✔️کو صبر و چه دل، کآنچه دلش میخوانند
یک قطرهٔ خون است و هزار اندیشه
✍🏼سهند ایرانمهر
جاني به ناني باطل كردند و نفسي به فلسي ضايع گردانيدند...
بلارکِ(فولاد شمشیر) آب خورده تا خونخوار شد؛
خون، خوار شد!
این سخن شهاب الدین نسوی در «نف��ه المصدور» است که گویی کتیبهای بر سر در این فلات غم و اندوهی است که به ایران میشناسیمش. همچون دیگران محروم از دسترسی به فضای مجازی بودم و اینک نیز که با هزار جهد اندک مجالی یافتم، حضوری مستعجل دارم تا کی دوباره مجال آمدن باشد.
پیش از هر سخن، سر تعظیم فرود میآورم در برابر رنجِ ملت ایران؛ و بهویژه در برابر خانوادهها و هموطنانی که در این روزهای تیره، عزیزی را از دست دادهاند. سوگ، پیش از آنکه مسئلهای سیاسی باشد، حقیقتی انسانی است و حرمتش بر هر داوری و موضعی مقدم.
در چنین ایامی، شاید نامطلوبترین و غریبترین سخن، همان سخنی باشد که نه آتش میافروزد و نه خون را به جوش میآورد؛ سخنی که حاضر نیست خود را ذیل پرچم هیچ «ما» یا «آنها»ی خشمگینی تعریف کند، فارغ از آنکه این «ما» و «آنها» از کدام سوی میدان فریاد میزند. اینگونه سخن، در زمانهای که هیجان و نفرت فضیلت شمرده میشود و میل به تندی نشانه صداقت، ناگزیر مهجور میماند. اینکه آن خشم چگونه نطفه بست و مقصر کیست؟ سخنی هزار بار به تکرار نشسته است با پاسخی آشکار.
فضای دوقطبی و پرخاشگر، حتی اهل قلم و اندیشه را نیز بینصیب نمیگذارد.جز آنانکه تکلیفشان معلوم و زبانهاشان از آغاز به لجامِ گسیخته خویگر است و بوده و خواهند بود و میزان و موزون این و آنند، بسیارند کسانی که تا دیروز به قاعده عقل و تأمل مینوشتند، ام�� امروز یا به تکرار روایتهای شورانگیز و حماسی کشیده میشوند، یا از بیم طرد و حذف یا به شوق جذب و انعام، به سخن��نی کلی، بیخطر و آشنا پناه میبرند؛ سخنانی که بیش از آنکه چیزی بگویند، کارشان این است که نویسنده را در رنگِ غالب محیط حل کنند؛ چه این محیط رسمیِ داخل باشد، چه غیررسمیِ خارج و جملگی در دل سودایی و در سر غوغایی.
از منظر علم اجتماع، این وضعیت نشانه ورود جامعه به مرحلهای است که در آن، زبان دیگر برای فهمیدن به کار نمیرود، بلکه برای صفبندی و اعلام وفاداری مصرف میشود. مرزها سخت میشوند، هویتها تیز میگردند و گفتوگو ـ نه از سر ناتوانی اخلاقی، بلکه از حیث کارکرد اجتماعی ـ ناممکن میشود. در چنین فضایی، منطق نه رد میشود و نه پذیرفته؛ اساساً شنیده نمیشود و آتش تهیه ادبیاتی تند است که جز به حذف راضی نمیشود.
اگر از سالهای آغازین دهه هشتاد تا امروز نوشتهام، چهار سال پیش در رمان«گزارش آخرین تابستان» به زبان رمان انذار دادهام، گفتهام،درس دادهام، یا بیش از پنجاه پادکست ـ با همه رنجها و هزینههایش ـ فراهم کردهام، همه از بیم رسیدن به چنین روزهایی بوده است؛ نه از سر ادعای دانایی، بلکه بر پایه نشانههایی که تاریخ بارها پیش چشم ما نهاده است: انباشت بحران، تندشدن زبان، و فروبستن راههای میانجیگری عقل. با اینهمه، باید اعتراف کرد که این تلاشها در برابر متغیرهای شتابانی که بیرون از اراده بسیاری از خردمندان عمل میکرد، تاب نیاورد. گوشها سنگین شده بود و هشدارها پیش از آنکه فهمیده شوند، فرسوده شدند.
