@Aliasghardasht2 اگه بالای مرد سن قانونی باشه که غیر قانونیه هیچی!اگه همسن باشن خودم رو تا جایی که میشه قاطی میکنم و پذیرا رفتار میکنم که برام تعریف کنه چیزی رو پنهان نکنه زیر آبی نره مقاومت نشون نمیدم فقط سعی میکنم رابطه در همون فاز اولیه تا جایی که میشه طولانی تر بشه شاید عقل بچه برگرده سر جاش!
@CalmExile در جایگاه یه والد اگه پسر بچم وسط خیابون شروع کنه به رقصیدن و ۱۰۰ نفر فیلم بگیرن سکته میکنم! ولی صحنه قشنگیه از یه بچه پر اعتماد به نفس وسط میدون رقص
@Sisibrha@Aghafariid آره! دقیقا به دلیل وجود همین آدما عرض میکنم. خیلی هم قابل شناسایی نیست یه آلودگییه که ممکنه درون مغز هر مردی باشه و ظاهرش اصلا اینو نشون نده
@nimnia11 همگن نبوده حجم تاریکی! یه وقتایی تاریک تر بوده. یه وقتایی هم ما تحملمون بیشتر یا کمتر بوده…
من دهه ۸۰ امیدوار بودم. و حس میکردم نور داره میتابه. ۸۸ به اوج تاریکی سقوط کردم. ولی اون هنوز ته تاریکی این سالها نبود… نزدیکشم نبود!
@aminmeymandian1 مملکت داری ای که سالی یه «فتنه» رو با کشتار خیابونی و بازداشت و اعدام سرکوب میکنه بهتون مزه میده؟
اتفاقا خون بسیجی از خون مردم رنگینتره. این کشتن مردمه که انقد بی تاوان شده که تو بیای به جنبش مدنی پیشرو و پر دستاورد زن زندگی آزادی بگی فتنه!
مسئله من با جمهوری اسلامی دروغ گفتن و تحمیق ۹۰ میلیون انسان نیست! مشکل، ساختن دستگاهی است که در آن دروغ بتواند به حقیقت سیاسی تبدیل شود.
اینجا با یک حکومت معمولی طرف نیستیم که گاهی برای بقا دروغ میگوید. با یک منطق سیاسی طرفیم که در آن، بقا و تحقق آرمان، معیار تشخیص درست و غلط شده است.
وقتی هدف مقدس شود، اخلاق اولین چیزی است که قربانی میشود.
برای دیدن مصداقِ عینیِ همین منطق کافی است به نمونههایی مثل #پویان_مختاری و #ساشا_سبحانی نگاه کنیم. جایی که مرز میان اپوزیسیون، ابتذال رسانهای و منافع قدرت، آنقدر سیال میشود که اگر هدف، مهندسی افکار عمومی باشد، حتی چنین چهرههای زرد و متهم به قاچاق، پولشویی، و ده ها عنوان دیگر هم میتوانند به ابزار یک پروژهی سیاسی تبدیل شوند.
دیگر مهم نیست چه کسی دیروز دشمن بوده و امروز چرا کنار تو ایستاده یا چه کسی را سالها عامل بیگانه خواندهای و حالا چرا میتوانی از همان نیرو برای پیشبرد پروژهات استفاده کنب و یا حتی روایتی که امروز میسازی با روایتی که دیروز به مردم فروختهای تناقض دارد.
چون در منطق هدف وسیله را توجیه میکند، تناقض، تعبیر به شکست نمیشود بلکه تاکتیک است.با این منطق مهندسی معنا پیدا میکند.
مهندسی درواقع دستکاری انتخابات یا ساختن یک خبر جعلی نیست.مهندسی یعنی طراحی زمین بازی، اینکه چه کسی دیده شود، حذف شود، دشمن معرفی شود، قهرمان شود، چه روایتی تکرار شود و چه حقیقتی آنقدر دفن شود تا نسل بعد حتی نداند روزی وجود داشته است.
در چنین سیستمی، مردم مواد خام سیاستاند.
ترسشان را مدیریت میکنند، خشمشان را جهت میدهند، امیدشان را مصادره میکنند و دشمن میسازند تا جامعه را پشت خودشان جمع کنند.
و وقتی لازم باشد، همان دشمن را هم تغییر میدهند! چون دشمنی در این دستگاه، الزاماً یک باور نیست!!!! یک ابزار سیاسی است.
برای چنین سیاستی حتی شیطان هم میتواند شریک شود!!!
اگر هدف حفظ قدرت، گسترش نفوذ یا تحقق آرمان باشد، هیچ اتحاد متناقضی غیرممکن نیست.
این منطق، بیشتر از سیاسی بودن، مهندسیِ انسان و جامعه است.
وقتی هدف آنقدر مقدس شود که هر وسیلهای را مباح کند، هیچ جنایتی در درون آن سیستم نیازمند توجیه اخلاقی نیست و کافی است بتواند در خدمت هدف تعریف شود که سرکوب میشود ضرورت، و دروغ مصلحت، و خیانت تاکتیک. ائتلاف با دشمن میشود هوشمندی و قربانی کردن انسانها میشود هزینهی تاریخی!!
دراین مدل حکمرانی سیاست از اخلاق جدا میشود و قدرت خودش را صاحب حقیقت اعلام میکند. هرگز نبایذ تصور کرد چون یک جریان از آرمان حرف میزند، الزاماً به اصولی پایبند است.در واقع آرمان نام محترمانه برای قدرتی است که حاضر نیست هیچ محدودیتی را بپذیرد.