«با گوشهایِ خود، سمفونیِ جگرسوزِ ضجهها، مویهها و فریادهایِ ده هزار جان را شنیدم؛ از پیر و جوان تا طفلانِ شیرخواره، چنان که سقفِ آسمان را شکافت. هیچ گوشِ بشری در طولِ اعصار و قرون، هرگز چنین بانگِ هولناکی را نشنیده است! در آن لحظه، همنوا با خیلِ جاویدنامان، با آفریدگار خویش به مجادله برخاستم و همراه با آنان، از عمقِ قلبی صدپاره فریاد برآوردم که: «ای پروردگار من، کیست که در جُمود و خاموشی، همتایِ تو باشد!»
— بخشی از نامهای به قلمِ الحنان در عصر هولوکاست، اکتبر ۱۹۴۳، گتویِ کاونو در لیتوانی
به یاد #YomHaShoah، به یاد شش میلیون یهودی که در طول جنگ جهانی دوم، و در میان بیعملی و سکوتِ جهان خاکستر شدند. امروز میان ایرانیان و یهودیان دردی مشترک فراتر از جغرافیا و پیوستهای تاریخ کهن به هم گره خورده است. یکی قربانیِ جانیان و جبارانِ تاریخ شد اما از خاکستر خود برخاست و دیگری هنوز اسیر جانیان و جبارانیست که با نام ایدئولوژیهای ویرانگر و آخرالزمانی، بنای حیات ننگینِ خود را بر آوارِ زندگی میسازند.
"With my own ears I heard the awful symphony of the crying, howling and screams of ten thousand people, elderly, youth and babies, that rent the Heavens. No one has heard anything like this throughout the ages! During this time, together with the many martyred, I disputed with my Creator, and with them I called out of a torn heart: "Who is silent like You, my Lord!"
—Excerpt from a letter by Elchanan during the Holocaust, October 1943, Kovno Ghetto, Lithuania
In memory of "Yom HaShoah" and the six million souls who were turned to ash amid the world’s silence during World War II. Today, a shared pain beyond geography and the threads of ancient history binds Iranians and the Jewish people together. One fell victim to a savage, monstrous cult of history, yet rose from its own ashes, while the other remains captive to a monstrous regime feeding on a nation’s blood, which, in the name of an apocalyptic Islamic ideology, builds its own abhorrent existence upon the ruins of life.
آتش بس شد.
"تمدن" و "زیرساخت" ها هم حفظ شد.
الان میخوام ببینم وقتی اژه ای به حرف امروزش عمل کرد و جمهوری اسلامی اعدام های دسته جمعی رو کذاشت روی دور تند و جوونهای مملکت رو اعدام کرد چیکار میخواید بکنید و چقدر فعالیت میکنید.
منتظریم.
قسم میخورم که اگر نان استاپ از اعدام ها نگید توی همین فضای آنلاین بی آبروتون کنیم.
توییت جدید کاخ سفید:
«دههها تروریسم رژیم ایران تحت ریاستجمهوری ترامپ ادامه نخواهد یافت.»
و متن داخل تصویر:
«۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ، بالاخره پایان خواهد یافت.»
رژیمی که ۴۷ سال شعار «نابودی اسرائیل» داده و خودش را یک ابرقدرت نشان داده، حالا به جایی رسیده که مردم بیدفاع را میفرستد جلوی نیروگاهها و ایستگاههای قطار تا نقش سپر انسانی را بازی کنند.
این تصویر یعنی شکیت را پذیرفتیم غلط کردیم !
در هیچ کجای جهان در یک جنگ چنین تصویری را نمیبینید مگر اینکه یک طرف بگه غلط کردم.
البته به شخصه امیدوارم بزنه اینجارو چون بهرحال بعد سرنگونی جمهوری اسلامی یک اصلاح ژنتیکی هم لازمه
خب عزیزان مخالف جنگ
دو هفته آتش بس شد.
خامنهای و دهها سردار سپاه به درک واصل شدن.
دهها پایگاه بسیج و کلانتری و پایگاه و غیره هم دیگه وجود ندارن. به لحاظ نظامی هم جا خیلی ضعیف شده.
زود باشید
راههای نرفته رو برید و با فعالیت مدنی جا رو بندازید. ⏳
🔴#ارسالی
درود
من شغلم و تخصصم ساخت پالایشگاه و پتروشیمی هاست و ۲۵ سال سابقه در این زمینه دارم.
