امروز یه کیس خودکشی داشتیم، دختر 14 ساله ای که خودشو از طبقه پنجم پرت کرده بود پایین...
و صدای مغزم در طول روز وقتی دیدن این کیس همزمان شده بود با گرفتگی حال خودم: منمـ میخوامـ
نوشته بود امشب بهتره شمع روشن کنیم و چیزایی که میخواییم رها کنیم رو بنویسیم...نوشتنم ک تموم شد دیدم نصف چتری هام کز خوردن😐
آقاااا از شمع فاصلههه داشتممم بابا آخههه چطورییی🥲💔
دیشب رفتیم شهربازی ، خانواده رفتن عروسی
بعد رفتیم عروس گردون و مراسم دم خونه عروس
بعد سه صبح رفتیم بستنی فروشی و تولد گرفتیم🎉 تو یه شب اندازه یک هفته برنامه داشتیم😂
ولی واقعا خوش گذشت🥹
جنگ 12 روزه ب صورت مستند ب من ثابت کرد که حتی اگه 3 ماه هم بهم فرجه بدن من باز در طول شب اخر تا 1 دقیقه قبل شروع امتحان دارم با نهایت استرس سعی میکنم دور اول پاور هارو تموم کنم💔