🚨🦀
بیش از صدهزار کشته فقط در هیجده ساعت
روایت تکاندهنده برادر جاویدنام مجتبی روستایی؛ «کمرم خم شده از بیبراری»
برادر جاویدنام مجتبی روستایی از روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ و لحظههای هولناک جستوجوی پیکر برادرش نوشته است: «از ۱۸ دی به بعد دیگر آدم سابق نشدم و نخواهم شد. رفتم بیمارستان بعثت و تا صبح منتظر ماندم یکی داداشم را بیاورد. آخر سر فهمیدم مجتبی اولین نفری بوده که بردهاند سردخانه. وقتی رفتم کهریزک، تکتک آمبولانسها را نگاه میکردم و کاورها را باز میکردم تا پاره تنم را پیدا کنم. داخل کهریزک کولش کرده بودم و به خودم بسته بودم تا بتوانم در صف جنازهها بایستم. به خدا هر شب یا یک شب در میان تمام آن بچهها به خوابم میآیند. افسرده شدم، گوشهنشینم و اشکم خودبهخود جاری میشود. مجتبی به خوابم میآید و میگوید کمرت درد نگرفت من را گرفتی پشتت؟ نه برار، کمرم درد نگرفت؛ کمرم خم شده از بیبراری... درد من اینه.» این فقط روایت یک برادر نیست؛ روایتی از زخمی است که جنایت علیه بشریت توسط رژیم تروریستی جمهوری اسلامی بر خانوادههای ایران گذاشت. باید صدایش باشیم.
@hanahosseini81 در حکومت سکولار، دین از حکومت جدا میشود نه از مردم.
در عرصه عمومی تنها قانون حکم فرماست ، به این معنی که ماه رمضان نوشیدن آب دیگر شلاق ندارد. یا مثلاً کسی نمیتواند بخاطر لباس شما را باتوم بزند.