هر قدم که توی مجسمه پیش میرم هزارتا قدم جلوی راهمه، زندگی که برای گذران این عمر انسانیم انتخاب کردم یک مسیر بی انتهاست، توی این مسیر ازدواج میکنم، بچهدار میشم، تموم میشم! اما مجسمه در من هیچوقت تموم نمیشه.
به واسطه ی شغلم اطرافم پر از مهاجر چپ ایرانی هست، کسانی که هم تو دوره ی شاه ضد رژیم بودند، هم الان اظهار میکنند که ضد جمهوری اسلامی هستند، ضد جنگ هم هستند، ضد اسراییل هم هستند، ضد ترامپند، ضد پهلوی هستند و معتقدند تو اسکار امسال فقط خاویر باردن حرف حساب زده. پای حرفاشون که بشینی از اون زاویه ی کوچکی که اونا نگاه میکنند همه چیز خیلی سیاهه. اسراییل و امریکا دارند ایران رو نابود میکنند و هدف این کشورها اینه ایران و ایرانی محو بشه، بمبها هدفشون اینه که مردم رو بکشند و اماکن و زیرساختها رو نابود کنند و هیچ چیزی از ایران باقی نگذارند. مردم ادمهای گول خورده ای هستند که به حمایت نیروی خارجی دلخوش کردند و بسیاری از مردم به مرور از موضع شادی دست کشیدند و با واقعیت تخریبگر جنگ مواجه شدند. همشونم دلگیرند که بسیاری از دوستانشون رو در این مدت به خاطر مواضع سیاسیشون از دست دادند.
زاویه ای که اونا انتخاب کردند زاویه ی ترسناکیه، ولی چیزی که برام جالبه اینه که هیچکدوم مطلقا هیچکدوم کشتار چهل هزار نفر ایرانی تو دو روز به چشمشون نیومده! هیچکدوم از اینکه این بمبها که به قول اونا مردم رو داره میکشه، خامنه ای و سران نظام رو کشته نه ابراز خوشحالی میکنند نه به عنوان خبر مطرحش میکنند، کاملا ایگنورش میکنند و خیلی سلکتیو تصمیم گرفتند از یه سوراخ باریک بشینند به جنگ و تخریب ایران نگاه کنند، بقیه ی چیزها رو نه میبینند نه دلشون میخواد ببینند و از این متعجبند چرا مردم واقعیت رو نمیبینند.
#IranWar #DigitalBlackOutIran