تاریخ اما راه خود را میرود. لحظاتی میرسد که یا کسی دیگر نمیشنود، یا اگر هم میشنود، دیر شنیده است. پس از آن، آینده با هزینههایش از راه میرسد و حتی آنگاه نیز گفتنِ اینکه «میشد طور دیگری باشد»، اغلب مرهمی بر زخمها نمیشود و آینده خود راوی حقایق میشود.
در این نقطه، برای من به مثابه احدی از این مردم که عشق به این سرزمین و مردم و فرهنگ و تاریخ یک دم از او جدا نشده و نخواهد شد و با همین شعله در هجمه تاریکیها پتپت کرد تا مگر کلبه احزان روزی گلستان شود و طرفی از این نور لرزان نبست، دیگر نه امکان و نه توانی مانده جز چند آرزو :
اینکه ایران ، این سرزمین، که قلمها برای ایستاییاش شکسته شد، تنها برایش شمعآجین و خونها برای بقایش ریخته شد، از گزند دیو و دد مصون بماند.
ایرانی، ناکامیهای گذشته را نه در لفافه انکار و توهم و هیجان که با خرد و عقل نقاد بشناسد و فردای کامیابی را با خودآگاهی به دیروزِ ناکامیها فراهم سازد.
اینکه ایرانی در مسیر پیشرو و برای بهبود، دست بر زانوی خود بگذارد، بیتمنای بیگانه و بینفرت از همخ��ن و همخانه، شجاعانه پیش برود و آیندگان این سرزمین چیزهایی به واقع ارزشمند برای در آغوش داشتن و افتخار داشته باشند.
مگر میشود یک ماراتن عادی، با نظم و حضور امن خانوادهها اینقدر «مسأله» شود؟ و اینکه این هجمهها تکرار شود، درحالیکه بهنظر نمیرسد دغدغه واقعی حجاب باشد. من دراین ویدیو هنجارشکنی ندیدم. وقتی بیش از گذشته به #همبستگی نیاز داریم، چرا #ورزش و #نشاط_اجتماعی اینقدر آزار دهنده میشود؟
آقای رییس جمهور
برای حل #بحران_آب شما در پی انتقال پایتخت هستید و وزیر نیروی شما در پی ایجاد ظرفیت دومیلیارد مترمکعب آبشیرین کن و انتقال به مرکز. نهایتا مردم کدام را باور کنند؟
اجما��ا هر دو راه حل غلط و آن هم به دلیل نتوانستن فهم مساله است که چرا اساسا بحران آب داریم؟
مگر با انتقال پایتخت حدود ۱۴ میلیون نفر جمعیت ساکن حوزهی تهران بزرگ دود هوا میشوند؟
آیا وزیر شما هیچ فکر کرده هزینه، زمان، و در نهایت پایداری این راهحل خیالی که میدهد برای ملت چه میزان است؟ ونهایتا با پیامدهای اقلیمی آن و درافتادن با محیط زیست چه میشود؟ او فکرمیکند با قدرت موتور میتواند بر طبیعت چیزه شود. زهی خیال باطل.
بحران آب نتیجه عدم درکشرایط و محدویتهای اقلیمی پهنهی سرزمینی ایران توسط سیاستمداران جمهوری اسلامی در نیمقرن گذشته است. طرحهای انتقال آب از حوزههای آب یز مختلف و از دریا به حاشیههای کویر و نقاط مرکزی در نهایت منجر به بحرانهای بزرگتر در سراسر ایران خواهند شد. هر چند به قول حاجمیرزا آقاسی صدر اعظم محمدشاه قاجار اگر برای ملت آب نشود، برای عدهای نان خواهد شد.
