پنجشنبه ۱۸ دیماه، نارمک
این بچه پشت سر من بود که تیر جنگی به سرش زدن،انقدر بی صدا افتاد که لحظه اول کسی متوجهش نشد.
لطفاً اگر اندک اعتباری تو این سالها پیشتون دارم کمک کنید اسم این پسر رو پیدا کنیم. اون شب هر چقدر فریاد زدیم، همراهش رو پیدا نکردیم
لا به لای اسم ها تصاویر خیلی دنبالش گشتم اما چیزی پیدا نکردم
لطفاً ریتوییت کنید یا اگه افرادی رو میشناسید اینجا منشن کنید 🙏🏻
@IranIntl@RezaVaisi@HeKasrehCrisis
برای اولین بار: خلاصه ای از انتقامی که دیدم!
بهار سال ۱۳۸۲ تا حدودا دو سال پس از اون برای ما خوزستانی دارای خاطره ای هست که شاید کمتر شهرستانهای ایران عزیزمون از اتفاقات اونروزها مطلع باشند!
صدام حسین با انهمه شکوه و منزلت بین اعراب منطقه سقوط کرده و نیروهای امریکایی دربه در دنبال او بودند و استان صلاح الدین و شهر تکریت محل اصلی جستجو بود اما در ایران داستان متفاوت بود و فراری های نیروهای بعث صدام روانه ی خوزستان شده بودند، بازار خرید اتومبیل های عراقی با قیمت ارزان و جا و پناه دادن به زنان و دختران مسئولین عراقی و همچنین فروش طلا و جواهرات در استان به صورت ملموسی رایج بود اما این روی خوش سکه بود!
قدرت نیروهای بعثی دقیقا چیزی شبیه به قدرت امروز سپاه و وزارت اطلاعات بود و مجوز به هر جنایتی را داشتند و عراقی ها برای ما از سطح خشن و خشک رفتارشان و رعبی که در کشور وجود داشت، توضیحاتی میدادند و تقریبا کشور را مُلک پدری خود میدانستند تا قبل از سقوط صدام!( چیزی شبیه به امروز ایران)
انها تعریف میکردند با سقوط نیروهای بعث، هرکسی که از انها اسیب دیده بود و مورد خشم جامعه قرار داشت را شبانه و روزانه به خانه هایشان حمله ور میشدند و به زن و بچه، صغیر وکبیرشان رحمی نشده بود و برای مثال یکی از انها میگفت:
یک خشاب کامل در سینه ی نوزاد یکی از افسران گارد صدام خالی کردند، دیگری بخاطر مرگ عزیزانش زیر شکنجه های کشنده، تا لحظه ی اخر بازجوها را رصد کرده بود و در حین خروج از منزل کل خانواده را کشتار نمود و زن یکی از افسران را زیر تایر ماشین کشته بودند، مجریان در مراحل اعدام و شکنجه و رسانه و زورگویان را به بدترین شکل به سزای عملشان رسانده بودند و اما این سوی داستان همچنان روی خوش سال ۱۳۸۲ است!!
اواسط پاییز ۱۳۸۲ شروع ترورهای مبهم در شهر اهواز:
هر روز و شب صدای گلوله در شهر بیداد میکرد و هر بار میشنیدیم که یک عراقی را کشته اند، زنی را ربوده اند و یا کودکی را با مادرش به عراق منتقل کرده اند با زور اسلحه و تجاوز و ...طولی نکشید که خبری در شهر پیچید، عراقی ها انتقام جو با عبور از مرز و دنبال کردن نیروهای سرکوب و بعث صدام انها را در اهواز-خرمشهر-ابادان-سوسنگرد-ماهشهر و... ترور میکردند و خیلی زود انهاییکه حتی به مشهد متواری شده بودند منجمله راننده ی یکی از نظامیان بعث که در شهر مشهد کشته شد و این اتفاق ها در حدود دو سال آتی همچنان ادامه داشت و هرگز عراقی های فراری از خشمی که مقدس شمرده میشد، نفس راحتی نکشیدند!
برخی ها با تعویض اسم و مشخصات و حتی ظاهر سعی داشتند از چنگال انتقام رهایی یابند، تلاشی که بیهود شمرده شد و اغلبشان تاوان گذشته ی شان را به بدترین شکل پس دادند!
