یک زن لباساشو درآورده و بقیه ی آقایون بی توجه به این موضوع دارن مسیر خودشون رو میرن؛به این میگن بلوغِ فکری جامعه.
مبارزه یعنی همین که با یه حرکت کل ایدئولوژی و هیمنه ی جمهوری اسلامی رو نابود کنی.
#دختر_علوم_تحقیقات#زن_زندگی_آزادی
من دانشجو شدم
آبان ۹۸ دانشجو بودم
هواپیمای اکراینی رو زدن دانشجو بودم
قاسم سلیمانی رو زدن
کرونا اومد دانشجو بودم
متروپل خراب شد دانشجو بودم
اعتراضا شروع شد من دانشجو بودم
دلار شد ۷۲ دانشجو بودم
جنگ شده هنوزم دانشجوام
دنیا تموم میشه و من هنوز دانشجو میمونم
تو درخشیدی و بس
به سپیدی تمام...
توماج صالحی پسر ایران، پس از تحمل ۲۵۲ روز زندان انفرادی و مجموعا یک سال و ۲۱ روز حبس ناعادلانه، سرانجام امروز ۲۷ آبان به قید وثیقه از زندان آزاد و به جمع خانواده بزرگ خود بازگشت.
ضمن ابراز شعف و شادمانی از پایان یافتن این اسارت ظالمانه، پیگیر روند درمان آسیبهای جسمی وارد شده به او خواهیم بود.
به امید آزادی کامل و بی قید و شرط توماج عزیز.
«تو پیروز زندانی هستی که بردن.»
#توماج_صالحی
توماج ما سربلند آمد.
فریاد قلم از کف خیابان، صدای به ستم کشتهشدگان در خیابانهای ایران به تاريخ ۱۴۰۱، صدای مردمان بیصدا و در خون غلتیدگان، آمد. آزادی توماج صالحی روزنه امیدی در این روزهای تلخ و سیاه است. روزهای که مردم در رنجی و سختیاند و بسیاری از معترضان در زندانها و برخی زیر حکم اعدام هستند. توماج همچون ملت ایران با تمام این دشواریها استوار ایستاده است، برای همین مقاومت، او و مردمانش سزاوار آزادی و زندگی شرافتمندانه هستند. آزادی توماج یعنی نباید از تلاش و مبارزه دست بکشیم و ناامید شویم. همانگونه که آرمیتا گراوند گفت: «حتی تاریکترین شب نیز پایان خواهد یافت و خورشید خواهد درخشید…».
هر چند آزادی توماج با قرار وثیقه و برای درمان آسیبهای ناشی از شکنجه است اما از اینکه او بیرون از دیوارها و سلول زندان است خوشحالم.
توماج از نسل جدید مبارزان داخل ایران است که بدون جاهطلبیهای حزبی و گروهی با مسئولیتشناسی سیاسی و اجتماعی بر تعهدشان به مردم و میهن استوار ایستادهاند. نه راهی برای ساکت کردن این نیروهای میهنی وجود دارد و نه شکنجه و زندان این نیروها را به خاموشی میکشاند.
با صدای بلند بگوییم: «همه زندانیان سیاسی-عقیدتی باید بیقید و شرط آزاد شوند.»
الان بعد دوماه که گوشیمو دزدیده بودن و چ میدونم رمزم یادم رفته بود و گوشی نداشتم و حوصله نداشتم و هزار کوفت دیگه اومدم توییتر اولین جمله ای که اومد تو ذهنم این بود :
(عع ینی توییترم عادی سازی شد؟)
به خانواده اش گفته اند با رسانه ها حرف بزنید ماجرای #مهسا_امینی تکرار میشود.
انسانهایی که صدای مارا میشنوید به مردم دنیا بگویید ما ملت ایران گروگان گرفته شدیم توسط گروهکی تروریستی شیعه.
#IRGCterrorists
"عزیز اینا برای ورزشه" یه جمله ساده نیست. نشونه بیگناهی محمد بود.
"به مامان چیزی نگو" یه حرف عادی نیست. نشونه عشق و خانوادهدوستی مهدی بود.
سقوط میکنید چون مظلومترینها رو کشتید
#محمد_حسینی#مهدی_کرمی#مهسا_امینی
روزِ عشقِ آخرین با هیجان از پلهها پایین آمد و به پریسا گفت: ببین مامان! بابا برای من هم گل خریده.
گلها را نگه داشت تا خشک شدند. شاید هنوز جایی در اتاقش باشد. نمیدانم.
دوست بدارید به یادِ آن گلها، به یادِ آن هیجان و خندهها...
#دادخواهی#مهسا_امینی#IranRevolution