عین همین اتفاق در نجفآباد اصفهان افتاد.
مامور گذاشتن جلوی غسالخانه که کسی وارد نشه، آب رو قطع کردند، زنها سعی کردن دخالت کنن اما مورد ضرب و شتم قرار گرفتن. عموی یکی از کشته شدهها که جانباز جنگ بود، فریاد زد «شهید نیازی به غسل نداره» و پیکرها رو دفن کردند.
داشتم با مامانم تلفنی حرف میزدم از سرپرستی خوابگاه رد شدم سلام و احوال پرسی کردم تموم که شد مامانم گفت وقتی من پشت خطم حق نداری با کس دیگه ای صحبت کنی=)))))) حسود خانوم