نمیتونستم به کسی بگم اینجا مینویسم که خودم یادم نره
بنده ازدواج سنتی داشتم و یه ۸ سالیه ازدواج کردم ۲ تا هم بچه دارم
چند روز پیش ما گوشت و برنجمون تموم شده بود و چند بار هم به مرد گفتم گفت ندارم که بگیرم الان. میدونستم خرج چیزی دیکه کرده و دست و بالش خالیه گفتم اوکی
شب
که اگر پول داری گوشت و مرغ خونتو بگیر نمیخواد غلدربازی در بیاری ولی خیلی ناراحت شدم خدایی لجم گرفت
یعنی چی ؟؟ من چند سال با تو بسازم دوتا بچه بیارم اونوقت اون تو ذهنش باشه یه زن دیگه بگیره ؟ از اون روز دارم چنانی خرج میکنم و میگم به منربطی نداره پول داری یا نه
شب رفتیم بیرون گفت بریم شام بخوریم گفتم نه خونه غذا داریم چیزایی که میخواستیم و بگیر و بریم خونه منم سرما خورده بودم و نمیتونستم غذا درست بخورم
عصبانی شد و گفت نخور میرم یه زن دیگه میگیرم برای اون میخرم بخوره دیگه هم به تو نمیگم لیاقت نداری
یادآوری کردم بهش
@ErfanUND به عنوان کسی که دو سه ساله کانون درس میدم میگم اصلا مثل قبل نیست که سختگیری باشه خیلی هم حال میکنن بچه ها بعدم کودکان خیلی عالی تدریس میشه واقعا قوی میان بالا بچه ها امتحان هم نداره نوجوانان هم باز از بزرگسالان بهتره نمره دهی تغییر کرده و صرفا هدف پاس شدن نیس و خیلی چیزا دیگه
@antitaleban توی شهر ما آخر شب یه خانواده داشتند توی خیابون با ماشین میرفتن از سمت مخالفشون هم یه ماشین که دوتا افغانی توش مست بودن از کنترل خارج و میزنن به اینا این خانواده سه نفره که زنه حامله بوده همشون میمیرن ولی چون اونا افغانی بودن و بی هویت گرفتنشون ولی دیه یا کاری نشد بکنن ولشونکردن