General Wesley Clark,
I would like to express my deepest appreciation for your courageous presence and powerful remarks at the NCRI demonstration in New York, where you stood in support of the people of Iran and against repression, executions, and systematic human rights violations.
At a time when the Iranian people continue to face imprisonment, executions, and severe repression, your decision to stand publicly with them carries profound significance. By raising your voice, you reminded the world that the suffering of the Iranian people must not be ignored or forgotten.
Your presence conveyed a clear and important message: the Iranian people’s struggle for freedom, human dignity, justice, and the right to determine their own future deserves to be heard and respected by the international community.
I deeply appreciate your courage in speaking out and standing alongside those who are demanding an end to repression and executions. We hope your example will encourage others in the international community to speak out with equal clarity and solidarity.
Thank you, General Clark, for lending your voice to the cause of freedom and human rights in Iran.
With profound respect and gratitude,
An Iranian Citizen
خانم خضرا حیدری،
از موضع صریح شما در محکوم کردن توهین به خانم مرضیه حسینی تشکر میکنم و از این موضع حمایت میکنم.
اختلاف سیاسی و فکری، هرچقدر هم عمیق باشد، نباید به توهین، تحقیر و تخریب شخصیت انسانها تبدیل شود. نقدِ عملکرد و دیدگاه افراد حق هر کسی است، اما توهین نه نقد است و نه نشانه قدرت استدلال.
اینکه شما در چنین شرایطی صریحاً در برابر توهین موضع گرفتید، اقدامی قابل احترام است. جامعه سیاسی ایران بیش از هر زمان دیگری به گفتوگویی نیاز دارد که در آن مخالفان بتوانند با صراحت با یکدیگر اختلاف داشته باشند، اما حرمت انسانی یکدیگر را حفظ کنند.
اما روی سخنم با طرفداران رضا پهلوی؛
حمله و هتاکی به مرضیه حسینی، خبرنگار ایراناینترنشنال، بهدلیل گزارش او از تجمع مجاهدین، مصداق فشار و ارعاب علیه روزنامهنگار بهخاطر انجام وظیفه حرفهای است.
اگر به گزارش اعتراض دارید، مستند پاسخ دهید؛ توهین به خبرنگار جای پاسخ به گزارش را نمیگیرد.
آزادی مطبوعات با پسند سیاسی شما سنجیده نمیش��د.
کاملاً درست میگویید. نسلهای آینده شاید هیچگاه عمق رنج و هزینهای را که برای رسیدن به آزادی پرداخت شد، درک نکنند؛ همانطور که شاید ندانند برای عبور از سد چه نیروهایی و چه وحشیگریهایی مبارزه کردیم. اما وظیفه ماست که این تاریخ را فراموش نکنیم و به نسلهای بعد منتقل کنیم؛ آزادی بدون شناخت بهای آن، پایدار نمیماند
روی سخنم با وحوش سطلی/سپاهی صادر شده به خارج از کشور است؛
سوپاپ اطمینان حکومت؛ «انگلهایی که سر راه انقلاب هستند».
حمله و هتاکی به مرضیه حسینی، خبرنگار ایراناینترنشنال، بهدلیل گزارش او از تجمع مجاهدین، مصداق فشار و ارعاب علیه روزنامهنگار بهخاطر انجام وظیفه حرفهای است.
اگر به گزارش اعتراض دارید، مستند پاسخ دهید؛ توهین به خبرنگار جای پاسخ به گزارش را نمیگیرد.
آزادی مطبوعات با پسند سیاسی شما سنجیده نمیشود.
خانم خضر حیدری، پرسش این نیست که چرا جیسون رضائیان را به برنامه دعوت میکنید. او تجربه زندان در جمهوری اسلامی را داشته و حق دارد روایت خود را بیان کند.
پرسش این است که چرا در کنار چنین مهمانانی، صدای طیف گستردهای از زندانیان سیاسی ایرانی که سالها زندان، شکنجه، محکومیتهای سنگین و حتی حکم اعدام را تجربه کردهاند، به همان اندازه مورد توجه قرار نمیگیرد؟ نزدیکبه ص�� نفر از این زندانیان در امریکا هستند ولی هیچگاه از طرف برنامه شما به آن ها پرداخته نشده است.
