@karakalism@s00ad00 دوستم متاهل بود و من مجرد
من همیشه خودمو باهاش وفق میدادم و تایممو هماهنگ میکردم.
وقتی متاهل شدم دیگه تایمم فقط مال خودم نبود نتونستم مثل قبل با برنامه های اون هماهنگ باشم
این شد توقع و دلیل ناراحتیش این بود ک من بعد ازدواج تغییر کردم و دیگه به دوستام اهمیت نمیدم
@s00ad00 اخ اخ
من خودم تصمیم گرفتم دوستیم با بهترین دوستم تموم بشه
الانم که بهش فکر میکنم قلبم میگیره
اما از یه جایی ب بعد واقعا ادما نمیتونن کنار هم خوشحال باشن
@boringlife1993 یکی از دوستای من اوایل ازدواجش چنین مشکلاتی داشت
اما شروع کرد مقابله به مثل کردن
مثلا اگه شوهرش اجازه نمیداد این بره بیرون اونم میگفت بعد ساعت کاریت بلافاصله باید بیای خونه و حق نداری بمونی پیش دوستات و دعوا راه مینداخت
شوهرش یهو زمین تا آسمون عوض شد
@mmaall1900 خانم حبیبی
معلم کلاس اولم
نمیدونم چرا ازت کینه ندارم و حتی ته دلم دوستت دارم
اما واقعا پاره کردن هرروزه دفتر یه دختر بچه کلاس اولی به خاطر بدخط بودن، اصلا کار خوبی نبود
@shahan021kid@kimiarasekhpour دقیقا برای پدر منم پیش اومده بود ک گفته بود سلام دایی من فاطمه ام
و بابام ک گرم احوالپرسی کرده بود گفته من انقدر پول لازم دارم برام میزنی
حالا فاطمه کیه کسی ک پولش از پارو بالا میره😐
@shahabimos من هنوز مدرسه نمیرفتم پسر عمم کلاس سوم بود
تازه یاد گرفته بود میشه حیوونا رو با برق تاکسیدرمی کرد
طی یه نقشه جذاب تصمیم گرفتیم
یه ��لخ بزرگ رو بکنیم تو پریز تا تاکسیدرمی بشه
حالا لحظه ای که من و دختر عمم پسر عممو سفت نگه داشته بودیم و پاهای ملخ فرو شد تو پریز رو تصور کنید
@ferferak_ چند روز پیش دختر دوستم ب من گفت خاله تو از همه تپلتری خاله مهرنازم زیادی لاغرشده بعد شروع کرد با دستاش نشون دادن ببین خاله مهرناز اینقدیه || تو اینقدی|..| دوتاتونم باید بشید |.| اینقد ک خوب بشید