یکم شهریور ۱۴۰۵؛ در جریان ششمین مسابقه بینالمللی اختراع و نوآوری ویژه دارندگان عنوان IFIA INV که از ۳ تا ۵ ژوئیه ۲۰۲۶ بهصورت مجازی و تحت نظارت دفتر مرکزی فدراسیون بینالمللی انجمنهای مخترعان (IFIA) در ژنو سوئیس برگزار شد، «نگین حسینی»، مخترع جوان اهل سقز، با ارائه یک طرح علمی و کاربردی موفق به دریافت مدال طلا شد.
این نوآوری با عنوان علمی «دیوار دوطرفه تنظیمکننده دما با استفاده از مواد تغییر فاز و پوشش نانوبازتابنده» (Bifacial Temperature-Regulating Wall Using Phase Change Materials and Nano-Reflective Coating) در حوزه توسعه فناوریهای پایدار و بهینهسازی مصرف انرژی ثبت شده است.
این فناوری نوین با بهرهگیری همزمان از پوششهای نانوبازتابنده و مواد تغییر فاز (PCM)، انرژی حرارتی را بهصورت هوشمند مدیریت کرده و بدون نیاز به برق، حسگر یا سامانه کنترلی، دمای داخلی ساختمان را متعادل میسازد.
https://t.co/neKTpdm9hV
🆔: @kurdpaagency
مراسم تشییع پیکر پوریا نادری، فعال کورد یارسانی و زندانی سیاسی سابق، روز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ با حضور گسترده مردم در کرماشان برگزار شد.
پوریا در درگیری مسلحانه با مزدوران رژیم ایران به قتل رسید
مهاباد؛
۸ روز بازداشت خودسرانه و بیخبری از سرنوشت آوات نوری
۳۱ مرداد ۱۴۰۵؛ با گذشت ۸ روز از بازداشت خودسرانه «آوات نوری»، شهروند کورد اهل مهاباد، همچنان هیچگونه اطلاعی از سرنوشت و مکان نگهداری او در دست نیست. او طی این مدت از حق ملاقات و تماس با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بوده است.
https://t.co/aDLEJv5ni2
کولبران زیر آتش گلوله جمهوری اسلامی؛ جرمشان فقط نانآوردن است
لحظه تیراندازی مستقیم نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به سوی کولبران کوردستان؛ کولبرانی که برای نجات جان خود از گلولهها میگریزند.
این تصاویر، تنها یک صحنه تیراندازی نیست؛ تصویری از واقعیتی است که سالها بر زندگی مردم کوردستان تحمیل شده است؛ فقر، محرومیت و بیکاری، و در نهایت کولبری برای تأمین ابتداییترین نیاز زندگی.
کولبرانی که برای نان خانوادههایشان راهی مسیرهای مرزی میشوند، نه مسلحاند و نه تهدیدی برای امنیت کسی؛ اما پاسخ جمهوری اسلامی به آنان، بهجای ایجاد فرصت و تأمین معیشت، گلوله و سرکوب است.
وقتی حکومت، مردمی را به فقر میراند و سپس برای نانآوردن آنان گلوله شلیک میکند، دیگر نمیتوان از «امنیت» سخن گفت؛ این، سرکوب مردمی است که از ابتداییترین حق خود، یعنی حق برخورداری از یک زندگی امن و شرافتمندانه، محروم شدهاند.
کوردستان سالهاست هزینه سیاستهای تبعیضآمیز، امنیتی و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را با جان انسانهایش میپردازد؛ کولبران یکی از روشنترین قربانیان این سیاستاند.
کولبر را فقر به مرز نکشانده است؛ این فقر را سیاستهای جمهوری اسلامی بر مردم تحمیل کردهاند.
و حکومتی که نان را از مردم میگیرد و در برابر تلاش آنان برای زنده ماندن، گلوله به کار میگیرد، باید پاسخگوی این همه رنج و خون باشد.