اگر قرار است «میدان» تریبونی برای روایت سرکوب باشد، معیار دعوت نباید شهرت، تابعیت، موقعیت رسانهای یا میزان شناختهشدن فرد باشد؛ بلکه باید امکان شنیدهشدنِ قربانیان مختلف سرکوب را فراهم کند.
و اگر درباره سوابق یا ارتباطات هر مهمانی پرسش و ابهامی وجود دارد، وظیفه رسانه، پرسشگری شفاف و ارائه شواهد است؛ نه سکوت و نه پیشداوری.
مخاطب حق دارد بداند: معیار انتخاب مهمانان «میدان» چیست و چه کسانی همچنان از این تریبون بینصیب ماندهاند.
مسؤلین محترم بخش فارسی صدای امریکا؛
متاسفانه برنامه های سیاسی شما تبدیل به اجماع مشتی ورشکسته سیاسی است که نه واقعیات ایران را درک میکنند و نه توان تحلیل روند تحولات را دارند .
به عنوان یک شهروند امریکا که نزدیک به ۵۰ سال است صدای امریکا را دنبال میکند ، درک من از آوردن چنین افرادی سانسور در برنامه های تان سانسور مطلق اپوزیسیون اصلی رژیم جمهوری اسلامی است. شما با این اهداف حق امثال من را که یک مالیات دهنده هستم را آگاهانه زیر پا میگذارید این را در فرهنگ ژورنالیستی«تحریف حقیقت میگویند». البته انتظار ندارم که صدای امریکا «صدای مردم ایران باشد». درب به همان پاشنه میچرخد«حقیقت آگاهانه انکار میشود».کمی منصفانه برخورد کنید!
کنگرلو در صدای آمریکا «منفور بودن
مجاهدین» را بهعنوان یک واقعیت مسلم جار میزند؛ اما جالب اینکه همین ادبیات دقیقاً دهههاست از دهان سران و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی شنیده میشود.
اگر ادعا سند دارد، نظرسنجی مستقل و داده ارائه کنید؛ اگر ندارد، تکرار ادبیات آخوندها اسمش تحلیل سیاسی نیست، پروپاگانداست.
مجاهدین را میتوان نقد کرد؛ اما با شعار و برچسب نمیتوان تاریخ را جعل نمود.
کنگرلو در صدای آمریکا «منفور بودن مجاهدین» را بهعنوان یک واقعیت مسلم جار میزند؛ اما جالب اینکه همین ادبیات دقیقاً دهههاست از دهان سران و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی شنیده میشود.
اگر ادعا سند دارد، نظرسنجی مستقل و داده ارائه کنید؛ اگر ندارد، تکرار ادبیات آخوندها اسمش تحلیل سیاسی نیست، پروپاگانداست.
مجاهدین را میتوان نقد کرد؛ اما با شعار و برچسب نمیتوان تاریخ را جعل نمود.
کنگرلو در صدای آمریکا «منفور بودن مجاهدین» را بهعنوان یک واقعیت مسلم جار میزند؛ اما جالب اینکه همین ادبیات دقیقاً دهههاست از دهان سران و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی شنیده میشود.
اگر ادعا سند دارد، نظرسنجی مستقل و داده ارائه کنید؛ اگر ندارد، تکرار ادبیات آخوندها اسمش تحلیل سیاسی نیست، پروپاگانداست.
مجاهدین را میتوان نقد کرد؛ اما با شعار و برچسب نمیتوان تاریخ را جعل کرد
Dear Friedrich Naumann Foundation,
With respect, your decision to award the 2026 Freedom Prize to the “Iranian people” and to have Reza Pahlavi accept the award on their behalf raises serious questions and concerns regarding the issue of political representation.
The people of Iran hold diverse political views, and no individual or political movement can claim to represent all Iranians without having received their mandate through a free and democratic process. If the purpose of this award is to support the freedom and right of self-determination of the Iranian people, that principle should also apply to their right to choose their future political system and representatives.
Furthermore, the continued use of titles and symbols associated with the monarchy, alongside statements in support of free elections, raises legitimate questions about whether sufficient distinction is being made between an individual political figure and a democratically elected representative of the Iranian people.
As a foundation committed to freedom and liberal democratic values, the Friedrich Naumann Foundation should be particularly attentive to Iran’s political diversity and avoid creating the impression that one particular political figure represents the entire Iranian population.
Respect for the Iranian people means, above all, respecting their right to determine the future of their own country. That decision should be made through a free, fair, and democratic process in which the Iranian people themselves have the opportunity to participate.
