هفت ساعت زیر آوار باشی و صدای بچه ات روبشنوی که لحظه های آخر زندگیش بگه مامان تشنه مه و تو نتونی کاری کنی. بعد از زیر آوار بکشنت بیرون و ببینی شوهرت وبچه هات رفتن و فقط توموندی... این مادر بعد دوماه دق کرد و رفت پیش بچه هاش..این همون جنگی بود که میخواستین لعنتیای خارج نشین؟