حتی اگر بپذیریم که در صحبت سیاسی، تیمکشی ضروریه و تو نمیتونی موضعی که معقوله اما علیه تیمته رو اتخاذ کنی، باز هم عجیبه که چرا در جایی که مسئله انسانیه اینقدر راحت بیرحم میشید.
لامصب اینقدر تو نقش فرو نرو!
«وقتی که مقاومت ناممکن بوده، کسی را سرزنش نمیکنم. اما شاید چیزی بین مقاومت و اطاعت وجود دارد.»
در این قسمت از فیلم هانا آرنت، شخصیت به یکی از مهمترین مسائلی که ایدهٔ آرنت باهاش مواجهه پاسخ میده. اینکه آیا میشه کسانی که در فشار و ظلم زندگی میکنند رو برای مقاومتنکردن نکوهش کرد؟
آدم در این مواقع نمیتونه حدس بزنه که لقب «ایبسنِ نو» از جوهرشه (و مثلاً اگر یک دختر جوان اهل نیجریه هم اون نمایشها رو نوشته بود میتونست چنین لقبی بگیره) یا نه.
به هر روی، نویسندهٔ بسیار جالبی به نظر میاد.
BREAKING NEWS
The 2023 #NobelPrize in Literature is awarded to the Norwegian author Jon Fosse “for his innovative plays and prose which give voice to the unsayable.”
شخصیت در نقش آرنت پاسخ میده: حالتی بین مقاومت و اطاعت وجود داره؛ در شرایطی که مقاومت بسیار سخت یا ناممکنه، همچنان تسلیم کامل در برابر ظلم توجیه نمیشه.
به سادهترین بیان، میشه گفت: نباید در فرمانبری پیشدستی کرد، باید صبر کنی تا مجبور بشن تمام توانشون رو برای مجبور کردنت مصرف کنن!
در روزهای اوج اعتراضات، خیلیها با تجمع در محیطهای دانشگاهی مخالفت میکردن و معتقدبودن معترضان در اون محیط راحت گرفتار میشن، اما شاید برخلاف انتظارات، تا روزهای آخر سطح خشونت در محیط دانشگاه ابداً با خیابان قابلمقایسه نبود.
این تفاوت برخورد ناشی از دلسوزی نیست، ناشی از پرواست!
به نظر میرسه که «رکود علمی» مهمترین بهانه و اسم رمز در تصفیهٔ اخیر اساتید دانشگاهها بود. بهانهای که در بیانیهٔ وزارت کشور هم بیان شده بود (که جای تعجبه که این موضوع اصلاً به وزارت کشور چه ربطی داره و وزارت علوم اینجا چهکاره است؟!)...
مهمترین پیام این اتفاق چیه؟
اینکه ساختار سرکوب از عریانشدن در برابر جامعهٔ مدنیای که ما خودمون حذفشده میانگاریمش پروا داره و ترجیح میده کارش رو از مجرای ساختارهای ادعاییِ دیوانسالارانه پیش ببره و دستهای خودش رو تا جای ممکن تمیز نگه داره.