I respectfully ask the Friedrich Naumann Foundation to provide a clear explanation of the basis for selecting Reza Pahlavi to receive this award and how this decision is considered consistent with the principles of self-determination and political diversity among the Iranian people.
Dear Friedrich Naumann Foundation,
With respect, your decision to award the 2026 Freedom Prize to the “Iranian people” and to have Reza Pahlavi accept the award on their behalf raises serious questions and concerns regarding the issue of political representation.
The people of Iran hold diverse political views, and no individual or political movement can claim to represent all Iranians without having received their mandate through a free and democratic process. If the purpose of this award is to support the freedom and right of self-determination of the Iranian people, that principle should also apply to their right to choose their future political system and representatives.
Furthermore, the continued use of titles and symbols associated with the monarchy, alongside statements in support of free elections, raises legitimate questions about whether sufficient distinction is being made between an individual political figure and a democratically elected representative of the Iranian people.
As a foundation committed to freedom and liberal democratic values, the Friedrich Naumann Foundation should be particularly attentive to Iran’s political diversity and avoid creating the impression that one particular political figure represents the entire Iranian population.
Respect for the Iranian people means, above all, respecting their right to determine the future of their own country. That decision should be made through a free, fair, and democratic process in which the Iranian people themselves have the opportunity to participate.
I respectfully ask the Friedrich Naumann Foundation to provide a clear explanation of the basis for selecting Reza Pahlavi to receive this award and how this decision is considered consistent with the principles of self-determination and political diversity among the Iranian people.
@NCRIUS Stand with the protesters in New York. Stand with the people of Iran.
No more executions. No more repression. No more impunity.
Pezeshkian and the Iranian regime must be held accountable for human rights violations and executions in Iran.
#Iran#HumanRights#StopExecutions
خانم شیرازی،
نوشته شما درباره حضور اعضای مجاهدین در تجمع مقابل سازمان ملل در نیویورک، بیش از آنکه نقد سیاسی باشد، مجموعهای از توهین، تمسخر و ادعاهای بدون ارائه سند است.
اگر با مجاهدین اختلاف سیاسی دارید، حق شماست که دیدگاه خود را بیان و از عملکرد آنان انتقاد کنید؛ اما تمسخر سالمندان، استفاده از تعابیری مانند «پوشک» و «ارتش پوشکی» و خندیدن به سن و وضعیت جسمی انسانها، نه استدلال سیاسی است و نه نشانه قدرت استدلال. این نوع ادبیات تنها سطح واقعی یک بحث را نشان میدهد.
شما نوشتهاید: «اعزام یه مشت پیرمرد و پیرزن مجاهد از کمپ اشرف به آمریکا برای تجمع مقابل سازمان ملل».
اول: اگر ادعا میکنید این افراد از «کمپ اشرف» اعزام شدهاند، سند و مدرک خود را ارائه کنید. چه کسانی؟ از کجا؟ با چه ساز��کاری؟ چه سندی دارید که بتواند این ادعا را اثبات کند؟ در یک بحث سیاسی، ادعا جای سند را نمیگیرد.
دوم: حتی اگر افرادی مسن در یک تجمع سیاسی شرکت کنند، سن آنان چه ارتباطی با حقشان برای اعتراض و بیان دیدگاه سیاسی دارد؟ آیا در منطق شما افراد مسن دیگر حق فعالیت سیاسی و حضور در تجمعات را ندارند؟
سوم: عبارتهایی مانند «پوشکها رو هم بستن» چیزی درباره درستی یا نادرستی مواضع سیاسی مجاهدین ثابت نمیکند. این صرفاً تمسخر وضعیت جسمانی انسانهاست. اگر نقدی جدی دارید، به جای پرداختن به پوشک و سن افراد، درباره سیاست، عملکرد و مواضع مورد اختلاف صحبت کنید.
چهارم: اگر هدف شما زیر سؤال بردن تجمع نیویورک است، درباره خود تجمع، تعداد شرکتکنندگان، خواستههای آنان و دلایل سیاسیشان صحبت کنید. توضیح دهید دقیقاً کدام ادعا یا اقدام آنان را نادرست میدانید و دلیل خود را ارائه کنید. تمسخر شرکتکنندگان، پاسخ هیچیک از این پرسشها نیست.