*یادداشتی به مناسبت سالگرد صدور اعلام جهاد خمینی علیه کردستان*
دیروز ۴۷مین سالگرد صدور فرمان جهاد خمینی علیه کوردستان در ۱۳۵۸ بود. دیروز همچنین ۷۳مین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲علیه دولت دکتر محمد مصدق بود. جهاد خمینی علیه کوردستان و کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت دکتر مصدق واکنشهای استعماری به مبارزات ضداستعماری بودند.
در واقع، بیشاز ۱۰۰ سال است که مبارزات ضداستعماری ملت کورد برای استیفای حق تعیین سرنوشت تحت لوای «حفظ تمامیت ارضی» ایران به خاک و خون کشیده میشود. به این مناسبت متن یک رشتو را که چند سال پیش و در بحبوحه جنبش انقلابی #ژن_ژیان_ئازادی در این باره منتشر کرده بودم اینجا یکجا بازنشر میکنم.
***
بخشی از اپوزیسیون ایرانی تشکیل ائتلاف علیه ج.ا را مشروط به اعلام التزام به تمامیت ارضی، بویژه از سوی احزاب کوردستانی، کردهاند. این رشتو توضیح میدهد که چرا این شرط ضد دموکراتیک، و ضد انقلاب #ژن_ژیان_ئازادی است، و از قضا #ایران را به سوی تجزیه سوق میدهد.
دموکراسی حتی در محافظهکارترین شکل لیبرالی (شهروند-محور) مبتنی بر اراده مردم است و بنابراین بر این فرض پیشینی استوار ست که انسان موجودیست دارای شعور، آگاهی، و اراده و بنابراین حاکم بر سرنوشت خویش. اما انسان موجودی اجتماعی هم هست و جوامع انسانی بر روی چغرافیای خاصی سکنی دارند و از آنجاییکه خاک و جغرافیا فاقد شعور، آگاهی، و اراده هستند مطالبه حفظ تمامیت ارضی نه خواست طبیعی ارضست و نه اصلی متافیزیکی و اخلاقی ثابت و بیطرفانه بلکه بیان سیاسی منافع و مطالبه گروههای خاص انسانی در یک جغرافیای معین است.
در مورد ایران اتفاقا ایده حفظ تمامیت ارضی بیانِ سیاسی حفظ دولت-ملت متمرکز فارسمحور است. از آنجاییکه دموکراسی بنا به تعریف مبتنی بر برابری سیاسی مولفههای اعمال کننده خودست هیچ گروه سیاسی/فرهنگی خاصی حق تحمیل تلقی خود از شرایط لازم برای همزیستی جمعی با 'دیگر' اجتماعات/ملل ساکن "ارض"ی که خواستار حفظ تمامیتش است را ندارد.
تحمیل چنین نگرشی نیازمند خشونت سازمانیافته و به طبع آن تمامیتطلبی و تمرکز قدرت در دست گروه(های) تحمیلگر است و این دقیقا دینامیسمی است که نقش محوری را در تولید و باز تولید استبداد سیاسی در ایران از زمان تشکیل دولت-ملت یکرگه فارسی-محور ایران در یک قرن پیش داشته است.
مدافعان حفظ تمامیت ارضی (بخوان دولت-ملت تکرگه متمرکز) خواهند گفت دموکراسی یعنی خواست اکثریت و این خود اصرار آنان بر دموکراسی شهروندی را توضیح میدهد. اما اگر این استدلال درست بود دولت نازی در آلمان اوایل دهه ۱۹۳۰ و ج.ا در سال ۱۳۵۸ باید نظامهای دموکراتیکی تلقی شوند!
