گاهنامهٔ گوسان در پی آن است تا غبار فراموشی را از چهرهٔ فرهنگ، هنر و میراث ایران بزداید و گوشههای ناشناختهٔ آن را بکاود، بشناسد و روایت کند.
روز گذشته، همزمان با جشن مهرگان ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)، نخستین دفتر گاهنامهٔ گوسان را گشودیم:
https://t.co/Hh86nCi2r2
#گاهنامه_گوسان
« نیفتادن در دام کلیشۀ «هنرمند شرقی» دغدغۀ همیشگی من بوده و هست. »
یلدا زمانی و فرناز مدرسیفر، دو هنرمند تراز اول ایرانی در دفتر اول «گوسان» به گفتگو نشستهاند.
هویت ایرانی، پیوند میان سنت و مدرنیته و نقش اجتماعی موسیقی با فرناز مدرسیفر، نخستین آهنگساز ایرانی پانسیونرِ ویلای مدیچی (Villa Medici).
سنتور در کانون آوانگاردیسم: گفتگو با فرناز مدرسیفر؛ از یلدا زمانی
📖 دفتر نخست: مهرگان ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)
https://t.co/mqzwPD5eYb
#گاهنامه_گوسان
مقالهای خواندنی دربارهٔ سیاستگذاری فرهنگی و نسبت آن با دولت و بازار، به قلم یلدا زمانی در نخستین دفتر گاهنامۀ گوسان.
وجود چنین پژوهشهایی برای سیاستگذاری فرهنگی در ایران آینده بسیار مهم و سودمند است.
@GosanInstitute@yootazi
https://t.co/brIahCNp1P
در بخش نخست این مقاله برای گاهنامه و اندیشکدهٔ فرهنگ و هنر «گوسان» (@GosanInstitute)، به موضوعی میپردازم که ماههاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است: آیندهٔ فرهنگ و هنر ایران چگونه میتواند از مسیری باریک میان «شکست بازار» و «شکست دولت» به سوی رشد و شکوفایی حرکت کند؟ بهگونهای که یک دولت ملی بتواند در مقام بسترساز و حامی، بدون دستاندازی به حریم محتوا یا تعیین و تعریف فرهنگ مطلوب برای جامعه، ناکارآمدیها و شکستهای بازار را جبران کند.
در میانهٔ این پژوهش، به تلاشی مذبوحانه برای بومیسازی الگوهای سیاستگذاری هنری غربی در چارچوب تنگ و ایدئولوژیک دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی برخوردم؛ تلاشی که به عادیسازی، بوروکراتیزهکردن و پوشش علمی بخشیدن به کنترل مطلق ایدئولوژیک بر فرهنگ و هنر در نقاب پژوهشهای دانشگاهی انجامیده و منجر به تناقضها و انسدادهای منطقی پرشماری شده.
به باور من، پرسش محوری در سیاستگذاری فرهنگی باید بر تعیین مرزهای قابل توجیه مداخلهٔ دولت متمرکز شود. برای فهم دلیل مداخلهٔ دولت در سیاستگذاری فرهنگی، باید ابتدا مرز میان جبران ناکارآمدی بازار و آسیبزایی ساختاری در بدنهٔ پویای فرهنگ را بهدقت شناسایی کرد. تعریف دقیق این مرزها، مستلزم بازتعریف ساختاری پیوند میان فرهنگ، اهداف دولت و منافع عمومی است.
سیاستگذاری فرهنگی خردمندانه برای ایران آینده دولتی ملی میخواهد در جایگاه بسترساز و حامی، و نه نظارتگر و کنترلکننده.
میان دو شکست: دولت، بازار و سیاستگذاری فرهنگی در ایران (بخش نخست)؛ نوشتهٔ یلدا زمانی
📖 دفتر نخست: مهرگان ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)
https://t.co/siqLg8C7bI
#گاهنامه_گوسان
دیدگاه: اسطوره در تئاتر بیضایی پناهبردن به گذشته نیست، بلکه راهبردی است برای برهمزدن قطعیتها.
حقیقتی که نمیرهاند؛ اسطورهسازی و کُنشِ نمادین در تئاتر بهرام بیضایی، نوشتهٔ حامد امانپور قرایی
📖 دفتر نخست: مهرگان ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)
https://t.co/DLqVA7ywlx
#گاهنامه_گوسان
با افسوس فراوان، دکتر یوسف مجیدزاده، از چهرههای برجستهٔ باستانشناسی ایران، امروز از میان ما رفت.