و اما عبارت «تهران منتظر ارتش پوشکی رجوی باشه!» نیز چیزی جز تحقیر و تمسخر نیست. اگر منظورتان این است که مجاهدین توان یا امکان انجام کاری را ندارند، این ادعا را با استدلال سیاسی مطرح کنید؛ نه با توهین به سن و وضعیت جسمی افراد.
شما میتوانید با مجاهدین مخالف باشید. میتوانید از آنان انتقاد کنید و حتی شدیدترین نقد سیاسی را مطرح کنید. اما مخالفت سیاسی، مجوز توهین به انسانها و انتشار ادعاهای اثباتنشده نیست.
اگر برای ادعاهای خود درباره «اعزام» افراد از اشرف به آمریکا سند دارید، منتشر کنید تا افکار عمومی قضاوت کند. اگر سندی ندارید، مسئولانهتر آن است که ادعا را بهعنوان واقعیت قطعی مطرح نکنید.
یک سؤال ساده هم باقی میم��ند:
اگر استدلال و سند کافی برای نقد مجاهدین وجود دارد، چرا باید برای بیان آن به تمسخر پیرمردها و پیرزنها، «پوشک» و «ارتش پوشکی» متوسل شد؟
نقد سیاسی را میتوان با سند و استدلال انجام داد. توهین و تمسخر، جای خالی استدلال را پر نمیکند.
ننگ بر شما که و شعور نداشته ات. پهلوی بازگشت به ایران را به گور خواهد برد.
.
Stevenson rightly argues that an authoritarian leader’s power depends not on his title, but on whether the institutions beneath him obey. The divisions surrounding Mojtaba Khamenei—including disagreements among officials, hardliners, ministers, and other power centers—raise important questions about the Supreme Leader’s ability to enforce hs decisions. Such open challenges may signal a serious erosion of the authority on which the Islamic Republic has long depended.
بقول لنین:
:
«ارزش واقعی وفاداری یک مبارز نه در سالهای آرام، بلکه در لحظهٔ بحران و در سختترین مرحلهٔ مبارزه آشکار میشود؛ و کسی که در آن لحظه از صف مبارزه جدا شده و علیه همان مبارزه و همرزمان سابق خود قرار میگیرد، از دیدگاه لنین نمونهای از فرصتطلبی و رویآوردن به اردوگاه مقابل است». نوع مبارزه را دشمن به ما تحلیل میکند.
Dr. Saeidi makes an important point that deserves serious consideration: a nation’s true strength cannot be measured simply by the number of missiles it possesses or by the ability to inflict destruction. Real national strength is built upon the courage, resilience, knowledge, economic stability, social cohesion, and determination of its
مهدی وفاییثانی، نامی در میان نامهای ایستاده؛
نام انسانی که در برابر دیوارهای زندان، قامتش خم نشد و در برابر فشار و تهدید، ارادهاش استوار ماند.
زندان، اگرچه میتواند آزادی تن را محدود کند، اما نمیتواند اندیشه، ایمان و اراده انسانی را به بند بکشد. مهدی وفاییثانی نمادی از این حقیقت است؛ انسانی که هزینه باور و ایستادگی خود را پرداخته، اما از آرمانهایش عقب ننشسته است.
امروز نام او یادآور تمام کسانی است که در سختترین شرایط، کرامت انسانی خود را حفظ کردهاند. صدای او، صدای انسانی است که سکوت را ن��ذیرفته و در برابر بیعدالتی سر فرود نیاورده است.
ما در برابر استقامت او سر تعظیم فرود میآوریم و خواستار آزادی و رعایت کامل حقوق انسانی و قانونی او هستیم.
مهدی وفاییثانی تنها نیست.
نام او باید شنیده شود، صدایش باید به گوش جهان برسد و سرنوشت او نباید در سکوت و فراموشی گرفتار شود.
باشد که روز آزادی او، روزی باشد که درهای زندان گشوده شود و مردی که برای آزادی ایستاد، آزادانه در کنار مردم خود بایستد.
درود بر مهدی وفاییثانی؛
زندانی مقاوم و استوار
Dear Mr. Blackman,
I am writing to express my strong support for your recent statement regarding the appointment of the new Secretary of the People’s Mojahedin Organization of Iran (PMOI/MEK).
