این منم، در تجمع ونکوور.
آنچه در هفتههای گذشته تا حدودی و این هفته علنی و بهشدت اتفاق افتاده، خط من را روشن کرده است:
فحاشی، تعرض و حمله به دوستان من، فقط بهخاطر همین پرچم، همین شعارها؛ شعارهای وطندوستانه، برای مردم، برای دادخواهی و عدالت، در حالی که در جمع ما حتی پرچم شیر و خورشیدِ مورد علاقهٔ همان افراد نیز همراهمان بوده است، به کسانی که عکس جانباختهها را در دست داشتند حمله شد. جلوی پلاکاردهایی که چهرهٔ کشتهشدگان ما روی آنهاست ایستادند و مانع شدند.
این نه اختلاف نظر است، نه نقد؛
این حذف و خشونت است.
اگر تا امروز بهنام «اتحاد» سکوت کرده بودم، از امروز دیگر سکوت نمیکنم.
راه من از کسانی که با تهدید و افراطگری میخواهند صداها را خفه کنند جداست.
من عاشق ایرانم. جانم فدای ایران و مردمش.
و دقیقاً به همین دلیل، هم در برابر جمهوری اسلامی میایستم و هم در برابر افراطگری و فاشیسم، با هر نام و هر لباسی.
زن، زندگی، آزادی ابزار حذف نیست.
باور من است، راه من است، و پایش میایستم.
هر کسی (حتی شما دوست عزیز!) با این پرچم، این شعار و این موضع مشکل دارد، راه بلاک، آنفالو، میوت و… برای شما باز است.
فقط از من دور بمانید.