تظاهرات زنان علیه طالبان یادآور اولین تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری در ایران بعد از انقلاب ۵۷ است.
حقیقتی ساده وجود دارد که متاسفانه مردم خاورمیانه بهای زیادی برای فهمیدن آن پرداختهاند و باز هم باید بپردازند
و آن حقیقت ساده این است:
هر گونه آزادی و آسایش در زندگی تنها از راه آزادی زنان میگذرد.
بنابراین هر گاه زنی برای آزادی میجنگد این روزنهای است برای همه جامعه و از جمله مردان
و هر چه مردان این حقیقت را دیرتر بفهمند، نه فقط زنان بلکه مردان هم بهای سنگینتری میپردازند.
در ایران مردان در سالهای اول بعد از انقلاب ارزش روزنههای تلاش زنان برای آزادی را نفهمیدند
حتی در جنبش #زن_زندگی_آزادی هم با شعار مرد میهن آبادی نشان دادند که نه تنها هنوز نفهمیدند بلکه از آزادی زن میترسند.
و این نفهمیدن گران تمام میشود
برای مردان افغان هم همینطور است.
کاش زودتر بفهمند که زندگی و آزادی مردان بدون آزادی زن ممکن نیست و نه به خاطر زنان بلکه به خاطر خودشان برای آزادی زنان بکوشند.
یه فیلمی هست که همه دیدید the mist
#اسپویل
مرده با بچه اش تو فروشگاه خرید میکنه و یه روز عادیه که یهو همه جا رو مه میگیره، تو مه یه سری موجودات و هیولاهایی هستن که همه رو میکشن و مردم جرات ندارن از فروشگاه بیرون بیان
۵نفر از فروشگاهی که پناه گرفته بودن، مجبور میشن بیرون👇
من هنوز به جهان پس از مرگ اعتقاد دارم. اما واقعا آرزو می کنم بعد از مرگ دنیایی نباشه، برگردم به عدم، به هیچ مطلق، نه احساساتی، نه خاطره تلخ و شیرینی ، نه کسی ازم جواب بخواد و نه کسی بخواد بهم جواب بده. هیچِ هیچ
دعای روز ششم ماه رمضان:
خداوندا
گویا این مادر به زبانحال با تو میگه:
عشق تو مست و کفزنانم کرد
مستم و بیخودم چه دانم کرد؟
در تنور بلا و فتنهی خویش
پخته و سرخرو چو نانام کرد
خلق گوید: چنین نمیباید…
من نبودم چنین، چنانم کرد
دیگه خودت میدونی و دل خونین بندهت
نه به لطف، که به قهر، داد ستمدیده بستان از بیدادگر
که دیر نیست همین چند رفیقت هم ناامید بشن ازت
یا حق...
بخاطر معصومیت تو
بخاطر همه کمبودهایت
بخاطر همه استعدادهای هدر رفتهات
بخاطر خاطرات تنها سفری که به رامسر رفتی
بخاطر دادگاه نمایشیات
بخاطر چهره زیبایت
بخاطر پایمال شدن خونت
بخاطر همه رنجهایی که کشیدی
بخاطر خنده شیطانی قاضی در دادگاه
بخاطر ظلمی که به تو شد
جمهوری اسلامی باید زیر پای ما له بشه
جمهوری اسلامی و همه طرفدارانش باید تقاص پس بدن، باید اینقدر زجر بکشند که آرزوی مرگ کنند.
محمد حسینی، تولدت مبارک (تولد ۲ اسفند ۱۳۶۱ - جاوید نام ۱۷ دی ۱۴۰۱)
مادر #سورنا_گلگون این ترانه را به یاد پسرش اجرا کرده و نوشته:
«سردار سورنای من بند بند وجودم برای نبودت درد میکند عزیزترینم، اما هرگز اجازه نمیدهم کسانی که تورا پرپر کردند شکستن من راببینند. من از میان این همه درد قویتر از همیشه برخاستهام تا صدای تو بهترینم باشم…»
بابای سپهر میگه:
«قدمهاتون رو میبوسم اومدین عروسی سپهرِ من؛ از مرگ هیچی نگین از زندگی و شادی بگین؛
سپهر چهلروزه داماده، اسم عروس هم ایرانه»
دورت بگردم مرد انقدر مهربون و بزرگمنشی🥺