«من هرگز از هیچ دولت خارجی نخواستهام که از شخص من حمایت کند، چون موضوع من نیستم. موضوع ۹۳ میلیون ایرانی است که حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با رادیو ملی «اِیبیسی» استرالیا تأکید کرد که نقش خود را فراهمکردن شرایط گذار به دموکراسی میداند، تا پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، مردم ایران بتوانند آزادانه نظام سیاسی آینده کشور را انتخاب کنند.
شاهزاده رضا پهلوی تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، برابری شهروندان در برابر قانون، آزادیهای فردی و تعیین نظام سیاسی آینده از مسیر دموکراتیک را اصولی دانست که میتوانند طیفهای گوناگون سیاسی را متحد کنند. گفتگوها با دولتها و پارلمانهای جهان در خدمت تحقق همین هدف و حق ملت ایران برای تعیین سرنوشت سیاسی خویش است.
چهار سال از روزی میگذرد که جلادان ضحاک، جان دختر ایران، مهسا امینی، را گرفتند. جمهوری اسلامی گمان میکرد میتواند خون مهسا را نیز مانند خون بسیاری دیگر پایمال کند، اما یک ایران برای او به پا خاست.
ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران.
چهار سال بعد، ملت ایران در مرحلهای دیگر از همان مبارزه ایستاده است. مسیری که از خیزشهای پیشین گذشت، امروز به انقلاب شکوهمند شیر و خورشید رسیده است، جایی که مبارزات ملت ایران، با همه تجربهها و هزینههایی که پشت سر گذاشته، در یک هدف ملی به هم پیوند خورده است: بازپسگیری ایران از رژیم تبهکاری که نزدیک به نیم قرن است میهنمان را به گروگان گرفته است.
این همبستگی ملی یکشبه به دست نیامده است. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار دارد، راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزشهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به آن تجربه و بلوغ بیشتری بخشید، خیزشهایی که هر یک بخشی از ستونهای انقلاب ملی ایران را شکل دادهاند.
هر جان فداشده، مسئولیتی بر دوش ما گذاشت؛ و هر فراز و فرود، ملت ایران را برای گام بعدی آمادهتر کرد. تا امروز که ایرانیان، یکصدا و زیر پرچم ملی خود، برای بازپسگیری ایران ایستادهاند.
یاد مهسا امینی و همه زنان و مردان شجاعی که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند، برای همیشه در حافظه ملت ایران جاودانه خواهد ماند.
ما راه آنان را تا آزادی و بازپسگیری ایران ادامه خواهیم داد.
پاینده ایران
رضا پهلوی
امیدرضا حیدری، دانشجوی ۱۹ ساله در اصفهان، با اتهامات واهی در خطر اعدام قرار گرفته و رژیم خونریز جمهوری اسلامی میخواهد باز هم انتقام حقارتهای بینالمللی خود را با قتل یک جوان بیگناه دیگر بگیرد.
امیدرضا ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی شیر و خورشید، با هجوم اوباش لباسشخصی رژیم به خانهاش بازداشت شد و مدتی در بازداشتگاههای بینامونشان نگهداری میشد. حالا ماشین سرکوب جمهوری اسلامی قصد جان او را کرده است.
چشم بر این جنایت نبندیم؛ صدای امیدرضا حیدری باشیم و نگذاریم طناب دار بر گردن یک جوان دیگر بیفتد!
#آخرین_نفس
"Fear the blood you have shed."
Street posters posted across Iran protesting the Islamic Republic’s unjust death sentence against Ali Zarei, who lost an eye during the 2022 uprising.
Be his voice and use every available avenue to apply international pressure to stop the regime’s state murder machine.
#LastBreath
از شما، خانم روبرتا متسولا، @EP_President، سپاسگزاریم که داستان رنج ترانه و رومینا رحیمی را به صحن پارلمان اروپا بردید و اجازه ندادید جمهوری اسلامی آنچه را بر آنان گذشته است، پشت دیوارهای زندان پنهان کند.
در روزهایی که رژیم با صدور احکام اعدام میکوشد ملتی را مرعوب و به تسلیم وادار کند، سخنان شما اهمیت دارد.
ملت ایران کسانی را که در تاریکترین روزها در کنارشان ایستادند، فراموش نخواهند کرد. خشونت رژیم نمیتواند اراده یک ملت برای آزادی را خاموش کند. مبارزه شرافتمندانه ملت ایران شایسته حمایت است.
«نور بیتردید تاریکی را خواهد شکافت.»
#LastBreath
#آخرین_نفس
Teenage twin sisters Taraneh and Romina Rahimi were dragged from their beds after joining anti-regime protests in Iran, according to their family.
Taraneh, now 20, has been sentenced to death. Romina received a 36-year prison sentence. Their family says the sisters were tortured in custody and forced to confess.
با کمال تأسف آگاه شدیم که دانیال کریمی، پدر داغدیده و دادخواه جاویدنام امیرمحمد کریمی، نوجوان ۱۸ سالهای که ۱۹ دی ۱۴۰۴ در مرودشت استان فارس به دست تبهکاران جمهوری اسلامی کشته شد، این داغ سهمگین را تاب نیاورد و به زندگی خود پایان داد.
ننگ و شرم ابدی بر این رژیم ضدایرانی که رنجی بیپایان را بر خانوادههای دادخواه تحمیل کرده و جان و روان ملت ایران را هدف قرار داده است.