دموکراسی شکل واحدی ندارد و در طول تاریخ تکامل و تطور یافته. در دهههای اخیر شناسایی سیاسی و احترام به تکثر (پلورالیزم) فرهنگی، زبانی و ملی به عنصری اصلی در قوانین اساسی دموکراسیهای پیشرفته بدل شده است. همچنانکه هیرارشی جنسیتی ضددموکراتیک است و مبارزه با آن در کانون انقلاب است، هیرارشی فرهنگی-ملی هم ضددموکراتیک و ضد این انقلابست. دوما، حتی اگر دموکراسی صرفا بیان خواست اکثریت افراد ساکن یک جغرافیای خاص فارغ از هویت جمعی آنها هم بود باز هم اصرار بر حفظ تمامیت ارضی ایران به هر قیمتی ضد دموکراتیک است چون این ایده هیچگاه به رای تمامی ساکنان ایران گذاشته نشده است.
و اینجاست که دلیل اصرار ناسیونالیسم تمرکز گرای ایرانی بر "قوم" نامیدن کوردها و دیگر ملل ساکن ایران روشن میشود. چرا؟ چون آنان تنها #ملت را دارای صلاحیت اعمال حق تعیین سرنوشت جمعی میدانند و برای انکار اینکه (مثلا) کردها دارای چنین صلاحیتیند باید پیشاپیشملت بودن کردهارا انکار کنند و در عین حال"ملت" را هم چون پدیدهای طبیعی و قابل بررسی با روش علوم طبیعی میپندارند و فکر میکنند "آنها" به مثابه "سوژه" "فرهیخته" "متمدن" دارای دولت ملی میتوانند ملت بودن یا نبودن کردها یا دیگر جوامع فرهنگی-زبانی ساکن ایران را فارغ از نظر و اراده آنها تشخیص دهند.
اما این از بنیان نادرست است. چرا؟ چون #ملت در اساس پدیدهای ذهنیست و مبتنی بر تصور خود اعضای یک اجتماع فرهنگی خاص از پیوند ارگانیک مابینشان است که به نوبه خود مبنای وفاداری متقدم و اولیه به آن اجتماع را و به تبع آن اعمال حق تعین سرنوشت و حق حاکمیت جمعی (ملی) آنها را بر خود فراهم میکند.
بنابراین و منطقا این کردها هستند که به شکل جمعی مرجع تصمیمگیری درباره ملت بودن یا نبودنشانند نه دیگران. پس هرگاه هم رفراندومی صورت گیرد تنها آنها هستند که حق شرکت در آن را دارند همانگونه که انگلیسیها یا اهالی ولز هم نمیتوانند و نباید در رفراندوم استقلال اسکاتلند شرکت کنند.
البته روند تشکیل #ملت و #آگاهی_ملی سویه مادّی هم دارد که با ظهور #سرمایهداری و بسط جهانی آن با میانجیگری ژئوپولیتیک رابطهای ساختاری دارد اما در ماهیت بلافصل خود امری "سوبژکتیو" است. توضیح تفصیلی این امر در این مقاله آمده است (https://t.co/XRFimprZR8).
بنابراین ایده حفظ تمامیت ارضی در جایی مانند ایران امری انتزاعی و فراتاریخی نیست بلکه به شکلی ارگانیک با تشکیل و تداوم دولت-ملت مدرن ایران در هم تنیده است.
مطالبه حفظ تمامیت ارضی همزمان اصرار بر حفظ تبیین و ساختار تاریخی و معینی از #ملت واحد ایرانست که در آن استعلای #فارسی به عنوان زبان و فرهنگ #ملی نیازمند تنزل دیگر فرهنگها و زبانها به مقام #گویش و #خردهفرهنگ #اقوام بوده که تنها با اعمال خشونت سازمان یافته دولتی میسر بوده است.
ایده حفظ تمامیت ارضی به هر قیمت در عین حال زنستیز هم هست. در تخیل سیاسی ناسیونالیسم ایرانی، ایران "مام" میهن است که کنترل و حفاظت بر بدنش وظیفه و رسالتیست مردانه که برای تحققش "قتل ناموسی" (کشتار ملل فرودست) مشروع است.
به عبارت دیگر، #نرینگی و خشونت و میل به استیلایی که در نرینگی نهفته است در تار و پود ایدئولوژیک و سیاسی ناسیونالیسم فرادست ایرانی هم جاریست و به این دلیل در تضادی بنیادی با ارزشهای انقلاب انقلاب #ژن_ژیان_ئازادی است.
