بهار همیشه طربانگیز بوده، اما در اینجا اندوهبار است، جوشوخروش زمین و هوا خبر از فاجعهای میدهد. سحرگاه بلبل مینالد، ابر میگرید، چهرهی نرگس بیدلیل دژم است، ابر مثل هژبر میخروشد و پیراهن گل را میدرد و آتش در تنش میافکند.
▪︎وصف بهار در هنگامهی مرگ اسفندیار، ص ۲۷۸
«فردوسی» محمدامین ریاحی، دلنشینترین کتابیه که در این باب خوندم. ساده و همهفهم.
هر کتابفروشي چندتایی کتاب بیادموندنی [با موضوعات مختلف] در ذهن داره که به محض درخواست مشتری پیشنهادش میده.
فردوسیِ ریاحی [مثل سعدی ضیا موحد] از هموندست کتابهاست. اولین پیشنهادم به مشتری فردوسیخوان.
بسیجی و عرزشی پلشت رو چه به برق و کامپیوتر!، وصایای امامتون مناسب شماست و صد البته وصایای رهبرتون، چون اتفاقاً قراره به زودی به همراه نظامش رهسپار زبالهدونی بشه.
یه مراسم چهلم لباس سفید پوشیدند، یکی دیگه آهنگ گذاشتند و میرقصند، اونیکی دست میزنند و هلهله میکشند، یه مراسم دیگه بازماندهها با آرامش از خاطرات و دیدگاههای فکری جاویدنامشون میگند. چقدر این مردم بزرگ، باشکوه و تاریخسازند. جمهوری اسلامی بدونه که اینها، مراسم تدفینش هستند.
یه مراسم چهلم لباس سفید پوشیدند، یکی دیگه آهنگ گذاشتند و میرقصند، اونیکی دست میزنند و هلهله میکشند، یه مراسم دیگه بازماندهها با آرامش از خاطرات و دیدگاههای فکری جاویدنامشون میگند. چقدر این مردم بزرگ، باشکوه و تاریخسازند. جمهوری اسلامی بدونه که اینها، مراسم تدفینش هستند.
TIME’s new cover: After thousands of protestors were killed in the streets of Tehran, five leading Iranian writers reflect on the state of the country they long to return to https://t.co/PCes5wYbQr
زمستونه، عصره، هوا داره تاریک میشه، داره بارون میزنه، ابرا اومدن روی زمین. زیپ کاپشنام رو دادم بالا و دارم میرم کتابفروشی. یک دفترچه یادداشت بزرگ گرفتهام. میخوام اسم هر جاوید نامی رو که میشنوم اون تو بنویسم. که یادم بمونه. که یادم بمونه زمستون بود و خون چکه میکرد.
سرد، تاریک، بی توشوتوان و سوتوکورم. یک چشمم خون است و دیگری اشک. سوگوارِ این همه جانهای عزیزی هستم که به دست خونخوارترین و جنایتکارترینِ حکومتها پرپر شدند. کار دیگری در توانم نیست.
ایلامِ عزیزم، دیارِ زیبایِ همیشه رنجورم این روزها تجلی آشکاری از شاهنامه است و برادران و خواهرانم فریاد میزنند:
نخواهیم بر گاه ضحاک را
مر آن اژدهادوش ناپاک را
#ایلام#ملکشاهی
امروز برایِ یکی از عزیزترین آدمهای زندگیم ارکیدهی سیمبیدیوم گرفتم، ذوق و خوشحالی زیادش برای زیبایی و گرفتن این گل، حالِ من رو هم خوب کرد. برایِ هم گل بگیرید.