امروز، روزی است که زندگی مرا برای همیشه تغییر داد.
بیستوهفت سال پیش، مأموران رژیم جمهوری اسلامی به خانه پدرم آمدند و مرا از آغوش خانوادهام ربودند. آن روز، دختری ۲۵ ساله بودم؛ دختری که هنوز باور داشت پدرش یک موجود فرازمینی است و همیشه خواهد توانست از او محافظت کند. اما وقتی مرا با چشمان بسته از خانه بردند، در آخرین نگاه پدرم چیزی را دیدم که هرگز فراموش نکردهام؛ نگاهی آمیخته به عشق، درد، عجز وداع. نگاهی که ذخیره میکرد مطمئن بود که شاید دیگر هرگز دخترش را نبیند. آن نگاه تا امروز در قلب من زنده مانده است و مرا آزار میدهد.
۱۸ تیر ۱۳۷۸ فقط یک اعتراض دانشجویی نبود؛ فریاد نسلی بود که پس از بیست سال حاکمیت جمهوری اسلامی، برای بازپس گرفتن ایران برخاست. نسلی که آزادی را با تمام وجود میخواست و برای آن، زندان، شکنجه، ناپدید شدن و ��تی مرگ را به جان خرید.
هرگز سخنان مادر سعید زینالی را فراموش نمیکنم؛ مادری که از پیراهن پسرش میگفت، آن را در آغوش میگرفت، میبویید و با امیدی که هر روز کمرنگتر میشد، اشک میریخت. سعید هرگز بازنگشت و درد آن مادر، درد هزاران مادر ایران شد ؛ مادرانی که فرزندانشان را ربودند و هرگز به خانه بازنگرداندند.
مرا به بازداشتگاه توحید بردند؛ روزهایی که در سلول انفرادی، میان بازجویی، تهدید به اعدام و شکنجه، تنها یک چیز مرا زنده نگه داشت: عشق به ایران. عشقی که پدرم در قلبم کاشته بود. بعدها نیز در کنار همسرم، دوشادوش یکدیگر، این عشق را زندگی کردیم و هر روز برای آزادی ایران جنگیدیم. این راه، انتخاب ما بود و هنوز هم هست.
از همان روزهای جوانی، کنار پرچم شیر و خورشید ایران ایستادیم و ایمان داشتیم که آزادی ایران تنها با بازگشت به هویت ملی، تاریخ و فرهنگ بزرگمان ممکن است. ایران را نه از آن اشغالگران، بلکه میراث ماست. میدانستیم که برای آزادی به فرزندان آگاه و آزادهاش نیاز دارد؛ شیران ایران که با تکیه بر تاریخ، اسطورهها و غرور ملی، زنجیرهای اسلامگرایان اشغالگر را خواهند گسست.
امروز، بیستوهفت سال از آن روز میگذرد. شاید سالها بر چهرهام نشسته باشد، اما عهدی که آن روز در دل بستم، استوارتر از همیشه است. سوگند خوردم تا آخرین نفس برای آزادی ایران بایستم و این سوگند هرگز شکسته نخواهد شد.
امروز بیش از هر زمان دیگری باور دارم که سپیده آزادی نزدیک است. تمام رنجها، تمام اشکها، تمام سالهای زندان، تبعید و مبارزه بیثمر نبودهاند. ایران دوباره خواهد خندید.
این راه را برای همه آنا�� ادامه میدهیم که دیگر در کنار ما نیستند؛ برای سعید زینالی و هزاران فرزند ایران و جانفدای میهن، برای همه پدران و مادرانی که سالهاست جز پیراهن فرزند و زخم دل چیزی نمانده برایشان.
و برای آن دختر ۲۵ سالهای که روزی با چشمان بسته به زندان برده شد، اما هرگز اجازه نداد رؤیای آزادی را از او بگیرند.
ایران آزاد خواهد شد؛ زیرا ملتی که برای آزادی چنین بهایی پرداخته است، سرانجام پیروز خواهد شد.
به امید آن روز، تا آخرین نفس، برای ایران.