این راهحلها نشان از آن دارد که همچنان هیچ ارادهای حتی جهت فهم صورت مساله نیز وجود ندارد.
توصیه من به شما این است که دستکم صورت مساله را بفهمید و بعد به فکر چاره بیفتید.
https://t.co/U6nXsYYIkv
آقای ثابتی
این بار نیز دروغ گفتی. این خبر کلا دروغ است. شما ید طولایی در بدنام ساختن رجال ملی دارید. چرا که آبشخورتان جای دیگری است.
یادت هست که سال ۹۸ به من زنگ زدی و با تعدادی از دوستانت آمدی دانشکده مطالعات جهان اتاق من و از من درخواست کردی که با تو گفتوگو کنم. و من گفتم که چون شما دروغگو هستید من با شما گفتوگویی ندارم. شما در پاسخ گفتید که این نقویحسینی بود که دروغ گفت و بعد از ما میخواست که ما دروغ را بر عهده بگیریم و ما امتناع کردیم. و من به شما گفتم که اگر یک جو صداقت در شما هست، اعلام کنید که آن خبر دروغ بود و ما از آخوندی عذرخواهی میکنیم. لیکن شما چون فاقد هرگونه شرافت اخلاقی و حرفهای بودید تن زدید. این بار نیز سوار بر موجی شدهاید که از بنیان دروغ است. شوربختانه حکمرانی در ج.ا. به نحوی پیش رفته که سنگها بسته و.... و شما هر چه بخواهید میکنید و بعد که دروغتان بر ملا میشود عقب میکشید. ولی، چون آب رفته امکان بازگرداندن آبروی ریخته شده به جوی امکانپذیر نیست.
به هر روی، من علیه شما به دستگاه قضا شکایت خواهم برد تا ببینم چه میکنند.
در ذیل داستان دروغگویی پیشینتان را برای یادآوری خودتان و آگاهی مخاطبان در پایین میآورم.
منبع انصاف نیوز:
عباس آخوندی وزیر راه دولت حسن روحانی، پس از انتشار اظهارات امروز سید حسن نقوی حسینی مبنی بر اشتباه بودن ادعایش دربارهی آخوندی، در یادداشتی با عنوان «روزی که اسرار بر ملا میشود»، رضایت داد تا پروندهی شکایتش از نقوی حسینی بسته شود.
آقای آخوندی در اینستاگرام خود نوشت:
«متن اعتراف سید حسن نقوی حسینی در گفتگو با انصاف نیوز ۲۴/۱۱/۱۴۰۱: «من در آن برنامه از تعارض منافع چند وزیر صحبت کردم که یکی از آنها آقای عباس آخوندی وزیر راه سابق بود که مطابق اطلاعاتی که در آن زمان به من رسیده بود، ایشان شرکتهای مختلفی در زمینه راه و ساختمان داشته و خودشان هم وزیر راه و شهرسازی بودند و شرکت های وزیر با وزارتخانه خودش قرارداد میبستند، بنده هم بر اساس همان اطلاعات این مطالب را بیان کردم ولی بعدا ایشان گفت من اصلا شرکت ندارم و هیچ سهمی هم در هیچ شرکتی ندارم و قراردادی هم نبستهام. بنده هم بررسی کردم و دیدم ایشان نه شرکتی دارد و نه قراردادی بسته است. متاسفانه آن زمان اخبار نسبت داده شده به آقای آخوندی نادرست بود».
سید حسین نقوی حسینی نماینده دوره دهم مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۵ در گفتگو با برنامه رودررو گفتهبود: «وزیری که ۱۳۰ شرکت دار، این وزیر یک وزارتخانه میخواهد که شرکتهای خودش اداره کند. آقای آخوندی شرکتهای مختلفی دارد، در حوزهی راهسازی هم داد و وزیر راهه. شرکتهاش با خودش قرارداد میبندند».