I believe that this development is significant at a time when the Iranian people continue to seek freedom, democracy, human rights, and an end to the current theocratic dictatorship. The Iranian Resistance has continued to advocate for a future based on democratic principles, separation of religion and state, equality, and respect for fundamental human rights.
خانم ویکتوریا آزاد،
نقد شما درباره زنان مجاهد و بهخصوص خانم مهناز میمنت را خواندم. اگر این نوشته صرفاً یک نقد سیاسی بود، میشد درباره استدلالهای شما بحث کرد و با بخشی از آن موافق یا مخالف بود. اما آنچه در نوشته شما برجسته است، عبور از مرز نقد سیاسی و استفاده از ادبیاتی توهینآمیز و تحقیرکننده علیه یک زن است.
مخالفت با سازمان مجاهدین خلق یا مخالفت با انتخاب خانم مهناز میمنت کاملاً حق شماست. اما این حق، مجوز توهین، تحقیر و زیر سؤال بردن شخصیت یک انسان نیست.
اگر معتقدید مهناز میمنت شایستگی این انتخاب را ندارد، بسیار خوب؛ دقیقاً بگویید چرا. کدام موضع؟ کدام عملکرد؟ کدام تصمیم؟ کدام سخن؟ سند و استدلال خود را ارائه کن��د و اجازه دهید مردم قضاوت کنند. اما وقتی به جای پاسخ مستدل، از الفاظ تحقیرآمیز و حمله شخصی استفاده میشود، دیگر نام آن «نقد» نیست؛ تخریب شخصیت است.
نکته مهمتر این است که شما درباره زنان سخن میگویید. آیا دفاع از حقوق و آزادی زنان فقط زمانی معتبر است که آن زن با ما همنظر باشد؟ آیا زنی که عضو یا هوادار یک جریان سیاسی است، دیگر از حق برخورداری از احترام و کرامت انسانی محروم ��یشود؟
زنان مجاهد، مانند هر گروه دیگری، قابل نقد هستند و هیچکس نباید آنان را فراتر از نقد بداند. اما نمیتوان با یک حکم کلی، همه آنان را تحقیر کرد و سپس این کار را «نقد» نامید. بسیاری از این زنان سالها از زندگی شخصی، خانواده و امنیت خود گذشتهاند و انتخاب سیاسی خود را داشتهاند. میتوان با انتخاب آنان مخالف بود، اما نمیتوان به صرف این انتخاب، کرامت انسانی آنان را نادیده گرفت.
در مورد خانم مهناز میمنت نیز مسئله بسیار روشن است: اگر انتخاب او را اشتباه میدانید، با استدلال ثابت کنید که چرا اشتباه است. اگر عملکردی را قبول ندارید، همان عملکرد را نقد کنید. ا��ر سخنی را نادرست میدانید، پاسخ مستدل بدهید. اما توهین به شخص، هیچکدام از این کارها نیست.
شاید بد نباشد این سؤال را هم از خود بپرسیم: اگر فردی با دیدگاه سیاسی ما مخالف باشد و با همان ادبیاتی که شما درباره زنان مجاهد به کار بردهاید، درباره زنان مورد حمایت شما سخن بگوید، آیا آن را «نقد» مینامیم یا توهین؟
دموکراسی فقط حق سخن گفتن برای خودمان نیست؛ دموکراسی یعنی پذیرفتن حق سخن گفتن مخالف، حتی زمانی که از دیدگاه او بهشدت ناراضی هستیم.
من با اصل نقد سیاسی مخالف نیستم؛ اتفا��اً نقد جدی و بیپرده را ضروری میدانم. اما نقد هرچه جدیتر باشد، باید مستدلتر باشد، نه توهینآمیزتر.
خانم آزاد، اگر درباره مهناز میمنت پروندهای از استدلال و سند دارید، آن را روی میز بگذارید. اگر درباره زنان مجاهد نقدی دارید، مشخص و مستند مطرح کنید. مردم آنقدر آگاه هستند که خودشان قضاوت کنند.
اما این تصور که با تحقیر و توهین میتوان اعتبار یک زن یا یک جریان سیاسی را از بین برد، نه با فرهنگ دموکراسی سازگار است و نه با ادعای دفاع از حقوق زنان.
مخالفت سیاسی حق شماست؛ توهین به زنان را نمیتوان به نام نقد سیاسی توجیه کرد.
