سه سال پیش در چنین روزی این کتابم از چاپ بیرون آمد.
"سرمه و سیاهی"روایت دختران و زنانی است که در دانشگاه کابل تکهتکه شدند؛ در زایشگاه دشت برچی انتحاری آنها را پارچه پارچه کرد؛ در زیر بار ظلم و ستم همیشگی جامعهی سنتی شانههای شان خم شد و دوباره ایستادند تا به جنگ زندگی بروند.
Today, @TIME named me as one of the members of the 2026 TIME100 Next, their annual list of 100 individuals who are defining the next generation of leadership: https://t.co/QJH7FAhYWp
I’m proud, I’m humbled – and I know that while this honor is for me, it’s not about me. It’s about the women of Afghanistan and the hope they carry like fire in their hands. It’s about the students of @solaafghanistan, the Afghan girls who will change the world. It’s about the resilient SOLA global village of friends and supporters.
It’s about you, reading these words, because you are with us. And that means everything.
I hope you’ll take a moment to look over the full list: https://t.co/aRoqwn9wyF. This is a proud and humbling day, and a day that I know will inspire us all.
There is work to do, and we will do it.
این متن با اِتکا به رویکرد فمینیسم رادیکال، تاریخچهی سَم را نه به عنوان یک ابزار جنایی، بلکه به عنوان «تنها سلاح برابرساز بیولوژیک» و سیستم دفاع پیشدستانهی (Preemptive Defense) زنان در خشونتی که ستم را از مفهومی انتزاعی به تجربهای زیسته بدل میکند؛ جایی که احتمال مرگ، دیگر امری دور و استثنایی نیست، بلکه به امکانی واقعی، نزدیک و همیشگی در زندگی زن یا زنانی تبدیل میشود.
در گذشته استفاده از سَم و یا نوشاندن جام شوکران ابزاری برای دفاع شخصیِ پیشدستانه بود تا قبل از اینکه شوهر در یکی از دفعات ضرب و شتم، زن را به قتل برساند، زن جان خود را نجات دهد.
با واکاویِ سه شبکهی زیرزمینی (اسپانا در ایتالیای قرن ۱۷، اسناد به جا مانده از پروندههای زنان ترک در دادگاههای عثمانی در قرن ۱۹ و فرشتگان نجات ناگیرو [Nagyrév] در مجارستان قرن ۲۰) و همچنین تحلیل بستر ساحرهگیری به عنوان هراس پتریآرکی از دانش شیمیِ زنان؛ این پژوهش نشان میدهد که چطور منع حقِ طلاق، ممنوعیت استقلال مالی و اعمال ترور خانگی برای زنان آشپزخانه و محیط انزوا را از قلمرویِ اسارت به سنگر بقا و دفاع پیشدستانه تبدیل کرد.
بازتولید این الگوهای تاریکِ تاریخِ ستم و سرکوب، امروز دیگر موضوعی صرفاً باستانشناختی یا روایتی برای بازگوییِ گذشته و گرفتنِ درس عبرت از آن نیست؛ تاریخ در اینجا به گذشته تعلق ندارد. در وضعیت معاصر، بهویژه در وضعیت آپارتاید جنسیتی افغانستان تحت حاکمیت طالبان، همان سازوکارهای کهنِ سلطه، حذف و سرکوب بار دیگر از دل اکنون سر برآورده و با صورتی عریانتر و فاجعهبارتر به میدان بازگشتهاند. در جامعهای که زنان بهطور سیستماتیک از ابتداییترین حقوق انسانی خود، از حق تحصیل و کار گرفته تا حق رفتوآمد، دسترسی به عدالت و دادگاه منصفانه، حق طلاق و حتی حق دفاع از کرامت و تمامیت انسانی خویش، محروم شدهاند، آپارتاید جنسیتی دیگر صرفاً یک وضعیت اجتماعی یا مجموعهای از محدودیتهای پراکنده نیست؛ به ساختاری رسمی و سازمانیافته برای ادارهی زندگی زنان بدل شده است. در چنین نظمی، خانه نیز معنای تاریخیِ خود بهعنوان پناه و حریم امن را از دست میدهد و به فضای محصورِ انزوا، کنترل، شکنجه و ترور بدل میشود؛ جایی که خشونت نه یک استثنا، بلکه بخشی از نظم روزمرهی زیست زنانه است.
