با شما از زخمی سخن میگویم، برآمده از نیزههای نادانی و ما همه قربانی آنیم. کسی دوستدار حقیقت نیست و همه دوستدار مصل��تند…
طومار شیخ شرزین
◾️بهرام بیضایی
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه* که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ بر سیخ
حضرت #سعدی
*بیضه = تخممرغ
رقص این چلچلهها، وین همه آوا و نوا
همه گویند که از راه رسیدهست بهار
چشم بیدار بر این تلخی ایّام ببند
خوابهایی شکرین بهر تو دیدهست بهار
امید دارم سال ١۴٠٣ خورشیدی سال خوشحالی جمعی ایرانیان باشد.
نوروزتان پیروز
- به ما میگفتند: سلیطه حرامزاده.
+ شما به آنها چی میگفتید؟
- فاشیست!
+ همین؟
- همین. اما اشتباه نکن!
ما اگر هم به فرض سلیطه حرامزاده بودیم، که نبودیم، انتخابی در این سرنوشت نداشتیم.
اما آنها انتخاب کردهاند که فاشیست باشند و پستفطرت!
اندوه بیپایانی است فراق اهالی بیتکرار و دردانۀ سرزمین قدرنادیدۀ هنر
دردیست بیحساب تاریکی روزافزون این خاک غریب شده
و افسوس، واژۀ آغازین روایت ماجراست.
#جمشید_عندلیبی
روان باش که پرندگان چنیناند و گیاهان چنیناند.
چون به درخت رسیدی به تماشا بمان.
تماشا ��و را به آسمان خواهد برد.
سهراب سپهری
“از کتاب هنوز در سفرم"
.
.
.
@RezMoraD قدم نورسیده مبارک و فرخنده جناب مرادی، امیدوارم آیندهای درخشان و شاد در انتظارش باشه 🌹
طبق تجربه عمو و دایی شدن شیرین و زیباست، هم نگرانشون میشی هم لذت میبرید از بزرگ شدنشون و در آینده از همنشینی باهاشون
اول سراغ کمونیستها آمدند،
سکوت کردم؛ چون کمونیست نبودم
بعد سراغ سوسیالیستها آمدند،
سکوت کردم؛ زیرا سوسیالیست نبودم
بعد سراغ یهودیها آمدند،
سکوت کردم؛ چون یهودی نبودم
سراغ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا بهاعتراض برآید...
مارتین نیمولر
#آرمیتا_گراوند 🖤
...
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخار آلودی
بر بام زمستانی
به پاره يخی بدل خواهد شد.
#شمس_لنگرودی
...
١٧ مهر، سالروز جاودانگی حضرت استاد #محمدرضا_شجریان
دلم به بوی تو آغشته است
سپيده دمان
كلمات سرگردان ب�� میخيرند
و خوابآلوده دهان مرا میجويند
تا از تو سخن بگويم
كجای جهان رفتهای
نشان قدمهايت
چون دان پرندگان
همه سویی ريخته است
...
این سوگ و عزا طلیعه شادی باد
ویرانی ما نوید آبادی باد
سروی که شکسته بود با گلها گفت
جانی است اگر فدای آزادی باد…
«راه خونین آزادی»
#زن_زندگی_آزادی#مهسا_امینی
۲۵
من از خواب
برگی ��یحان آوردهام...
ریحان را به لبانم نزدیک میکنم
صبح میشود...
کنار عطر ریحان
زندگی را میبوسم...
و روز و پنجره را
با مقداری از آفتاب
که از کنار ابرها از آسمان میچکد
ستایش میکنم...
من هنوز هستم...
#احمدرضا_احمدی
بدرود عالیجناب...