و این هم متن یادداشت امروز من به وکیل حقوقیام: جناب حسینی
سلام
به پیوست لینک مصاحبه آقای نقوی حسینی را برایتان ارسال میکنم. با توجه به اظهارات ایشان، هر چند در پایان عذرخواهی ننمودهاند، لطفا در دادگاه به وکالت از اینجانب حضور پیدا کنید و رضایت داده و شکایت را فیصله دهید. امید که تلخی این تهمتهای بیاساس و ناروا که امروز ایشان اعتراف کردهاند و متاسفانه بهصورت میلیونی پخش شد، بخشی از بار گناه مرا در روز جزا کم کند و در بارگاه حضرت احدیت در روز قیامت روسفید باشم که او بهترین داور است.
با سپاس
عباس آخوندی
حقیقت همیشه در پرده باقی نمیماند لیکن، آب رفته کی به جوی باز میگردد.»
جای #تاجزاده زندان نیست
این روزها رسانههای اصلاحطلب و اصولگرا هر دو سرشار از ستایش و تمجید از فضای «همبستگی ملی» است که در واکنش به حملۀ نظامی اسرائیل به خاک کشورمان پدید آمده است.
همبست��ی ملی ضرورت همیشگی جوامع به قصد عبور از مشکلات و بحرانها و حفظ ثبات و بقای کشورهاست و جز خیر از آن برنمیخیزد. با این همه روشن است که همبستگی ملی میتواند از فضای ذهنی و دنیای مجازی و تبلیغاتی آغاز شود، اما تا مؤلفههای عینی آن، در سطوح مختلف جامعه شکل نگیرد، قابل دوام و بقا نیست.
از این رو، هر فرد و دسته و نهادی که واقعاً به ضرورت همبستگی ملی در جامعۀ ایرانی باور قلبی دارد، باید در جهت کمک به عینیسازی آن حرکت کند وگرنه از حدود حرف و شعار فراتر نرفته است.
همبستگی ملی تعریف به نسبت روشنی دارد. توافق و اجماع عموم یا اکثریت قاطعی از مردم بر روی یک تصمیم کلان و مشخص، در فضایی باز و آزاد و شفاف و کمک به تحقق عینی آن، مصداقی از همبستگی ملی در یک کشور است. بنابراین در درجۀ نخست، پایۀ همبستگی ملی عموم مردماند و آنها یا گروههای مرجع و نمایندگان مدنی و سیاسیشان باید با شرایط برابر و حقوق یکسان، قادر به اظهارنظر و بحث و گفتوگوی عمومی به قصد کشف بهترین تصمیم در شرایط پیچیده و دشوار باشند و بعد از تصمیمگیری با تحمل هزینههای احتمالی آن، دولتها را برا�� عملی کردن آن یاری رسانند.
درست به همین دلیل مستثنی کردن اقشار و طبقات مختلف مردم و گروههای گوناگون سیاسی که به اصلِ «امر ملی» وفادارند، نقض همبستگی ملی است و مانع شکلگیری و استمرار و بقای آن میشود. سالیان درازی است که در جامعۀ ما افرادی صرفاً به علت نقد سیاستهای حاکم و یا انتقاد از مسئولان کشور به زندان ��فتادهاند و تحت عنوان زندانیان سیاسی یا عقیدتی شناخته میشوند.
در این یادداشت قصد من مشخصاً پرداختن به مورد #مصطفی_تاجزاده است که مدت حبس او به ده سال رسیده است. آقای تاجزاده نامی آشنا برای جامعۀ سیاسی کشور است. در عملکرد و مواضع فکری او ابهامی وجود ندارد. برای دفاع از راهکارهای سیاسی خود همواره آمادۀ بحث و گفتوگو و مناظره است. طبیعی است در جامعهای به پیچیدگی و بغرنجی جامعۀ ایران، یک فرد به هر اندازه هم که توانا و صاحب صلاحیت باشد، امکان کشف همۀ راهکارهای درست یا مفید را ندارد.
