«دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دلنگرانی میگذشت. انرژیای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی میکرد، حالا داشت صرف دوام آوردنش میشد.»
- آوارگان؛ ویت تان نوئن، فارسیِ شکوفه میبدی.
ایرانی بودن خیلی خنده داره
درس میخونی وسطش یهو کتابو میبندی میذاری یه گوشه
تو راه باشگاه احساس میکنی احمق ترین موجود جهانی
بارون میاد خوشحال میشی یهو لبخندت رو صورتت خشک میشه و با خودت میگی من دلم به چیا خوشه
اصلا هر مدل تلاش کردن، احساس کردن و وجود داشتن خیلی بیهوده به نظر میاد.