شاید اونروزها بخاطر سن کم و عدم اطلاع از ارتکاب فجایعی که بعثی ها در عراق با نفوذ و قدرتی که داشتند این اتفاقات قابل هضممان نبود و این سطح از خشونت را بر نمیتابیدیم، اما پس از #دیماه_خونین دیگر نه تنها رفتار منتقم ها قابل هضم و ال*و برداریست که حالا میتوان از انها و انگیزه ی شان دفاع کامل کرد!
میماند به یادگار به روز انتقام!
#پسرعاقل_نوح
این شما و این هم مشخصات کامل محمدحسین محبی و خانواده او.
مانند گذشته تاکید میکنم که ما از رگ گردن به شما نزدیکتر هستیم 😜😎 اخطارهای ما را جدی بگیرید!
نام: محمدحسین محبی
تاریخ تولد: ۱۰ فروردین ۱۳۸۴ (۳۰ مارس ۲۰۰۵)
آدرس: تهران، شهرک محلاتی، کنارگذر ارتش، بلوار بسیج شرقی، آزادگان چهارم پلاک ۱۰ واحد ۵ طبقه اول (محل دقیق بر روی نقشه: https://t.co/mVtyc6CqIw)
نام پدر: مهدی محبی
شماره ملی: 0049039628
شماره موبایل: 09125044779
نام پدر: قهرمان
محل تولد: تهران
تاریخ تولد: ۲۰ خرداد ۱۳۴۴
شماره شناسنامه: 4911
آدرس ایمیل: [email protected]
نام مادر: سیده زهرا موسوی
شماره ملی: 0053793862
شماره موبایل: 09124057931 (با شماره موبایل پسرش یکی است)
نام پدر: سیدآقا
محل تولد: تهران
تاریخ تولد: ۲۳ آذر ۱۳۴۶
شماره شناسنامه: 6487
نام برادر: محمدسعید محبی
شماره ملی: 0440891795
شماره موبایل: 09124057931 (شماره مادرش را استفاده میکند)
نام پدر: مهدی
محل تولد: شمیران
تاریخ تولد: ۲۰ شهریور ۱۳۷۹
من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان میگذارم و از شما دعوت میکنم که این پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، همزمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابانها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار کنید. درنتیجه بازخورد این حرکت، من فراخوانهای بعدی را به شما اعلام خواهم کرد.
چهل و هفت سال است که شما رنجهای غیرقابل تصوری را تحمل کردهاید و شاهد سقوط کشور عزیزتان تحت سلطه رژیمی سرکوبگر بودهاید که حقوق، کرامت و رفاه شما را از شما سلب کرده است. اما امروز میبینم که قوی تر از همیشه برخاسته اید. من جوانان، مردان و زنان از هر گوشه از این سرزمین بزرگ را میبینم که ایستادهاند و با صدای واحدی سخن میگویند که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
شجاعت، قدرت و مقاومت شما قلب من را از افتخار پر میکند. شما تنها نیستید و صدای شما برای آزادی و عدالت فراتر از مرزهای ایران طنینانداز است. ظلم و سرکوب برای همیشه دوام نخواهد داشت. شما قلب و جان واقعی این سرزمین هستید و امید و آرزوی شما برای تغییر، نمیتواند خاموش شود. راه پیش رو دشوار خواهد بود, اما اراده شما از هر مانعی بزرگ تر است و عشق شما به سرزمینتان شما را به پیروزی خواهد رساند.
ما مردمی با تاریخی پرافتخار هستیم, تاریخی سرشار از فرهنگ، هنر، اندیشه و نوآوری. ایران روزی مایهای از امید و پیشرفت بود و دوباره به زودی به آن خواهد رسید. آینده از آن کسانی است که می خواهند برای فردایی بهتر مبارزه کنند. من ایمان کامل دارم که شما سرزمینتان، آزادیتان و کرامتتان را بازپس خواهید گرفت.
هم میهنان عزیزم، ایمان خود را به یکدیگر حفظ کنید ,با عشق در دل به این سرزمین زیبا و به نسلهای آینده کنار هم بایستید. مبارزه شما بی ثمر نخواهد بود. این لحظه مال شماست. این زمان به یاد خواهد ماند به عنوان نقطه عطفی که مردم ایران آینده خود را دوباره به دست خواهند گرفت. از قوای انتظامی میخواهم که به مردم بپیوندند.
به امید پیروزی نور بر تاریکی و آزادی ایران زمین
پاینده ایران
فرح پهلوی