پدر جاویدنام ماهان حقیقی، جوان کشتیگیر کشته شده در رشت، از مردم دعوت میکنه تا روز 26 تیر از ساعت ۵ عصر سر مزار ماهان برای تولدش حاضر بشن. او از مردم تقاضا میکنه که تنهاشون نذارن.
سر من منت بذارین و این پست رو پخش کنید تا این خانواده روز تولد بچهش تنها نمونه.
شاااااااااااااااااااهکار! طووووووووووووووووفان!
ترجمه سخنرانی جدید مارک لوین:
ما دیگر درباره مردم ایران حرف نمیزنیم؟! چرا؟! هیچ سخنی ازین مردم در مذاکرات نیست! ما(یهودیان) میگوییم «دیگر هرگز» چون در اردوگاههای کار اجباری و اتاقهای گاز آن بلاهای وحشتناک بر سر ما (یهودیان) آمده! اما در ایران، مردم ایران، که غالبا هم جوان هستند، در شرایط وحشتناک و غیرقابل تصور مشابهی هستند و هیچ کسی درینباره حرف نمیزند! گویا فراموش شدهاند! نه فراموش نشدهاند! ما فراموششان نمیکنیم! فراموششان نمیکنیم و ناامید نمیشویم! اگر با من هستید، به پا خیزید تا مردم ایران را آزاد کنیم! ما ناامید نمیشویم! ناامید نمیشویم و میجنگیم!
20 متر رد خون روی آسفالت سرد.
از نقطهای که گلوله مستقیم به سرش خورد، تا جای�� که بدنش کشیده شد و افتاد.
خونِ گرمی که هنوز بخار میکند،
این خون اسم ندارد، اما هر قطرهاش فریاد میزند: ما زندهایم، ما نمیمیریم🖤
اسمِ داداشم رو کسی میدونه؟؟؟؟😭
#بابل #IranRevolution2026
۱۸دی
این دیگه چه جنگیه یه مشت نوسان گیر افتادن به جون مردم
ترامپ میگه داریم توافق میکنیم یه نوسان میگیره
ایران هم میگه داریم بررسی میکنیم دلار و طلای مردم رو مفت میخره
بعد دوباره میپرن به هم همهچی رو گرون میکنن توپاچه ملت
ما ملتم این وسط هیچ فقط هیچ
دلار با افتخار روی سکوی ۱۹۰ هزارتومن ایستاد.
دلخوش به این مقدار نباشید ، شما را به مقام انسانیت میرسانیم
تازه هنوز همه راهها رو نرفتیم ، قراره یه عده کصخل بنر چاپ کنن، پروژه بگیرن، برن به قیمت دلار اعتراض کنن، البته با رهبری هوش مصنوعی و مقوا
آهای حرومزاده ها چرا لال شدید؟
اولین باری که بیبی نتانیاهو رو در دفتر کارش در اورشلیم دیدم، ازش پرسیدم که چرا «سر مار» رو نمیزنه؟
بلافاصله گفت تنها دلیلی که دوباره برگشته به دولت فقط و فقط همین کاره، که اون رو 'مأموریت زندگی'ش توصیف کرد.
ترامپ طبق معمول همه توجه رسانهها رو میبره سمت خودش، اما فراموش نکنیم مردی رو که اگر نبود، ما امروز شاهد این مهمترین روزهای ۴۷ سال گذشته نمیبودیم.
اسرائیل، بزرگترین متحد ما مردم ایران است
روزهای بزرگی در راه است 🇮🇷🇮🇱
همینو میخواستی؟!؟
حالا با سر و روی عنی برگرد
#آکسیوس:
ویتکاف و کوشنر، فرستادگان ایالات متحده، در این جلسه (وزیرخارجه عمان با ونس) که آخرین تلاش برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات بود، شرکت نکردند.
من کُردم، پدرم کُرد است، مادرم کُرد بود، تا هفت جد و آبادم کُرد است. یک تار موی شاهزاده رضا پهلوی را با کل احزاب کردستان معاوضه نمیکنم. ما هر جا باشیم اول ایرانیایم. در ضمن نیازی به ارتش نیست، هرگونه تجزیهطلبی توسط خود ما کُردها چنان سرکوب خواهد شد که بماند به یادگار.