این نکته را بدان دلیل مطرح کردم که سخنم صادقانه و خالی از هر نوع تظاهر و ریا باشد. به هر حال، من در پارهای مسائل بخصوص در تحلیل شرایط کشور و نوع مواجهۀ فردی و جمعی با مشکلات موجود با آقای تاجزاده اختلاف نظر جدی داشتم. چندین بار در این باره با هم مناظره کردیم و برخی از بحثهای خصوصیمان چندان هم آرام پیش نمیرفت.
اینکه ادعای کدامیک از ما درست بوده است، یک مسئلۀ بسیار فرعی است، هر یک از ما ایرانیان از حق طبیعی و خ��ادادی و طبیعیِ اندیشیدن و نظر دادن و انتقاد کردن برخورداریم و در هیچ شرایطی این قبیل مقولات نباید مجرمانه تعریف شود و صاحب نظر یا نقدی را با مشکلات و محدودیتهایی چون زندان روبهرو کند.
از این رو، مصطفی تاجزاده کاملاً بیدلیل به زندان افتاده است گو اینکه نظرات و یا نوع مواجههاش با مسائل ممکن است مورد انتقاد دیگران باشد.
به زبان روشنتر، بر اساس علم حقوق و قوانین از جمله قوانین جاری، آقای تاجزاده مرتکب جرم یا خلافی نشده است که مستوجب زندان آن هم به مدت ده سال آزگار باشد. او فقط نظر و نقدش را مطرح کرده است و افرادی از نوع بیان آن رنجیدهخاطر شدهاند. این رنجیدگی هیچ دلیلی برای زندانی کردن شهروندی با ویژگیهای مصطفی تاجزاده فراهم نمیکند.
آقای تاجزاده آدم خاصی است. خانوادهدوست است و در عین حال زندگی خود را وقف خدمت به جامعه کرده است. اهل خنده و شوخی و بذلهگویی است. در کمک به دیگران پیشقدم است. اصول و چارچوب تعریف شدۀ خود را دارد. برای پیشبرد نظراتش به سختی تلاش میکند. اهل بحث و جدل و بسیار پرجنب و جوش است. سرسختیها و انعطا��های مخصوص به خود را دارد. سالها در همین نظام مسئولیتهای سطح بالایی به عهده داشته و در جهت اصلاح وضع موجود تلاش کرده است. چنین انسانی بدون تردید جایش در زندان نیست.
مصطفی تاجزاده از معدود اهل سیاستی است که اختلاف نطر با دیگران را دستمایۀ اختلاف شخصی قرار نمیدهد. در تمام مدتی که درگیر مناظره و یا بحثهای داغ بودیم، هرگاه برایم مشکلی پیش میآمد، برای حلش به او مراجعه میکردم. همیشه دلسوز و پیگیر بود و از کمک مضایقه نمیکرد.
هر نوع سخن از همبستگی ملی با زندانی بودن مصطفی تاجزاده تضاد و تنافر دارد. آزادی او و دیگر زندانیانی که به دلیل نوع نقد یا اظهارنظر خود ب�� زندان افتادهاند، گام نخست در جهت تحقق عینی و عملی همبستگی ملی است.