این متن در نهایت استدلال میکند که انسدادِ تمامی مجاری قانونی، مدنی و حمایتیِ پیشِ روی زنان—چه در اروپای مدرنِ اولیه و چه در افغانستانِ امروز—انسانِ تحت ستم را به وضعیتِ بنبست وجودی و تهدید اگزیستانسیال میرساند؛ نقطهای تاریک که در آن، با غیاب یا فروپاشی نهادهای مدنی و در سایهی همدستیِ جامعهی جهانی با ساختارهای پدرسالار و مردسالارِ بومی در بهقدرترسیدن و استمرار رژیمهای سرکوب و ترور، امکانِ دادخواهی، رهایی و کنشِ مشروع یکی پس از دیگری از میان میرود.
در چنین شرایطی، توسل به شیوههای رادیکال، پنهانی و گاه نامتعارف، دیگر صرفاً تصمیمی فردی یا کنشی استثنایی نیست؛ بلکه واکنشی تحمیلشده از سوی نظمی است که امکانِ زیستِ امن را از فرد سلب کرده است. آنچه در شرایط عادی ممکن است «ناهنجار»، «افراطی» یا حتی «غیرقابلتصور» تلقی شود، در وضعیتِ انسدادِ مطلق، به منطقِ ناگزیرِ حفظِ جان بدل میگردد. مقاومت، در پستوی خانهها و در تاریکترین شکافهای نظم مسلط، نه بهعنوان انتخابی آرمانی، بلکه بهمثابه آخرین امکانِ استمرارِ زندگی سربرمیآورد.
ادامهی این مطلب را در وبسایت ما بخوانید...
https://t.co/WTuHakQoIT
As August ends, I’m looking back at @solaafghanistan’s five years in #Rwanda – and looking ahead to the hope we’re building. Today I’m so happy to bring you to our new campus: our forever home for Afghan girls.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژهی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان، میگوید که حمله در نزدیکی مکتب در دشتبرچی تأسفبار است.
بنت امروز (سهشنبه، ۲۷ اسد) در اکس نوشته است که انجام تحقیق کامل و مستقل، به هدف بهعدالتکشاندن عاملان این رویداد ضروری است.
عصر روز گذشته حمله بر مکتبی در دشتبرچی کابل، سبب شد که دهها دانشآموز کودک زخم بردارند.
طلوعنیوز به نقل از منابع خود نوشته است که در این رویداد ۵۲ تن زخم برداشتهاند.
اطلاعات روز، گزارش داده است که دستکم ۱۷ شامل ۱۲ دختر در حمله بر یک مکتب در دشتبرچی زخم برداشتهاند.
۲۴ اسد ۱۴۰۰، روز سیاهی در تاریخ افغانستان است که هرگز از یادها نمیرود؛ روز سقوط و فروپاشی یک کشور و یک ملت!
در پنجمين سالروز فروپاشی و سقوط، از یاد نمیبریم که زنان افغانستان یکتنه در برابر هیولای طالب ایستادند و قربانیها دادند...
معترضانی که در این گزارش با آنها گفتوگو شده است، بازپسگیری حقوق اساسی دختران و زنان را که یکشبه از آنها سلب شده بود، انگیزهای برای مبارزههای شان در برابر طالبان عنوان میکنند.
فرح مصطفوی، بنیانگذار مکتب انتقادی کابل، میگوید: «وقتی دیدم دختران از مکتب محروم میشوند، زنان از کار اخراج میشوند و نیمی از پیکر جامعه انسانی، به تدریج از همه عرصههای زندگی عادی حذف میشوند، دیگر سکوت را خیانت میپنداشتم.» مصطفوی با آگاهی کامل از خطرهای احتمالی پیش رو، به اعتراض در برابر سیاست سرکوب طالبان آغاز کرد و به آن ادامه داد؛ مبارزهای که به گفتهی خودش نه برای قدرت، بلکه برای پسگیری کرامت انسانی زنان بود. میگوید که طالبان با سرکوب اعتراضها کوشیدند که در میان زنان هراس پخش کنند تا دیگر هیچ زنی شهامت مطالبهی حقوق خود را نداشته باشد؛ اما با آن هم، صدای زنان افغانستان خاموش نشد.