جهت اطلاع و روشنگری همه دوستان عرض می کنم که هر پتروشیمی نیاز به یک سری خطوط و امکانات غیر فرآیندی دارند که اصطلاحاً بهشون Utility میگیم. شامل آب سرد، آب جوش، بخار آب، اکسیژن و برق های ولتاژ بالا و متوسط و ولتاژ پایین و ...
در منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر ، پتروشیمی فجر ۱ و ۲ وظیفه تولید Utility برای پتروشیمی ها رو داره و در عسلویه هم پتروشیمی مبین و دماوند این وظیفه رو دارند.
اسرائیل و آمریکا هوشمندانه رفتار کردند و بجای هدف قرار دادن مجتمع های پتروشیمی ، تامین کننده Utility رو هدف قرار دادن تا عملاً با کمترین هزینه ، پتروشیمی ها رو از مدار تولید خارج کنند.
پس به دوستانی که نگران آسیب به پتروشیمی ها هستند، عرض می کنم که جای نگرانی نیست
##جاویدشاه
#KingRezaPahlaviForIran
بخشی از آنچه ایران در ماهشهر و عسلویه از دست داد.
از کار انداختن زیرساختهای پایه و صنایع مادر یک کشور یعنی کاهش درآمد ملی، اختلال در زنجیرههای تأمین، بیکاری، تورم، قحطی و فقر.
محیط زیست برای یک ملت فقیرتر و محتاجتر به نان شب و نگران بقا یک اولویت نخواهد بود.
#پتروشیمی
«تلخترین، سهمگینترین و ویرانگرترین روزهای عمر حرفهای یک روزنامهنگار» ایرانی باید زمانی میبود که در ۱۸ و ۱۹ دی، دهها هزار تن از بهترین فرزندان ایران را در خیابانها قتلعام میکردند! امثال خضرحیدریها اما نه هیچگاه دغدغه مردم داشتهاند و نه روزنامهنگارند! «روزمالهنگاران» و دوربیندارانِ وقیح و بیشرمی هستند که سالها از مسیر «آویزان شدن»، از بیضتین خامنهای در داخل گرفته تا یاران شمسالواعظین در خارج، رسانهها را اشغال کردند و به نام رنج و دربهدری و آوارگی مردم ایران خوردند و فربه شدند و هنوز هم از این رسمِ فریب و فریبخواری خسته نشدهاند. ایکاش با نابودی رژیم قتلعام، صدای امثال این هفترنگانِ بیشرم نیز در برابر فریادهای شرمسارکنندهی مردم آزادشدهی ایران، در خاموشی و فراموشی رنگ ببازد.
@KamranMalekpour مردکِ بیشرافت پروندهی دیپورتش هنوز در مرحله بررسیست، آنوقت برای مادرش درخواست ویزا کرده! بنظر سیستم آبکی، بیقدرت و بیآبروی مهاجرتی کانادا را خوب شناخته است که اینچنین جولان میدهد. سال گذشته این زباله در پیامهای خصوصی نیز به من بدترین فحاشیها را کرده بود.
کارآفرینان و حامیان «ایرانی» اگر اینقدر دلار و یورو و پوندهای بیزبان دارند تا صرفِ هواپیما و هتل و خوراک و سالن و لجستیکِ افرادی کنند که کلام ۹۰ درصدشان از فرط تکرار و ابتذال و بیهودگی، حتی از بازکردن یک گره (حتی شناختی و نظری) از رنجِ ملت ایران عاجز است، شرط وجدان این است که در این روزهای سختِ حادثه، بیشتر به فکر راههایی برای یاریرساندن به مردم بیپناه داخل کشور باشند.
ما امروز بجای هزینهکردن برای این کنگرههای بسیار پُرستاره و چهرههای درخشانی که «عاملیت»شان در راستای تأثیرگذاری بر زمین واقعیت، و یا حتی تلاش برای ارتباطگیری با کشورهایی که عاملیت را تعریف میکنند، در حد «صفر» است، به افرادی نیاز داریم که تلاش کنند پولشان را بر روی زمینهای خاکی هزینه کنند.