کشور با شرایط بینهایت بغرنجی روبهروست. فقط آنها که برداشتی سطحی از اوضاع ایران و منطقه و جهان دارند، این گزاره را رد میکنند. برای عبور از این شرایط همراهی و کمک عموم ایرانیان ضروری است بخصوص افرادی در سطح آقای تاجزاده و یا دیگر دوستانی مثل #سعید_مدنی، #ابوالفضل_قدیانی، #مصطفی_مهرآیین، #مهدی_محمودیان، #رضا_خندان و دهها ��ندانی زن و مرد دیگری که به دلیل عقاید یا نظرات سیاسی خود به زندان افتادهاند، هرچند که ممکن است به نوع رویکرد و زبان مورد استفادۀ آنان در نقد وضع موجود، انتقادهای بسیاری وجود داشته باشد همانطور که از زاویهای دیگر نسبت به تک تک ما وجود دارد.
https://t.co/iyVJ9yGAhK
خدا #ایران را از شر دشمنان و دوستان نادان حفظ کند. هرچند به دوست نادان باوری ندارم. آنچه در این روزها شاهدیم به نظر من زنجیره همان #نفوذ است که خود را در قالب سوپر انقلابی نشان می دهد. خدا کند این هفته به خوبی به پایان برسد....
It’s so difficult to find the right words when your head and heart are struggling to accept that someone you care so much about has gone.
Diogo, your family was your world. They were everything. For Rute, his children, and his parents, all of our hearts are broken. And for Andre as well. Brothers and best friends.
When it’s less painful, I want to remember Diogo with a big smile. So many laughs and happy moments. He was such a great teammate and a true friend.
Forever number 20. Rest in peace, Diogo.
ترور بزدلانه!
یکی ��ز امیدوارهای من این بود که سپهبد #محمد_باقری اوضاع را به سمت و سوی درست سامان دهد، اما دولت #نتانیاهو او و دخترش را هنگام خواب بزدلانه ترور کرد.
دار و دستۀ نتانیاهو در همان لحظۀ نخست، کسی را هدف گرفتند که مواضعش مورد انتقاد افراطیها و متوهمان داخلی بود.
او اکنون در دل خاک در کنار مزار برادر شهیدش آرام گرفته است. باشد که خونش الهامبخش خروج کشور از همۀ نابسامانیها باشد.
«در این حملات سنگین و سازمانیافته، آسیبهایی جانکاه بر کشور وارد آمد؛ ما در برابر این حقیقت چشم نمیبندیم و آن را فرصتی برای بازاندیشی و ترمیم میدانیم. اکنون برای ما رسالتی دوچندان است: هم در بازسازی توان بازدارندگی و هم در بازسازی رابطهای متقابل، صادقانه و پُرامید با مردم.»
امروز از همهی جناحهای گوناگون سیاسی کشور و آحاد گوناگون کشور پیامهای مشابهی صادر شد. همه احساس میکنند که باید در مقابل هویت خبیثِ رذلِ تروریستِ صهیونیستی با قدرت عمل کرد. باید با قدرت عمل کرد و انشاءاللّه با قدرت عمل خواهد شد و با آنها مماشاتی نخواهیم کرد.
بسمالله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ ایران!
رژیم صهیونی در سحرگاه امروز، دست پلید و خونآلود خود را به جنایتی در کشور عزیزمان گشود و ذات خبیث خود را با زدن مراکز مسکونی بیش از گذشته آشکار کرد.
رژیم باید منتظر مجازاتی سخت باشد.../۱
داد میزدند که چون پسر فلانی تابعیت قهری دارد نمیگذاریم پست بگیرد، حالا میگویند اگر پسران فلانی بازداشت شدهاند چه ربطی به پدر نازنینش دارد؟
جماعت کوانتوم العقایدی هستند:)
خلیج فارس خانهی ما و جای حضور ملّت بزرگ #ایران است؛ ساحل خلیج فارس بهاضافهی سواحل زیادی از دریای عمّان، متعلّق به این ملّت است؛
ما ملّتی هستیم با تاریخ و قدرتمند.
#روز_خلیج_فارس
این نقشه رسمی آمریکایی به دستور کنگره ایالات متحده آمریکا و در اواخر قرن نوزدهم میلادی (۱۸۹۳) تهیه شده است که نام صحیح و استاندارد جغرافیایی #خلیج_فارس در آن مشخص است.
#PersianGulf#persiangulfforever