هدا خموش نیز، میگوید که برای دفاع از حق زندگی، آزادی، آموزش و کرامت انسانی زنان به خیابان رفته است؛ چون نمیتوانست حذف کامل زنان از ساختارهای مهم اجتماعی را تاب بیاورد. «احساس میکردم اگر امروز سکوت کنیم، تاریخ دوباره تکرار خواهد شد و نسل ما نیز مانند نسلهای گذشته از صحنه جامعه حذف میشود.»
بیشتر بخوانید: https://t.co/yC7VlDzUUD
Five Years of Restrictions and Exclusion for Women: What Does the Future holds?
Half a decade on, women and girls in Afghanistan remain shut out of classrooms, workplaces, political participation and public life under one of the most sweeping systems of gender-based restriction in the world today. This panel brings together frontline advocates and international human rights experts to assess the scale of the erasure, the accountability mechanisms now in motion, and what realistic pathways remain for Afghan women.
Speakers:
Nilofar Ayoubi — Human Rights Advocate; CEO, Asia Times AF; Co-Founder, Humanosh USA Inc.; LC Member, World Liberty Congress
Fereshta Abbasi — Researcher, Asia Division, Human Rights Watch
Richard Bennett — UN Special Rapporteur on the situation of human rights in Afghanistan
Moderator: Sosan Hashimi — Director, Beyond Borders Empowerment
📅 11 August 2026 | 🕕 18:00–19:00 CEST | 🎙 X Space
Link:
https://t.co/hkG5VVlE5K
برنامه این هفتهی «زنان و دموکراسی» با حضور رسول پارسی به بررسی پیوند میان حقوق زنان، مشارکت سیاسی و نسبت میان دموکراسی و آموزههای اسلامی پرداخته است.
لینک برنامه:
https://t.co/foHonKLtxx
دورکین با قامتی ستبر و کلامی تبرگون، علیه این صنعت و زیباشناسیِ بیرحم شورید. او فهمیده بود که فقر، بیخانمانی و تجاوز، مفاهیمی انتزاعی برای بحثهای آکادمیک نیستند، بلکه جنگی تنبهتن و روزمرهاند. زندگی او شهادتی رادیکال بود بر این واقعیت که تاریخ، بدنِ زنان را به عنوان میدانِ جنگ برگزیده است؛ و او، تا آخرین نفس، سربازِ عصیانگرِ این میدان باقی ماند. او فمینیسم را از یک مطالبهی نرم و منطقیِ-حقوقیِ بی خطر به سبک لیبرالها به یک جنگ تمامعیار، علیه ساختار سلطه تبدیل کرد. دورکین معتقد بود جامعه مردسالار، بدن زن را به عنوان یک قلمرویِ اشغالشده و مستعمره میدید. او نه به منظور اصلاح یا مصلحتاندیشی بلکه به هدف فروپاشی کامل این نظام جهانی میجنگید.
کتابهای او، بهویژه «پورنوگرافی: مردان مالکان زنان» (Pornography: Men Possessing Women) و «رابطه جنسی» (Intercourse)، با رویکردی رادیکال به تحلیل خشونت جنسی و سلطه مردان به عنوان ابزارهای سیاسی میپردازند. او معتقد بود که پورنوگرافی یک مسئله مربوط به «آزادی بیان» نیست، بلکه یک صنعت خشونتآمیز است که به بردهداری، تجاوز و تحقیر سیستماتیک زنان مشروعیت میبخشد. از نظر او، پورنوگرافی تنها یک تصویر نیست، بلکه «سندیکای جنایت سازمانیافته» و مانیفست بردهداری جنسی است که خشونت علیه زنان را تئوریزه میکند.
در این بخش، به سراغ کتاب «پورنوگرافی: مردان مالکان زنان» میروم؛ اثری که بیشک یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال بحثبرانگیزترین متون فمینیستی دهه ۱۹۸۰ میلادی به شمار میرود. این کتاب که متأسفانه تا کنون به زبان فارسی ترجمه نشده است، بنیانی استوار برای تحلیل پیشرو فراهم میسازد. از این رو، با حفظ وفاداری کامل و امانتداری در ترجمه، بخشهایی از متن اصلی را به منظور تحکیم ادعا و تقویت ساختار تحلیلی خود در اینجا به اشتراک میگذارم.
