نباید انتظارات عجیب از نتایج جنگ داشت؛ همانطورکه نباید از دیپلماسی انتظار شقالقمر و دستیابی به اهدافی فراتر از ظرفیتها داشت.
تا اینجا نیز نیروهای مسلح ایران در برابر دو قدرت اتمی کار بزرگی کردهاند و مانع از تحقق اهداف آنها در ایران شدهاند. اما این نباید به معنای اصرار بر ادامه جنگ باشد؛ هرچند نباید ذرهای در دفاع از میهنمان عقب بنشینیم و شک کنیم.
افزایش غیرواقعبینانه انتظارات چه در جنگ چه در دیپلماسی، ممکن است وضعیت را بغرنج کند و کشور را در وضعیت دشواری قرار دهد.
خرید #کانفیگ را از ۵ گیگ یک میلیون شروع کردم و یک هفته است به ۵ گیگ دو میلیون رسیده است. اینترنت پرو هم که برای برخی هست.
پس توجیه امنیتی در میان نیست صرفا کاسبی است و دریغ کردن یک حق عمومی از مردم؛ تولید سیستماتیک نابرابری، تبعیض، نفرت و کینه. کاسبی احمقانهای است. #اینترنت_آزاد
به ابهامها پایان دهید!
دولتهای آمریکا و بخصوص اسرائیل، شورش مردم ناراضی را در جریان بمباران و موشکباران ایران به عنوان یکی از اهداف جنگ دنبال میکردند.
مردم ناراضی اما هشیاری عمیقی از خود نشان دادند و با این نقشه، همراهی نکردند.
اکنون ترامپ اختلاف و درگیری در ساختار حاکم را در دستور کار خود قرار داده است تا علاوه بر نشان دادن نوعی آشفتگی و هرج و مرج در نظام تصمیمگیری، دستیابی به هرگونه توافق احتمالی را به عنوان پیروزی کامل خود و شکست طرف مقابل معرفی کند.
متأسفانه پارهای صداهای انسجامسوز در هفتههای اخیر بویژه از طرف برخی نمایندگان مجلس و یا افراد صاحبنفوذی در همان سطح در تجمعات شبانه، ترامپ را نسبت به موفقیت این نقشه امیدوار کرده است.
راه خنثیسازی نقشهٔ ترامپ، از مسیر اظهار وحدت و انسجام داخلی در قالب بیانیه و یا تعرض لفظی شدید به او نمیگذرد.
کشور در این شرایط، نیازمند سیاست رسمی روشن و صریح و اعلامشده است تا بتوان معیاری برای نزدیکی یا دوری اظهارات متفرقهٔ افراد ذینفوذ از آن به دست داد.
واقعیت این است که به دلیل اظهارنظرهای متفرقهٔ برخی صاحبمنصبان، مردم عادی هم نسبت به سیاست رسمی کشور گیج و سردرگم شدهاند و حتی در بارهٔ موضع واقعی ساختار قدرت نسبت به اصلِ مذاکره، آتشبس، توافق و حتی هدف غایی و نهایی جنگ نیز در ابهام و تردید به سر میبرند.
چنين فضای ابهامآمیزی برای کشور فوقالعاده خطرناک است و بخصوص به فردی مانند ترامپ بهانه میدهد تا تصویری مخدوش و هرجومرجگونه و فاقد قدرت تصمیمگیری از نهادهای حاکم در ایران به دست دهد.
مسئولان هر چه زودتر ابهامها را برطرف و اظهارات متفرقه را کنترل کنند، به نفع کشور خواهد بود.
پس به چه قصدی است؟
سایت شفقنا از قول سید احمد علمالهدی امام جمعهٔ مشهد گزارش داده است:
"امروز در کشور کسی به دنبال توافق نیست، البته مسئلهٔ مذاکره جدا از توافق است"!
از ابتدای خلقت بشر تا کنون، اگر مذاکرهای بین دو طرف صورت گرفته در درجهٔ نخست، به قصد توافق بوده است. مذاکره بدون قصد توافق، یا برای تفریح است، یا برای وقتگذرانی است، یا از روی ترس از طرف مقابل است و یا به منظور فریبکاری است!
حالا که به نظر آقای علمالهدی مذاکرهٔ ایران با آمریکا به قصد توافق نیست، خوب است روشن کند که پس مشخصاً به چه قصدی است؟
اگر تمام این داستانها و ماجراها به لغو تحریمها منتهی نشه، مسأله استقامت و دفاع ملی میمونه برای متون حماسی، و این فقر و تنگدستی جامعه خواهد بود که حرف آخر رو می زنه. و ادامه چرخه سرکوب در داخل، رویافروشی در خارج، جنگهای تبلیغاتی داخل و خارج، و پوپولیسم همه جانبه.
۴۵ روزه کارخونه تعطیله چون ورق فولاد و استیل نایاب شده
کسی رو تعدیل نکردم ولی تا ابد که نمیشه
۲ تا رستوران رو تعطیل کردم و تعدیل
ماشالله به کشور داریتون
وقتی کارخونه ها تعطیل بشن شما هرچقدرم رجز بخونی برا دنیا اخرش کارگرای بیکار یقه شمارو میگیرن
به یاد آورید!