دادخواهی برای امیرمحمد، پدرش و تمام جاویدنامان میهن، وظیفهای ملی و همگانی است. در کنار خانوادههای دادخواه بمانیم و با مراقبت و همدلی، پناه و تکیهگاه یکدیگر باشیم.
هممیهنان،
جمهوری اسلامی بار دیگر با افزایش قیمت بنزین، هزینه بیکفایتی، فساد و جنگافروزی خود را بر دوش مردم ایران گذاشت.
همانگونه که در پیام ۳۱ مرداد گفتم، گران کردن سوخت در شرایطی که مردم زیر فشار سنگین اقتصادی قرار دارند، اقدامی ظالمانه و خیانت به ملت ایران است.
به رژیم ضحاکی و رهبر مفقودش میگویم: فقر و فشار اقتصادی که بر مردم ایران تحمیل کردهاید، نتیجه مستقیم سیاستهای ویرانگر شماست. منابع کشور متعلق به مردم ایران است، نه برای پر کردن جیب مافیاها و نه برای تأمین مالی تروریسم و جنگافروزی. اموال غارتشده ملت را بازگردانید و حمایت از تروریستها را قطع کنید.
گمان نکنید با کشتار دهها هزار میهنپرست توانستهاید اراده ملت را درهم بشکنید. آتش خشم و اعتراض مردم خاموش نشده است. ملتی که برای آزادی، رفاه و آیندهای بهتر ایستاده است، در برابر سرکوب، فساد، بیکفایتی و تحمیل فقر سکوت نخواهد کرد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
«کودکان میناب فرزندان ایراناند، منتظر نمیمانیم جمهوری اسلامی بگوید کدام بچههای ایران مهمترند»
بانو یاسمین پهلوی در گفتگویی ویژه با یادآوری کودکان جانباخته میناب میگوید تصاویر آنان «قلب هر انسانی را میشکند». کودکانی که همچون جانباختگان دیماه ۹۶، آبان ۹۸ و پرواز اوکراینی، فرزندان ایراناند و سوگ هر یک، سوگ همه ماست.
او با انتقاد از بهرهبرداری تبلیغاتی جمهوری اسلامی از جانباختگان میگوید این رژیم همواره میکوشد تعیین کند چه کسی دیده شود، برای چه کسی سوگواری شود و قربانی کدام فاجعه به سود روایت حکومتی است. در حالی که «هیچ مادری با مادر دیگر تفاوتی ندارد» و دادخواهی، حق همه خانوادههایی است که عزیزانشان را از دست دادهاند.
راهنمای گارد جاویدان ایران
بخش نخست:
گروههای کوچک قابل اعتماد ستون فقرات تابآوری مدنی و نبرد با تاریکی هستند. گروههایی سه تا پنج نفره بر اساس شناخت واقعی، آنقدر کوچک که امن بمانند و آنقدر بزرگ که بتوانند عمل کنند.
هممیهنانم،
امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران قاجار رنج میبردند.
آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود:
حاکمیت قانون،
حاکمیت ملی و اراده ملت،
و پیشرفت و ترقی ایران.
مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست:
«ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.»
کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرفت کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون.
اما این مبارزه با مقاومت مشروعهخواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
اگرچه آشفتگیهای سالهای پایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه.
امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمیت قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن.
بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد.
سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
صدور دوباره احکام اعدام برای چهار تن از بچههای اکباتان، میلاد آرمون، محمدمهدی حسینی، مهدی ایمانی و نوید نجاران، سند دیگری از ماهیت جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی است که برای حفظ قدرت، جوانان ایران را به قتل میرساند و از خون مردم برای بقای خود تغذیه میکند.
رژیم ضحاکی جمهوری اسلامی، دادگاه را به ابزار سرکوب تبدیل کرده و اعدام، سلاحی برای ایجاد وحشت در جامعه است.
سکوت جهان در برابر اعدام معترضان ایرانی، یک شکست اخلاقی و سیاسی است. هر روزی که جامعه جهانی در برابر این رژیم مماشات میکند، جمهوری اسلامی با جسارت و قساوت بیشتری جان جوانان ایرانی را میگیرد و سرکوب را گسترش میدهد.
تا زمانی که این رژیم اهریمنی پابرجاست، تروریسم، گروگانگیری، افراطگرایی و کشتار حکومتی در ایران، منطقه و جهان پایان نخواهد یافت.
این رژیم سرچشمه بیثباتی و خشونت در خاورمیانه است و بهای بقای آن را مردم ایران با جان خود میپردازند.
بچههای اکباتان نماد نسلی هستند که جمهوری اسلامی از آن وحشت دارد؛ نسلی که دیگر حاضر نیست زیر سایه ترس و سرکوب زندگی کند.
شاهزاده رضا پهلوی: «با جهان یا بیجهان، با اروپا یا بیاروپا، با آلمان یا بیآلمان، مبارزه ما ادامه خواهد داشت. ما از پا نخواهیم نشست تا زمانی که کشورمان آزاد شود؛ تا زمانی که کرامت مردممان بازگردانده شود؛ تا زمانی که عدالت اجرا شود.»
برلین، ۳ اردیبهشت ۲۵۸۵/۱۴۰۵