تانک توی پارکینگ بیمارستانها و تیربار داخل دانشگاه تهران هم مال موساده؟
تنها تروریستهای این کشور شمایید، خودتون هم بهتر میدونید، ولی نفعتون تو نفهمیدنه.
میگفت:
کلا برای ۱۰ سال زندگی من دنیا اومدم؟! که ۱۰ سال فقط با مامانم باشم؟!
بمیرم برای اشکات...
اشکاشو دراوردین که تنفستون چندماه بیشتر طول بکشه؟ بکشه...
شنبه ۲۰ دی ماه صبح ساعت ۴ بود و بیقرار و مجبور و محبوس بین اون دیوارا روی پله ها نشسته بودم. وقتی برگشتن داشت با خنده تعداد تیرای شلیک کردشو میشمارد...
بابت هر ثانیش از خودم متنفر بودم
و خدا....خدا ساکت تر از آن بود که فکرش را میکردم🥀
زیر بارون روی سنگ بلوار روبه روی G class مشکی نشستم اون ناپولی کوفتی هم روشن کردم در حالی که زخم دستمو میبستم و باقی مونده چسبای تعمیرات رو ازش جدا میکردم یهو یه صدایی گفت تهش چیشد؟ اومدم جواب بدم دیدم ندای درونم نبود؛ یه آقایی دنبال ته مونده نوشیدنیش بود 🦦
صبح میگن راهرو تی بکش
وسط روز میگن برو خرید کن
ظهرم میگن برو فلانجا فلان بستگان منو ویزیت کن و براش دارو از داروخونه بگیر و بمون اونجا تا تزریقات و داروهاش تموم شه🙂
به نید�� شدنمم این وسط نه تنها اهمیتی ندادن تازه توی روز تعطیل هم گفتن پاشو بیا🗿
بگین پزشکا که نمیدونن سربازی چیه!