افکارعمومی در هر جامعهای پدیدهای بسیار سیال و پر فراز و نشیب است و به سختی در یک مدار ثابت میماند.
هر دولت و حکومت و گروه و دستهای که افکارعمومی به دلایلی در دورهٔ خاصی به آن رو میکند، چنان به خود غرّه میشود که گویی حمایت مردم از آن، سند دائمی خورده است!
بنابراین، غرور آن را میگیرد و به بیرحمی و فریبکاری و نادیدهانگاری مبادرت میکند.
هر یک از این کارها و یا حتی ارتکاب چند اشتباه اما باعث رویگردانی تدریجی و یا حتی ناگهانی افکار عمومی و خالی شدن زیر پای طرف میشود.
بدا به حال هر نیروی سیاسی که از این نکته غافل باشد.
همين دو دههٔ اخیر در ایران را به یاد آورید! افکار عمومی در این ۲۰ سال چند بار دستخوش تغییرات دورهای و باورناپذیر شده است؟
پس درس بگیریم.
اگر من به جای تصمیمگیران بودم!
اگر من به جای تصمیمگیران کشور بودم؛
چشمپوشی از غنیسازی در مقابل لغو صفر تا صد تحریمها.
کمک به گروههای همسو در منطقه برای زمینگذاشتن سلاح در مقابل پایان اشغال کرانهٔ باختری و بیتالمقدس شرقی و بازگشت اسرائیل به مرزهای ژوئن ۱۹۶۷ در همهٔ جبههها.
تنظیم صنعت دفاعی کشور با یک پیمان امنیت دستهجمعی منطقهایِ متضمن امنیت پایدار برای ایران و تمام همسایگان را به طور علنی و به صورتی که تمام جهان از ان آگاه شوند، به آمریکا پیشنهاد میدادم.
گرچه مطمئنم که دولت ترامپ و بخصوص دولت نتانیاهو این پیشنهاد را به هیچوجه نمیپذیرند اما خاصیتش این است که رد این پیشنهاد هر دوی آنها را چه در صحنهٔ چهانی و چه در جامعهٔ خودشان رسوا و منزوی خواهد کرد و بهانههای آنان برای حمله به ایران را به طور مطلق ابطال خواهد ساخت.
اما چه کنم که من تصمیمگیر نیستم!
تمدید آتشبس به منزلهٔ فرصت
تمدید آتشبس از سوی ترامپ به هر دلیل و با هر کیفیتی که صورت گرفته باشد، فرصتی در اختیار کشور ما گذاشته است که این بحران را به شیوهای شریف و عقلانی و معطوف به منافع ملی ایران در حال و آینده حل کنیم.
طی چنین طریقی مستلزم آگاهی عمیق ملی از تهدیدها و فرصتهای پیش رو، همراه با شکیبایی، فروتنی، شرح صدر و بخصوص گفتگوی آرام و منطقی از سوی تمام صاحبنظران و تصمیمگیران کشور است.
بنابراین به جای پرخاشگری و متهمسازی و رعبآفرینی که به اصلیترین وجه کنش سیاسی ما ایرانیها تبدیل شده است، باید فضایی امن و آزاد و مدنی برای بحث بر سر گزینههای موجود کشور در برابر بحران، فراهم آید تا در نهایت، بهترین و عاقلانهترین تصمیم با کمال صراحت و شجاعت گرفته و اعلام شود.
ایران ملک مشاع تک تک مردمان کنونی و تمام نسلهای آینده است و بنابراین همهٔ صاحبنظران داوطلب به صفت حق شخصی خود و یا به نمایندگی از دیگران از حق مساوی برای اظهارنظر و پیشنهاد در این مسئلهٔ بسیار حیاتی برخوردارند.
از این رو لازم است تمام نهادهای تصمیمگیر به سهم خود زمینه و بستر چنین گفتگو و بحث ملی را که به انسجام و مشارکت عمومی در ادارهٔ امور کشور نیز ختم میشود، فراهم کنند. چنین اقدامی در این شرایط خطیر بیش از همه به سود خود آنهاست تا از این گردنهٔ صعب عبور کنند.
کارهای است یا امر به او مشتبه شده است؟
افرادی مانند #محمد_مرندی دقیقاً چه کارهٔ این مملکت هستند که به جای اظهارنظر، دستور صادر میکنند!
والله هر کس نداند، با خواندن نوشتههای آقای مرندی میپندارد که او همان نقش و سمت ترامپ در آمریکا را در ایران دارد!
اظهارنظر به هر صورتش حق شهروندان است، اما نوعی دستور و تحکم از موضع تصمیمگیر اصلی کشور در مهمترین بحران پیش روی کشور، جامعه را نسبت به جایگاه واقعی افراد دچار تردید و خطا میکند.
آیا محمد مرندی واقعاً سمتی محرمانه دارد که او را مجاز به صدور این نوع فرامین میکند، یا اینکه فقط امر به او مشتبه شده است؟
@s_m_marandi
اگر پرسیدن پس راهحل شما برای براندازی جمهوری اسلامی چیه، بگید فعلا مهمترین کار ما اینه که تبعاتِ راهحل ناشیانه، ضدانسانی و واپسگرای شما رو مدیریت کنیم.
