا مع هذا النظام الطائفي - متحملين بذلك ما يشبه الشوكة في العين والنصل في الحلق!