من حتی بعد از گذروندن نهایت حال بد یه انسان، دریایی از گریه و غم و غصه، بی انگیزگی و بی میلی به زیستن، فهمیدم که نمیتونم به نبودن و نداشتن تو فکر کنم، انگار که جزئی از وجودمی و از بطن خودم متولد شدی. انگار که همون شعله ی نوری که اگه نباشه تمام دنیام تیره و تاریک میشه تا ابد.