یادداشت احسان شواربی را در سوگ ایشان در گاهنوشت گوسان بخوانید:
https://t.co/az2aC2O4V5
#گاهنامه_گوسان
سهراب لبیب (@LabibSohrab) در دفتر نخست #گاهنامه_گوسان به هنری میپردازد که سدهها زیر سایهٔ «خلقیات بقا» و انسداد عصر صفوی دوام آورده است. او اشاره میکند که چگونه موسیقی دستگاهی در دورهای طلایی، از رویکرد تقلیلیافته و میراثمحور فاصله گرفته است تا از اکوسیستم بقا به اکوسیستم رشد و اشاعه گذر کند؛ تطوری که با کمک نهادهایی چون رادیو و تلویزیون ملی، تالار رودکی و جشن هنر شیراز، به ارتقای نقش موسیقیدان از حافظ روایت به آفرینشگر منجر شد.
نقطهٔ عطف این جستار، بازخوانی سقوط پس از سال ۱۳۵۷ است؛ جایی که رؤیای شکوفایی و توسعه بار دیگر به دیوار ارتجاع برخورد کرد و با تعطیلی نهادها، ممنوعیت آواز زنان و کوچ هنرمندان، جامعهٔ هنری به «خلقیات بقا» بازگشت. این بررسی دیالکتیک میان زیست زیرزمینی برای ماندگاری و اوجگیری برای شکوفایی را در سیر تاریخ معاصر ایران از دست ندهید.
چرا تاریخ موسیقی ایران - بیش از آنکه شرحِ تطور آن باشد - تاریخِ «حافظان» آن است ؟
مشق این کمترین در دفتر اول «گوسان» با نگاهی اجمالی به دوامِ این گنج ایرانی بر جریدهٔ عالم.
موسیقی دستگاهی ایران؛ از زیستن در «خلقیات بقاء» تا بارقهٔ رهایی در عصر مشروطه
گذار از خلقیات بقاء؛ نوشتهٔ سهراب لبیب
📖 دفتر نخست: مهرگان ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)
https://t.co/rk3qcSV2aM
#گاهنامه_گوسان
مجلهٔ «گوسان» پیوندی خجسته میان خرد تاریخی و نگاه نقاد نخبگان است؛ تلاشی اصیل برای احیای شأنِ زبان، اندیشه و هنر. تماشای این خروش فکری را از دست ندهید.
مقایسهٔ گاهنامهٔ تازهتأسیس «گوسان» با نشریهای تاریخی و جریانساز چون «کاوه» فراتر از بضاعت اندک ماست. بیآنکه جسارت پا گذاشتن در جای پای بزرگانی چون تقیزاده و جمالزاده را داشته باشیم، راه و اندیشهٔ آنان را چراغ راه و الگوی خود میدانیم. اگر سهمی ناچیز در چنین تأثیرگذاری عمیق فرهنگی داشته باشیم، همت کردهایم.
از سام گیوراد گرامی برای این یادداشت در دفتر نخست #گاهنامه_گوسان سپاسگزاریم.
دیدگاه: یادداشتی به مناسبت آغاز به کار گوسان.
از «روزنامهٔ کاوه» برلین تا رسالت روایتگری گوسانِ امروز.
یادداشتی برای گوسان؛ نوشتهٔ سام گیوراد
📖 دفتر نخست: مهرگان ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)
https://t.co/msN5YVq3DF
#گاهنامه_گوسان
اگر بخواهیم صادق باشیم، ایجاد یک صندوق ثروت ملی با استانداردهای امروزی و تخصیص بخشی از سرمایهگذاریها به فرهنگ و هنر — در راستای منافع ایران به مثابۀ یک دولت-ملت — تنها از دولتی ملی برمیآید؛ امری که تا اطلاع ثانوی ایران امروز از آن محروم است. با این حال، ۱/۳
در این مقاله سعی کردم به نسبت موسیقی، حکمرانی، و ریاضیات در نظام فکری فارابی بپردازم.
*موسیقی کبیر* فارابی از اولین تلاشها برای تدوین علمی آکوستیک با بهرهگیری از ریاضیات است. سعی می کنم این نسبت را در شمارههای آینده روشن کنم.