«با من بیا
با من به آن ستاره بیا
به آن ستارهای که هزاران هزار سال
از انجماد خاک و مقیاسهای پوچ زمین
دور است
و هیچکس در آنجا
از روشنی نمیترسد»
فروغ فرخزاد
شب،
ستارهها را به آسمان میسپارم
و در سکوتِ بیکرانِ تو
به خواب میروم.
شب،
دریچهها را میبندم
تا هیچ صدا
آرامشِ تو را برهم نزند.
شب،
چراغها را خاموش میکنم
تا تاریکی،
روشنترین لحظههای زندگیام باشد.
[سهراب سپهری]