همیشه برونگرا بودنم باعث میشه که از ارتباط گرفتن با آدما، مخصوصا آدمایی که دوسشون دارم انرژی بگیرم، ولی الان تو شرایطی قرار گرفتم که واسه سلامت روانمم که شده یه لیست بالا بلند ساختم از آدمایی که حذفشون کردم یا جایگاه متفاوتی بهشون دادم، این سختترین لطفی بود که در حق خودم کردم.
اولین خاطره تدریسم برمیگرده به هفت سالگیم،
شهریور رفته بودیم شمال، دختر صاحب خونه اول ابتدایی بود، تجدید شده بود و فردا امتحان ریاضی داشت و من داشتم جوری بهش ریاضی رو یاد میدادم که وقتی با انگشت میشمرد عصبانی میشدم که دیگه بزرگ شدی بدون دست باید یاد بگیریش، حالا خودم چندمم؟ دوم
* واسه هرکیم آشپزی کردم تا الان، دست پختمو دوست داشته، جز افرا 🤦🏻♀️
بد غذا خانوم، اسنکمو یه گاز زد گذاشت سرجاش، نوتلاشو برداشت با قاشق خورد، هنوزم باورم نمیشه تو تلاش های اولیه واسه رفیق شدنمون این کارو کرد و من هنوز باهاش دوستم 😂
من اصلا لاو لنگویجم غذا درست کردنه، واقعا سال هاست دارم تلاش میکنم و بیشتر از ۲-۳ هفته واسه خودم غذا درست نکردم، ولی واسه طرف مقابلم حتی ممکنه کیک درست کنم (وا میره کیکای من همیشه) ولی بفهمه دوست داشتنی بوده واسم، عجیبه گارد داشتن بقیه نسبت به این قضیه.
من اصلا لاو لنگویجم غذا درست کردنه، واقعا سال هاست دارم تلاش میکنم و بیشتر از ۲-۳ هفته واسه خودم غذا درست نکردم، ولی واسه طرف مقابلم حتی ممکنه کیک درست کنم (وا میره کیکای من همیشه) ولی بفهمه دوست داشتنی بوده واسم، عجیبه گارد داشتن بقیه نسبت به این قضیه.
اینستا واقعا هر ادم رندومی که از رو رودربایستی همو آنفالو نمیکنیم، داره استوریمو لایک میکنه، وتف؟ کمپین مهربانی و بخشیدن کدورت هارو گذاشتن من خبر ندارم؟