برخی از افرادی را که در این کنگرهها شرکت میکنند میشناسم که ماههاست با پولِ همان کارآفرینان و حامیانِ در سایه، مدام مشغول سفرهای بینقارهای هستند و کالای قصهپردازیهای تکراری و ۴۷ ساله را بعنوان «کنشهای نوینِ سیاسی» و «گروهسازی» در جمعهای کوچک میفروشند. اگر کنشِ صادقانه، واقعی، عملی، گرهگشا، و کارساز براستی این است، پیروز و پاینده باشند! اما اگر مشغول نوع دیگری از بیزینسِ شبهسیاسیاند، که براستی باید سوگوار پولِ کارآفرینان و حامیانی بود که بنام «ایران» و «ایرانی»، و در این روزهای سختِ آتش و آوار و بیم و امیدِ ملت، در حالِ سوختن است.
در فاصلهی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ و در زمان تحصیلم در مقطع دکترا در انگلستان، بهشکل مترجم همزمانِ پارهوقت فارسی/انگلیسی برای Housing Aid وابسته به شورای شهر ناتینگهام کار میکردم. این مرکز وظیفهی اصلی اسکان و تأمین مسکن برای پناهندگانی را بر عهده داشت که بتازگی موفق به دریافت حق اقامت شده بودند.
بر اساس آنچه که شخصا در آن عصر شاهد بودم، بیش از ۹۰ درصد پناهندگانی ایرانی رسما هیچ مشکل سیاسی و حتی مالی در ایران نداشتند و با ادعاهای عموما نمایشی و دروغینی همچون تغییر دین و از این دست، موفق به دریافت اقامت شده بودند. در جلسات Housing Aid، بسیارانی برای دریافت خانههای بهتر با امکانات بیشتر رسما دروغ میگفتند و پیش از مصاحبه، حتی از من میخواستند که موضوع را به شکلی آب و تاب دهم! برخی نیز حتی از گرفتن خانهی رایگان در یک شهر خاص خوشحال نبودند و در مصاحبهها میگفتند که میخواهند به شهرهایی روند که «دوستان»شان حضور دارند!
متأسفانه از این خیلِ پناهندگان دروغین در آن دوران بسیار دیدم. وضعیت بیدر و پیکر در سال آخر چنان بود که حتی یکی از هممحلهایهای قدیم خود را نیز در شهر ناتینگهام یافتم! فردی که زندگی بسیار مرفه و راحتی در تهران داشت و پس از سفرهای ممتد به ترکیه و غیره، خواستار زندگی و پولِ راحت بنام پناهندگی و دریافت پاسپورت در انگلستان شده بود.
رسم رایج این بود که بسیاری از اینان (و حتی آن جناب هممحلهای!)، بلافاصله پس از دریافت پاسپورت انگلیسی، از سفارت رژیم اسلامی درخواست پاسپورت کنند و آزادانه، و هر سال، مسیر رفت و آمد به ایران را پی بگیرند. اینان از تباری بودند که حقیقت و دلیلِ پناهندگی واقعی و رنج ایرانیان را به دروغ و هفترنگی آلودند و باعث سرافکندگی شدند.
امروز نیز اگر میبینیم که افرادی همچون مرضیه انصاری، این «پناهندهی سابق»، در انگلستان یافت میشوند که با پرچم جمهوری متعفن اسلامی، در خیابانهای آن کشور جولان دهند و حتی با بیشرمی مصاحبه کنند، این را باید نوک آن کوه یخی دید که اساسش بر دروغ و سوءاستفاده از حماقت کشورهای اروپایی، و به لجن کشیدن حقیقت پناهندگی استوار است.
جنگ اصلی هنوز آغاز نشده؟
مسألهی اصلی آمریکا و اسرائیل، «توانایی هستهای» رژیم قتلعام است که با توجه به ذخیرههای اورانیوم غنیشدهی رژیم، تا به امروز هنوز به مرحلهی دسترسی و نابودی ملموسِ سنگ اول آن نیز نرسیدهاند. به غیر از آن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشدهی ۶۰ درصد، بر پایهی گفتههای ویتکاف در مصاحبه با مارک لوین، چند هزار کیلو اورانیوم ۲۰ درصد را نیز رژیم ذخیرهسازی انبوه کرده است!
