ویران مکن تنها به قهر آباد کن با مهر نیز
کز لطف تو گل میدهد حتی دل سنگینگمان
ما را ز زندان خودی تا وسعت یکتا ببر
تا گم شود نام من و پیدا شود نام جهان
ای راز پنهان در همه ای آشکار بینشان
وی بیکران در واژهها وی جان جان جان جان
۳-۳
#سلیان
روشن بکن جان و جهان ای در جهانها نور جان
تا بشکفد از هر نفس باغی ز عشق اندر نهان
ای آفتاب بیغروب ای چشمه آرام دل
از پرتو روی تو شد شبهای ما صبح عیان
عالم همه نقش تو شد آیینه در آیینه شد
در هرچه بنگرد آدمی روی تو بیند جاودان
هر ذرهای در جستوجوی رد توست سرگران
۳-۱
چون موج دریا میدود سوی تو از هر سو روان
در سینهها افروختی شمعی که خاموشی ندید
وز شعلهاش برخاست باز آواز امید جوان
در خاک اگر افتادهایم از آسمان دور آمدیم
اما هنوز از یاد تو لبریز مانده این زمان
مستیم و حیران رخت از ساغر چشمان تو
ای بادهگردان زمین ای ساقی هفتآسمان
۳-۱
@hhaanniieehh دوستی به نام میشل که فرانسویه و هفتاد و خردهای سال سنش هست برای حدود دو سال خیلی زحمت کشید تا به من فرانسوی یاد بده. به زبانهای انگلیسی، روسی و عربی و البته فرانسوی تسلط کامل داره. جالب اینه که در این سن با جدیت یادگیری ایتالیایی رو شروع کرده.
@payam_ek در ایران چیزی که بیش از قیمتها آزار دهنده هستن توزیع نامتعادل درامدها و ثروت هست. ناتوانی حکومت در ایجاد تعادل باعث شده همه از هر چیز در ایران منزجر و ناراضی باشن و فقط طبقه خاصی خوشحال باشن.
@faaaraway1993@Binaloud20 حرف شما درسته. باید جملهام رو کاملتر میگفتم که با مصرف مقادیر زیاد کلونازپام در صورت رسیدگی پزشکی و درمان مناسب خطر مرگ کم هست(در مقایسه با سایر داروها که برای خودکشی استفاده میشن).
@faaaraway1993@Binaloud20 تا جایی که میدونم بنزودیازپینها(مثل کلونازپام) به ندرت کشنده هستن. با مصرف ۵۰ جعبه کلونازپام هم احتمال کمی وجود داره کسی بمیره.
گفتم که راهت دور بود خندیدی و گفتی برو
من کاروان را رهبرم تو گم شدی در معبرم
از خویش ار خالی شوم سرشار نامت میشوم
چون نی تهی از خویشتن آکنده از شور و شرم
۴-۴
#سلیان
از من مرا بیرون کن ای اندر درون افسونگرم
وز شعلهی عشقت بسوز این مست جان و پیکرم
در پای تو سر مینهم تا وا کنی بند دلم
ای باخبر از راز من ای همنشین و داورم
با یک نظر هوشم ببر مدهوش و حیرانم بکن
بشکن سبوی جان من می ریز اندر ساغرم
۴-۱
هر نقش کز من مانده است هست او حجاب نور تو
بگذر ز جانم چون نسیم تا پاک گردد منظرم
دریای بیپایان تو در قطره جانم نهان
بگشا گره از قطره تا دریای خود را بنگرم
من شاخسار خشک و تو باغ سرشار بهار
یک جرعه از باران خویش افکن بر این خاکسترم
۴-۳
@HessamMousavi And whose heart did you steal I wonder?
This time did it feel like thunder, baby?
Well, whose bed have your boots been under?
Don't look so lonely, don't act so blue
I know I'm not the only girl you run to
I know about Lolita, your little Spanish flame
I've seen you around ...
@AttorneyElyas همینی که الان هستم: یه گاو!
تمام عمر بیمنت شیر دادم، زمینا رو شخم زدم و حتی با مرگم منفعت میرسونم؛ با گوشتم شکمها را سیر میکنم و با پوستم کیف و کفش میسازن.
فقط یه چیز برام سواله: چرا همه با آوازم مشکل دارن؟ شاید چون نباید در دنیای منها، فقط از ما گفت!
مااااا!
خندهشان در دل جنگل طنینانداز بود
هر قدم در سایه رقصان درختان پرواز بود
تا به چشمه میرسیدند آن زلال بیریا
کوزهها پر میشد از آن گوهر پاک خدا
بازمیگشتند با دلهای شاد و ظرف آب
زندگی این بود ساده مثل یک رویای ناب
۳-۳
#سلیان
یاد باد آن روزگاران یاد باد
روزگار سادگی و روزگاران شاد
در ده مازندران در هُرم تابستان داغ
که نبود از یخ، از یخچال در دهها سراغ
تشنه میشد دشت و دل از آفتاب بیامان
جرعهای آب خنک میخواست جان عاشقان
راه میافتاد آنگه کاروانی غرق شور
سوی جنگل سوی آن چشمه همان دنیای دور
۳-۱
مادران با دامن چیندار و آسمانی
کودکان با خندههای روشن و جاودانی
دست در دست هم و گم در میان سبزهها
میگذشتند از میان سایهسار دارها
در میان راه نغمهخوانی کارشان بود
عشق و مستی نوبت آوازشان بود
این یکی شعری میخواند با صدایی دلنواز
آن یکی میداد پاسخ با سرود چشمهساز
۳-۲