ادامه را در وبسایت بخوانید...
https://t.co/BsxjpQHsYa
شماری از زنان، شهروندان و فعالان اجتماعی در هرات، میگویند که همزمان با افزایش حضور مأموران امربهمعروف و نهیازمنکر طالبان در هفتههای اخیر در سطح شهر، نظارتها بر حضور زنان در مکانهای عمومی نیز تشدید شده است؛ وضعیتی که به گفته آنها، آزادی رفتوآمد، فعالیتهای روزمره و حتا احساس امنیت روانی خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده است.
به گفتهی این افراد، بسیاری از خانوادهها برای جلوگیری از برخوردهای احتمالی با نیروهای امربهمعروف طالبان، زمان و شیوهی رفتوآمد خود را تغییر دادهاند و برخی نیز از حضور در بازارها و مکانهای شلوغ خودداری میکنند.
مریم –نام مستعار–، یکی از باشندگان هرات، میگوید: «از وقتی حضور مأموران بیشتر شده، هر بار که از خانه بیرون میشوم نگرانم که مبادا به دلیل نوع پوششم تذکر داده شود. همین نگرانی باعث شده فقط در مواقع ضروری از خانه خارج شوم.»
https://t.co/YiTCXdY49z
بازداشتهای زنان در هرات همچنان ادامه دارد؛ اینبار خاطره جامی دختری که از دل محرومیت و ممنوعیت سر بلند کرده بود تا آگاهی و کتاب را به امید روشنگری در جامعه پخش کند، بازداشت شده و از سرنوشت آن اطلاعی در دست نیست.
منابع در هرات به راوی زن میگویند که طالبان، خاطره جامی، بلاگر و کتابفروش آنلاین را بازداشت کردهاند.
یکی از منابع میگوید که خانم جامی هفتهی گذشته توسط طالبان بازداشت شده است.
https://t.co/MKxJBr9qLb
وقتی یک نویسنده میمیرد، روایت سرنوشت صدها انسان با او در خاک دفن میشود؛ مرگ نویسنده، خاموشی غمناکی است.
یادت جاودان شهرنوش پارسیپور عزیز که سهمات را با آفرینشهای ارزشمندت در زندگی به خوبی ادا کردی.
شهرنوش پارسیپور، نویسنده و مترجم شناختهشدهی ایرانی در ۸۰سالگی در اثر سکتهی قلبی در امریکا درگذشت.
خانم پارسیپور که از یک هفته پیش به دلیل سکتهی قلبی بستر بود، جمعه -۱۲ سرطان- در شفاخانهای در ایالت کالفورنیای امریکا درگذشت.
https://t.co/NhyFa6dBPl
در جوامعی که قدرت مرکز بر بنیاد ملیگرایی استبدادی و گرایشهای فاشیسممحور استوار اند، ملیتهایی که بیرون از دایرهی ملیت حاکم قرار میگیرند، به حاشیه رانده شده و در معرض ستم، بیعدالتی، فقر، تبعیض و فرودستی ساختاری قرار میگیرند.
در این میان، زنان از نخستین گروههایی اند که هدف ستمهای چندلایه واقع میشوند. تجربهی زنبودن، تجربهی تبعیض و فرودستی را نمیتوان در قالبی واحد و یکدست تعریف کرد؛ زیرا این تجربه در تقاطع جنسیت با قومیت، طبقه، زبان و جغرافیا شکل میگیرد. نظریهی تقاطع ستم (اینترسکشنالیتی) که از سوی کیمبرلی کرنشاو طرح شد، دقیقاً در همین نقطه معنا و کارکرد مییابد؛ جاییکه ستمهای جنسیتی و ملی/قومیتی در هم تنیده میشوند و کیفیتی مضاعف و پیچیدهای از تجارب را بیان میسازند.
در برنامهی این هفته، به بررسی پیوند ستم ملی و ستم جنسیتی در زندگی زنان کورد و زنان ملیتهای تحت ستم در افغانستان میپردازیم و میکوشیم این تجربههای درهمتنیده را از منظر رویکرد تقاطعی تحلیل کنیم.
یادداشت: این برنامه به دلیل مشکلات فنی مجددا بازنشر شده است.
https://t.co/Jl2yG0Z7CM
@SamiullahMahdi خسته نباشید آقای مهدی گرامی!
شما از سرمایههای غنیمت حوزهی رسانه و اطلاعرسانی در افغانستان هستید. هرجا که باشید، حضور و آگاهی تان راهگشا خواهد بود.