دلیل دیگری هم برای ضدیت ایده حفظ تمامیت ارضی به هر قیمت با انقلاب انقلاب #ژن_ژیان_ئازادی وجود دارد که ماهیتی سیاسی-استراتژیک دارد. این شعار یک همپوشانی کامل با یک عنصر کانونی در گفتمان سیاسی ج.ا دارد.
اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی در این زمینه هیچ تفاوت ماهوی با ج.ا ندارند. از این رو ج.ا قادر است و عملا هم نشان داده که میتواند با طرح "خطر" تجزیه ایران، که خود میتواند تولید کند (و مرتبا هم کرده) حداقل بخشی از اپوزیسیون و جامعه را از انقلاب دور میکند.
منطق درونی این وضعیت را در استفاده رضا پهلوی از استراتژی اصلاحطلبان حکومتی مبتنی بر "فشار از پایین، چانهزنی در بالا" میتوان دید؛ استراتژی سیاسی که در آن قدرت بر اساس زد و بندهای مخفیانه و با شرکت دول غربی دست بدست و رادیکالیسم سیاسی انقلاب انقلاب #ژن_ژیان_ئازادی سترون میشود.
با این اوصاف آیا ایران باید تجزیه شود؟ نه الزاما. اما قطعا اصرار بر حفظ دولت-ملت واحد، تکرگه، تک زبانه و فارسی-محور ایران که در واقع محتوای سیاسی-تاریخی شعار حفظ تمامیت ارضی است نه تنها مانع تجزیه ایران نخواهد شد بلکه تسریعش خواهد کرد. چرا؟ چون تحقق این امر تنها با اعمال خشونت دولتی علیه ملل غیر-فارس ساکن ایران میسر است (همچنانکه تا کنون بوده) و این همزمان هم استبداد سیاسی و تمرکز قدرت در "مرکز" را میطلبد و هم گرایشات سیاسی واگرایانه ملل به حاشیه رانده شده را تقویت میکند.
تنها یک تبیین نوین و رادیکال-دموکراتیک از ایران مبتنی بر شناسایی رسمی ایران به عنون کشوری چند ملیتی و به تبع آن شناسایی و پذیرشحقوق ملی مترتب بر آن درج شده در یک #قرارداد_اجتماعی دموکراتیک سراسری میتواند مانع استقلالطلبی ملل به حاشیه رانده شده در ایران شود.
در این تبیین نوین ملل و فرهنگهای ساکن ایران به عنوان مولفههای برابر سیاسی و حقوقی و از موضع برابر با هم و در روندی جمعی و دموکراتیک نظام سیاسی نامتمرکز آینده را تبیین و تعریف خواهند کرد.
بنابراین مفصلبندی روشن از یک استراتژی برای تمرکززدایی از دولت ایران - فارغ از شکلی که دولت غیرمتمرکز آینده سرانجام به خود خواهد گرفت - در هر برنامه سیاسی مدعی گذار دموکراتیک در ایران که خواهان عدم تجزیه جغرافیایی آنست باید جایگاهی اساسی داشته باشد.
استدلال بالا طبعا ناقض این واقعیت نیست که تعیین سرنوشت جمعی تا سر حد استقلال و تشکیل دولت ملی حق ملت کورد (و دیگر ملل ساکن ایران) است. در منشور سازمان ملل هم (بند ۴، اصل ۲) تاکید بر احترام به تمامیت ارضی ملل در ارتباط با روابط بینالمللی و نه درونمللی ذکر شده است.
بنابراین این آنانی که میخواهند ملت کورد را به عدم اعمال حق تعیین سرنوشت در راستای استقلال سیاسی ترغیب کنند هستند که باید رسما و علنا ملت #کورد و حقوق ملیش را به رسمیت بشناسند.
#ژن_ژیان_ئازادی