عجیب این که
هنوز از دماغ و گوشه دهانت خون میآید
و ما… میخواستیم…
نه آ نگونه که میگفتند
نه آ نگونه که میدانند
نه آ نگونه که میخواستند
ما فقط میخواستیم زندگی کنیم.
از سومین کتاب شعر ممنوعهام؛ «گودالها و آدمها»
دیشب ۲۶ تیر، تا صبح خوابم نبرد؛ به #امیرمحمد_خالقی و مرگش فکر کردم.ده شب اگر مقاومت میکردم یا توانایی برای مقاومت داشتم مقابل موبایلدزدها، الآن کشته شده بودم یا آشولاش روی تخت بیمارستان توی کما.موتوری ناغافل موبایلم را زد و رفت و کار به ضرب و جرح و مرگ نکشید.بله امنیت و اینا
من و سعیده، ۴ زمستان با هم زندگی کردیم.۳ زمستان به ظلم ج.ا بر زندگی نوپای ما گذشت، با بازداشت سعیده شفیعی به کیفر روزنامهنگاری، سهم بیشتری میتوانستیم از بهار ببریم اگر آن ظلم 《زندگی مشترک》 ما را در هم نمیکوبید. سعیده جان شادی و خرسندی قرین راهت.
@Saeedeh_Shafiei
چهل روز از جنایت ۱۸ و ۱۹ دیماه گذشت، در بهت و خفهخون ناشی از آن جنایت دهشتبار؛ سکوتم از عجز بود و ناتوانی، عجز و ناتوانی فریاد زدن! دیگر هیچچیز برای تسلی نیست. هیچچیز....
#IranMassacre
خوشحالم که #ضیا_نبوی عزیز از زندان آزاد شد و به دانشگاه باز میگردد؛ جایی که به آن تعلق دارد. دریغ از این همه محنتی که بر او تحمیل کردند با سالها کیفر زندان، که نباید بر
او تحمیل میشد.
@ZiaNabavi1
نهاد قضایی- امنیتی سیمکارت #سعیده_شفیعی روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق را مسدود کرد. او هم اکانتهایش را در شبکههای اجتماعی بست. مصادیق اتهام، توییت و پستهایی است که او پیشتر برای آنها زندانی شده بود. نهاد امنیتی او را ملزم به امضای تعهدنامه و انتشار ۲۰ پست حمایتی کرد.
من عموما تفال بینیت میزنم به حافظ، اما امشب فالی با نیت گرفتم و برای سعیده خواندم، چیزی دستگیرم نشد، در تفال دوم گفتم حافظ سرراست حرف بزن بدتر کرد و در سومین تفال هم سرراست حرف زد، منتها معلوم بود خودش رو زده کوچه علی چپ، بازیاش گرفته حافظ با من بینوا
کتاب ۴۸۰ تومنی را با ۳۶۰ تومن ثبت سفارش کردم، فقط وای به حال فروشگاه فردا زنگ بزنم بگه کتاب موجود نیست، یا رقم تخفیف اشتباهه یا قیمت فلان شده، آخرش هم همین میشه و بارها سرم اومده باز هم گره بر باد زدم!
همسایههایی پر جمعیت، شلوغ و کوچهایی پر رفت و آمد و شلوغ و با صدای موتورهای جماعتی که موتور بیحرکت را مدام گاز میدهند، صدای موسیقی عرعر و حرافیهای بیسر و ته جلو ساختمان و توی این یک وجب کوچه بنبست بله زندگی به شکل بلاهتباری میان ابلهان حراف و شلوغ در جریان است!
موکل روزنامهنگار سرکار خانم #مرضیه_محمودی برای انتشار توییتی در خصوص پیشبینی جنگ و کمبود مواد غذایی به ۴۰ میلیون تومان جزای نقدی از سوی شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری دو تهران محکوم شد.
جالب آنکه قاضی محترم شعبه شخصا اعتقاد داشتند برای پیشبینی درست ایشان باید به وی جایزه اعطا میشد...
تابآوردن این روزها خیلی سخت شده. خودمون زیر سایه جنگیم، فلسطینیها تو سال۲۰۲۵ دارن ازگرسنگی میمیرن، سوریه انقدر تو ده سال اخیر بمباران شده که تقریبا مردمی براش نمونده، کودکان افغانستانی باچشمان گریان لب مرز-ان و ترسناکتر از همه اینکه هیچ افقی برای اتمام این وضعیت هم دیده نمیشه.
تعجب نکنید اگر ما روزنامهنگاران دیگر اینجا پوشش خبری نمیدهیم. به خدا قسم، امروز از شدت گرسنگی نتوانستم از جا بلند شوم. هیچ غذایی نیست. حتی اگر کسی پول هم داشته باشد، در بازار چیزی برای خرید پیدا نمیشود.
ما همه گرسنهایم. ما همه در حال مردنایم.
#GazaHolocaust