اگر قرار است روزی در ایران آزاد، م��الفان سیاسی در کنار یکدیگر زندگی کنند، این فرهنگ باید از همین امروز آغاز شود:
محکم در استدلال، صریح در مخالفت، اما محترم در برخورد با انسانها
در رسای شصتودومین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران
امروز، در شصتودومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، با بزرگداشت شصتودو سال حضور، پایداری و مبارزه در تاریخ معاصر ایران، یاد و نام این مسیر پر فراز و نشیب را گرامی میداریم.
شصتودو سال، در مقیاس تاریخ، صرفاً گذر ایام نیست؛ روایت نسلی است که آرمانهای خویش را با م��ئولیت، فداکاری و پذیرش هزینههای سنگین درآمیخت و نام خود را در یکی از پرحادثهترین ادوار تاریخ ایران به ثبت رساند.
در چنین روزی، یاد و نام همه جانباختگان و فداکارانی را که در این مسیر از جان، آزادی و آسایش خویش گذشتند، با نهایت احترام گرامی میداریم و بر پایداری کسانی که در طول این دههها این راه را ادامه دادهاند، ارج مینهیم.
تاریخ، داوری خود را درباره جنبشها و سازمانهای سیاسی بر پایه میزان پایداری آنان در برابر دشواریها، وفاداری آنان به آرمانهای اعلامشده و تأثیری که بر تحولات جامعه بر جای گذاشتهاند، انجام خواهد داد. از این منظر، شصتودوم��ن سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق، فرصتی است برای تأمل در کارنامهای طولانی و پر فراز و نشیب و برای یادآوری نقش انسانهایی که زندگی خویش را با یک آرمان سیاسی پیوند زدند.
باشد که این سالگرد، یادآور ارزش والای آزادی، کرامت انسانی و حق مردم ایران برای تعیین آزادانه سرنوشت خویش باشد و آینده ایران، آیندهای سرشار از صلح، آزادی، عدالت و سربلندی برای همه ایرانیان رقم بخورد.
شصتودومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران گرامی باد.
یاد جانباختگان و فداکاران این راه جاودان باد.
در رسای زندانی سیاسی، محمدجواد فانیثانی
به نام آزادی و به نام انسانهایی که در دشوارترین روزها، حرمت انسانبودن را پاس میدارند
محمدجواد فانیثانی،
نام تو برای آنان که معنای زندان، رنج و هزینه ایستادگی را میشناسند، تنها نامی در میان نامها نیست؛ نشانی است از انسانی که در روزگار فشار و بیم، بر باورهای خویش پای فشرده و کرامت انسانیاش را به بهای آسودگی واننهاده است.
زندان، با دیوارهای بلند و درهای بستهاش، میتواند آزادی رفتوآمد را محدود کند، اما توان آن را ندارد که اندیشه را به بند کشد یا اراده انسانی را خاموش سازد. صدای کسی که بر باور خو�� ایستاده است، گاه از پشت میلهها نیز راهی به سوی وجدان جامعه مییابد؛ آرام، ماندگار و بینیاز از هیاهو.
در یادکرد تو، از رنجهایی که بر تو گذشته است با اندوه سخن میگوییم؛ اما آنچه بیش از همه درنگ ما را برمیانگیزد، استواری و شأن انسانی توست. در روزگاری که ترس و فشار میتواند انسان را به سکوت وادارد، پاسداری از کرامت خویش و وفاداری به باورهای انسانی، معنایی عمیق و شایسته احترام مییابد.
محمدجواد فانیثانی، پایداری تو یادآور این حقیقت است که آزادی تنها واژهای در کتابها یا آرزویی دوردست نیست؛ انتخابی است انسانی که گاه در دشوارترین لحظهها معنا پیدا میکند و برای حفظ آن، باید رنج و محرومیت را تاب آورد.
امروز نام تو را با احترام بر زبان میآوریم؛ نه از سر اغراق، بلکه به پاس شأن انسانی و ایستادگیات در برابر روزگار دشوار. برایت سلامت، سربلندی و آزادی آرزو داریم و امید میبریم روزی فرا رسد که هیچکس به سبب اندیشه، باور یا بیان خود از آزادی محروم نماند و درهای زندان بر انسانهایی که تنها به جرم دگراندیشی در بندند، گشوده شود.
به احترام مح��دجواد فانیثانی؛
به احترام کرامت انسانی در روزگار دشوار؛
و به امید روزی که آزادی و عدالت، حق همگان باشد.