صدا و سیما رسیدگی نمیخواهد؟
الان فرض جامعه این است که محمدباقر #قالیباف به نمایندگی از شورای عالی امنیت ملی کشور مواضع رسمی نظام جمهوری اسلامی را در برابر جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران و چگونگی پایان آن اعلام میکند.
با این حال، صدا و سیما در برخی برنامههای خود کمترین التفاتی به این مواضع ندارد و با ادعای حمایت ۸۷ درصد مردم ایران از ادامهٔ جنگ، تلویحاً در برابر مذاکره و توافق احتمالی ایستاده و اقدام به تحریک بخشی از جامعه میکند! قرار نیست به این ماجرا رسیدگی شود؟
تغیر نام خیابان سنایی؟!
گویا شورای شهر تهران تصمیم گرفته است نام خیابان سنایی را به اسماعیل خطیب تغییر دهد!
یعنی حتی یک نفر در شورای شهر پایتخت نبوده است که با مقام و موقعیت ادبی و عرفانی سنایی در تاریخ ایران آشنا باشد که به تغییر نام خیابانی به اسم آن حکیم نامدار معترض شود؟
این تصمیم لازم است هرچه سریعتر ملغی شود!
(بعد از تحریر:
طبق توضیحی که من داده شد، ظاهراً منظور از خیابان سنایی آن خیابان مشهور در کریمخان نیست و قرار است یک خیابان فرعی بدین نام به اسم آقای خطیب تغییر نام یابد)
مهم ||| رئیسجمهور پزشکیان، دوشنبه:
تلاش میکنیم جنگ با عزت، حکمت و مصلحت به پایان برسد.
در عین ایستادگی در برابر ظلم و زیادهخواهی، باید توجه داشت که ادامه درگیری به نفع هیچکس نیست؛ نه برای ما، نه برای طرف مقابل و نه برای آینده منطقه و نسلهای پیشرو.
ایرانیها خواستند؟
ترامپ ویدیویی از درخواست کمک چند "ایرانی" از او، بعد از فجایع دیماه، برای توجیه حملهاش به خاک ایران در شبکهٔ اجتماعی خود منتشر کرده است!
اگر ترامپ واقعاً به حرف ایرانیهاست، چطور آن تعداد افرادِ همسو با خود را میبیند، اما اکثریت قریب به اتفاق جامعهٔ ایرانی را که مخالف قاطع این جنگ وحشیانه و ویرانگر بوده و هستند، نمیبیند؟
نظرسنجی از ایرانیان داخل و خارج خارج از کشور برای دریافت نظر آنها در بارهٔ جنگ و تداوم آن، کار خیلی سختی نیست! کافی است یکی از مؤسسههای معتبر نظرسنجی بینالمللی به انجام آن مبادرت کند.
البته ترامپ فردی است که اگر نتیجهٔ یک تحقیق و فکتهای مترتب بر آن به مذاقش سازگار نیاید، با پررویی آن را رد میکند و مدعی میشود که او هم تفسیر خاص خود را از فکتها دارد!
من از ترامپ خیلی تعجب نمیکنم، در واقع از خدا تعجب میکنم که چطور چنین موجودی را خلق کرده و به این جایگاه رسانده است!
برای حفظ ایران عزیزمان، هر کسی از چیزی باید بگذرد؛ یکی از جان، یکی از مال و دیگری از آبرو. حفظ این مملکت در گرو همین از جان گذشتنها و از خودگذشتنها است.
POTUS is laying out two courses of action—a negotiated settlement, or a major escalation.
There is a third option, and he should take it: recognize there is no way to force a positive outcome and simply leave.
The region is not ours to fix. President Reagan chose this path in Lebanon in ‘84, withdrawing U.S. forces after the Beirut barracks bombing once it became clear the mission’s stabilization goals could not be met, effectively ending direct American military involvement and avoiding a deeper quagmire and long-term entrenchment in the region.
A negotiated settlement is unlikely to work or be taken seriously by the Iranians unless we make concessions on the enrichment issue. As we saw yesterday in the SOH, the IRGC is empowered to act without the consent of the civilian leadership, so it’s likely they won’t honor any deal reached.
A major escalation will lead to a very destructive outcome for Iran, the region, and eventually the U.S. If POTUS chooses brute force and targets civilian infrastructure, we will create another generation of radicalized Iranians who will rally around the regime and escalate the war by any means possible.
If POTUS opts to strike the civilian infrastructure, declare victory, and then leave, we will only further erode our standing in the world, the petrodollar, and eventually our status as the world’s reserve currency holder. We need to get out now.
Don’t double down on failure. Avoid the sunken cost trap, leave now, and put America’s interests first.
اگر آقای #قالیباف در این وضعیت به غایت بغرنج و خطرناک، داوطلب مذاکره با یک نیروی متجاوز و تبهکار شده است، نه فقط جای نکوهش ندارد بلکه به لحاظ ازخودگذشتگی حیثیتی، باید او را تحسين کرد.