هفته دیگه میخوایم بریم فستیوال، بزرگوار فرمودن تو خودت با قطار بیا من ۵ صبح میرم جای خوب بگیرم برای چادر 😂
قشنگ حس میکنم سیزدهبهدره چون میخوام کتلت الویه هم درست کنم ببرم🤭
این کَدّی دوزاریا هم یه چیز یاد گرفتن "پزشک سهمیهای".
منی که حتی به عنوان دختر باید با شومبول طلاهایی که سهمیه مرد بودن داشتن رقابت میکردم سر صندلی دانشکده پزشکی بهتون بگم که حتی اون سهمیهای هم نزدیک ۳۰۰ واحد درس پاس کرده که شماها از روی کتاباشم نمیتونین با تلفظ درست بخونینشون!
@taghi_namdar آره.
نمیدونم الانم هست یا نه ولی زمان ما واسه یه سری رشتهها مِن جمله پزشکی سهمیه مرد بودن وجود داشت، و چنانچه یه دختر و یه پسر همه درصدا و ترازاشون یکسان بود پسره قبول میشد.
بابا شماها رو چه به پزشکی مدرن!
شماها واقعا لیاقتتون همون زیره دمکرده و سردی گرمیه.
حتی به مغز نخودیتون خطور نمیکنه شاید شاید شاید اون ۷-۸ سالی که اون پزشک تو دانشگاه و بیمارستان گذرونده یه چیزایی بهشون یاد داده که شماها توش سر از کون خر در نمیارین.
/من میگه اینجور مریضا دقیقا از همه طلبکارتر و متوقعتر هستن و غالبا حق اون مریض بدبختی که با سکته قلبی و مغزی و تشنج و هزارتا بیماری تهدیدکننده حیات اومده رو ضایع میکنه، تخمشم نیست.
یه سوزن به خودتون بزنه یه جوالدوز ب بقیه "دکتر" راس گلر.
ببین فحشاتو کاری ندارم، شعور و تربیتتو نشون میده ولی در جواب حرفات باید بگم وقتی یارو "نمیدونه" که چه مرگشه و ب ذهنش میرسه باید بره "اورژانس" حتی اگر شعور و هوش و حداقلی داشته باشه و تریاژ بهش میگه مشکلت اورژانسی نیست تشکر کنه و فرداش برگرده ولی تجربه ۷ سال کار در اورژانس/
خب گوساله نفهم خب ابله یارو چه میدونه اسم پزشکی یا فلان گوز یعنی چی
میاد علائمش میگه دیگه حیوان نادان.
شاید اصلا طرف افت فشار داره نمیدونه چطور توضیح بده ولی تویی که پزشک شدی خیر سرت باید شرح حال بگیری بفهمی دردش چیه.
ریدم سر در علوم پزشکی که یه مشت گوساله تربیت کرده نه پزشک
ایران همیشه اعتراض داشتم چرا سیستم سراسری ثبت اطلاعات بیمار وجود نداره؛ همیشه باید از لای نیم کیلو کاغذ مچاله موچوله و بدخط تاریخچه بیماری مریضا رو درمیاوردیم، خیلی وقتا هم بیمارا نصف پرونده پزشکیشونو ریخته بودن دور.
حالا اینجا باید یه سری اطلاعات واحدو ۵۱۶ بار ثبت کنیم.
گه خوردم
ینی اینقدر اینجا زل زدن به دیگران عادیه که گاهی فکر میکنم زیپم بازه، صورتم کثیفه یا چمیدونم یه مرگیم هست!
امروز نشسته بودم تو ایستگاه اتوبوس، دوتا آقای مسن تو بار، آبجو به دست دستشونو زده بودن زیر چونه با لبخند فیلم سینمایی تماشا میکردن.
مرد حسابی آبجوتو بخور چی چیو نیگا میکنی؟
امروزم سرد و تاریک بود تا وقتی یکی از مریضام که دیروز گریون و افسرده اومده بود ویزیت، اومد پیشم گفت امروز خیلی حالم بهتره و ممنونم ک دیروز برام کلی وقت گذاشتی.
چیمیخواد مگه آدم؟
همین که ارزش کارت دیده بشه، همین ک به حساب بیای، همین که بود و نبودت فرق کنه.