بر پایهی گفتههای دیشب مارکو روبیو در برنامه هنیتی، یکی از جنبههای مهم گسترش تواناییِ موشکی رژیم، فرای تهدیدهای منطقهای و جهانی، پوششی بزرگ برای دفاع نظامی و در نهایت ضدضربه کردن نهاییِ رژیم در برابر دسترسی یا آسیب به آن ذخایر بزرگ و خطرناک بوده و هست؛ ذخایری که ویتکاف، از زبان مهرههای رژیم تروریستی در آن بهاصطلاح مذاکرات، «داراییِ افتخارآمیز و حیثیتی» خوانده است.
با این چشمانداز، بگمانم مسألهی تنگه هرمز و آتش بس برای باز کردن تنگه و از این قصهها، موضوع جانبی و کاملا بیربط به فلسفهی این جنگیست که میلیارها دلار در هر روز هزینهی آن است. اگر به لابهلای خطوط گفتههای روبیو بنگریم، نابودی پوشش بزرگ موشکی و پهپادی (بعنوان تنها دارایی ملموس و آزاردهندهی رژیم) پیشنیاز هر حرکتی برای مرحلهی بزرگتر، و در واقع اصلیِ این جنگ است.
اگر این باور صحیح باشد، فرای تحلیلهای ناامیدانهی برخی چهرههای همیشهحاضر، و یا فیکنیوزهای تکراری و لایکخور امثال باراک راوید و شرکا، آنهایی که میگویند «جنگ اصلی هنوز آغاز نشده» منطقا در مسیرِ واقعبینانهتری قدم میزنند.
امروز دیگر حتی تار مویی فاصله میان آن کس که طناب دار را بر گردن #امیرحسین_حاتمی ها میاندازد و آنکس که با هلهله یا سکوت در همان حوالیِ طناب دار به تماشا نشسته است وجود ندارد.
جمهوری اسلامی باید «به هر قیمتی» نابود شود، که این تنها گرهگاهِ مرگ و زندگی در سرنوشت آینده ایران است.
He has 3 names, faces deportation for violating sanctions on Iran & lives in Toronto.
Now he is taking Canada to court for rejecting his attempt to sponsor his mother to immigrate.
The latest on Iranian citizens in Canada & the security screening system.
https://t.co/xDBN0957BE
جمهوری اسلامی باید «به هر قیمتی» نابود شود!
به هر قیمتی یعنی چه؟ به هر قیمتی یعنی آنان که به آیندهی این آب و خاک و نسلهای آیندهاش میاندیشند، فلسفهی نبردِ امروز برای آزادی و پایندگیِ ایران را نبردِ «مرگ و زندگی» ببینند.
استوری اینستاگرام یکی از دوستان من در کانادا
در این عصری که رژیم قتلعام اسلامی اینترنت را بر مردمان بسته است و جز دریافتِ تماسهای تلفنی کوتاه، پراکنده و سخت از داخل ایران، غربتنشینان هیچ راهی برای ارتباطگیری با خانوادههاشان ندارند، بسیاری از ما راهی جز ویدیوهای @Vahid برای دریافت نخستین خبرها از محلههای خانوادههامان نداریم.
بسیار شبیه این اتفاق جگرسوزی که دیشب برای این دوست من افتاد، دقیقا در هفته اول مارچ نیز برای خود من افتاد و خطر بزرگی از سر خانوادهی بیپناه من در تهران گذشت؛ گرچه با توجه به وضعیتِ منی که با خون دل و با نام واقعی خود در این فضا مینویسم، هرگز نتوانستم به دلیل خطر افشای محل زندگیِ خانوادهام، از جنایت رژیم متعفن اسلامی در استقرار ساختمانها و مراکز امنیتی و مخفی در میان محلههای مسکونی مردمان عادی بنویسم.
مرگ بر جمهوری ننگین اسلامی و سپاه تروریستی پاسداران، که جان مردمان را اینچنین سپر انسانی برای دفاع از موجودیت ایرانسوز و ضدبشری خود کرده است. ملت آزادهی ایران تا این موجودیت جانی و متعفن را به فاضلاب تاریخ روانه نکنند، از پا نخواهند افتاد.
هدف گرفتن این کاروانهای تروریستهای وحشی عراقی که برای قتلعام ملت ایران وارد کشور شدهاند، امروز از هدفگیریِ فلان دانشمند درجه ۲ هستهای در یک دهات شمالی مهمتر است!
امروز که اینها، با اعتماد بنفس و گروهی وارد میشوند، فردا تک تک و در پسکوچهها پدران و مادران ما را خواهند کُشت!