منابع در هرات، به راوی زن میگویند که رییس معارف شهر طالبان در این ولایت، به آموزگاران زن گفته است که بهترین آموزگار کسی است که بتواند دانشآموزان انتحاری تربیه کند و بهترین دانشآموز نیز، کسی است که بتواند برای دین و وطن خود را انتحار کند.
به گفتهی یکی از منابع در ریاست معارف شهر طالبان در هرات، در جلسهای که روز گذشته رییس معارف شهر با مدیران و سرمعلمان زن داشته، گفته است: «شما وقتی وظیفه تان را خوب انجام میدهید که نسل آمادهی انتحاری برای دین و کشور خود تربیه کنید.»
منبع میافزاید که بر اساس دستور مقام ولایت و ریاست معارف طالبان در هرات، همه کارمندان مکتب شامل آموزگاران، کارمندان خدماتی و دانشآموزان صنف چهارم تا ششم، مکلف شدهاند که از شنبه -۳۰ جوزا- با برقع یا روبند و چادرنماز، دستکش و جوراب وارد مکتب شوند.
در تصمیم رییس معارف شهر طالبان در هرات، آمده است که هیچ کسی نمیتواند با لباسهای تنگ و چسب یا نمایانشدن یک تار مو به وظیفهی خود ادامه دهد.
به گفتهی منبع، رییس معارف همچنان از آموزگاران زن خواسته که از آرایشکردن خودداری کنند.
منبع افزوده است که به گفتهی رییس معارف شهر طالبان در هرات، هنگام دیدار هیئت وزارت معارف طالبان از مکتبها، همه کارمندان و دانشآموزان دختر باید نقاب و چادرنماز داشته باشند.
خانهٔ مولانا برگزار میکند:
پاسداشت | برنامهی ۱۷
چکامهوران؛ نکوداشت از افتخارآفرینی سه شاعر زبان فارسی دری
سخنرانان:
قنبرعلی تابش ـ شاعر و نویسنده
فروزان امیری ـ نویسنده و منتقد ادبی
روحالله بهرامیان ـ نویسنده، شاعر و استاد دانشگاه
گرداننده: ظهور مظهر ـ نویسنده و فعال فرهنگی
زمان: شنبه ۳۰ جوزا/خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۰ جون ۲۰۲۶ - ساعت ۸:۳۰ شب کابل
برای شرکت در برنامه از طریق پیوند گوگلمیت میتوانید وارد شوید👇
https://t.co/dzgA9kckuS
چه خجالتزده صبحی؟
چه دروغین شفقی!
آسمان دامن خونین دارد
کس نداند که در آن آبی دور
در پس پردهی ابر
بر سر نور فروشان چه بلا آمده است...
ممنون از خوانش این شعر خوب در همراهی با زنان هرات @ZubaidaAKBR#زنان_هرات
جوّ شدید امنیتی در هرات!
اینهمه تانک و سلاح را آوردند تا به جنگ مردم بیدفاع و غیر مسلحی بروند که فقط میخواهند زنده باشند و زندگی انسانی داشته باشند.
فرشته میگوید که طالبان پس از رسیدن به محل راهپیمایی به معترضان آتش گشودند. «بعضیها ترسیده و فرار میکردند و طالبا هم پشت دَ پشت مرمی فیر میکردن.» تیراندازی طالبان به معترضان سبب شد که آنها دستپاچه و نگران امنیت شان شوند. «بعضیهای دیگه هم به پیادهروها و ای سو و او سو کم کم ایستاد شدیم و دیگه شعار ندادیم. همه ما خیلی ترسیده بودیم و دست و پای ما میلرزید.»
سهشنبه -۱۸ جوزا- در شهرک جبرئیل هرات، روزی خلاف همه روزها در سالهای اخیر بود؛ روزی که زنان و مردان دیگر فشار و سرکوب طالبان را تاب نیاورده و با وجود دانستن خطرهایی احتمالی در برابر زندگی شان، برای بلندکردن صدای اعتراض خود به خیابان آمدند و خواستار حق آزادی خود شدند. این راهپیمایی پس از آن شکل گرفت که طالبان به دلیل نپوشیدن چادری، بیش از ۴۰ زن را در جریان دو-سه روز نخست هفته بازداشت کردند.
طالبان برای سرکوب اعتراض، معترضان را زیر مشت و لگد گرفته و شماری از نیروهای این گروه به گونهی مستقیم به معترضان شلیک کردند.
https://t.co/YrPUa3piyS