On 20 December 2025, the Afghan Women Coordination Umbrella (AWCU) held its first winter trust-building gathering, bringing together over 30 Afghan women activists from diverse backgrounds, including journalists, civil society actors, former parliamentarians, youth, and elder1/3
پایان کمپاین ۱۶روزهای #منع_خشونت_علیه_زنان اعلام میشود.
امید است این روند به بهبود وضعیت حقوق بشری زنان در کشور و رفع تبعیض و آپارتاید جنسیتی بیانجامد.
کاهش خشونت علیه زنان در کشورهای آسیایی، بهویژه افغانستان، مستلزم رویکردی چندلایه و مبتنی بر اصلاحات ساختاری، فرهنگی و اقتصادی است. پژوهشها نشان میدهد که تقویت قوانین حمایتی، ایجاد سازوکارهای مؤثر گزارشدهی و عدالت، و فراهمسازی فرصتهای آموزشی و اقتصادی برای زنان، نقش اساسی در کاهش آسیبپذیری آنان دارد. در کنار آن، برنامههای آگاهیدهی اجتماعی برای تغییر هنجارهای تبعیضآمیز، مشارکت فعال رهبران مذهبی و محلی، و تقویت حضور زنان در روندهای تصمیمگیری و صلح میتواند زمینه کاهش خشونت و ارتقای امنیت جنسیتی را فراهم سازد. از سوی دیگر، حمایتهای روانی و اجتماعی، ایجاد خانههای امن، و همکاری منطقهای و بینالمللی در حمایت از حقوق زنان، از عناصر کلیدی برای ایجاد تغییر پایدار و کاهش خشونت در جوامع آسیایی بهشمار میرود.
خشونت علیه زنان چیست ؟
5. خشونت جنسی و آزار در فضاهای عمومی
در شرایط بیثباتی، محدودیت شدید بر حضور زنان در جامعه و نبود سیستم عدلی سالم، زنان را در معرض خطر آزار جنسی، تهدید، و ازدواج اجباری قرار داده است. در بسیاری از موارد، قربانیان امکان شکایت یا دسترسی به خدمات حمایتی ندارند.
6. خشونت دیجیتال
نظارت دیجیتالی خانواده، تهدید آنلاین، انتشار تصاویر خصوصی، و حذف صدای زنان در رسانهها و شبکههای اجتماعی شکل جدیدی از خشونت است که در دو سال اخیر رشد یافته است.
این انواع خشونت هایسیت که زنان افغان در اثر نابرابری های جنسیتی؛ حتی در کشور های دیگر نیز بان گرفتارند .
در پایان میتوان گفت که کاهش و پیشگیری از خشونت علیه زنان، بهویژه زنان افغان، نیازمند رویکردی چندبُعدی و هماهنگ است که همزمان ساختارهای قانونی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را دربرگیرد. تقویت قوانین حمایتی، ایجاد مکانیسمهای پاسخگویی و عدالت، فراهمسازی دسترسی زنان به آموزش و کار، و گسترش برنامههای آگاهیدهی عمومی برای تغییر هنجارهای تبعیضآمیز نقش محوری دارد. همچنین حمایت جامعه جهانی، تقویت نهادهای مدنی، و مشارکت فعال زنان در تصمیمگیری و روندهای صلح میتواند زمینهساز کاهش خشونت و بازسازی فضای امن برای زنان باشد. تنها از طریق توانمندسازی واقعی، ایجاد فرصتهای برابر و تضمین حضور مؤثر زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی است که میتوان چرخه خشونت را شکست و مسیر توسعه پایدار را هموار ساخت.
خشونت علیه زنان چیست ؟
4. خشونت روانی، عاطفی و اجتماعی
ترس مداوم، عدم امنیت، محدودیت اجتماعی، فشارهای فرهنگی سنتی، حذف از فضاهای عمومی، و تحقیر سیستماتیک، منجر به افزایش افسردگی، اضطراب و ناتوانی اجتماعی در میان زنان شده است. احساس بیصدا شدن و حذف اجتماعی یکی از شدیدترین انواع خشونت روانی علیه زنان افغان در وضعیت کنونی است.
روایت زنان.
زن اول:
چرا هر بار که دهان باز کردم، صدایم را با تندی بریدند؟ چرا پیش از آنکه نامم در کتابی نوشته شود، بر من برچسب «نباید» زدند و راه مدرسه را با ترس پوشاندند؟
زن دوم:
زیرا میترسند زنی که میآموزد، قد راست کند. میترسند پردهای را که سالها با خشونت و حکم بر ما کشیدهاند، بدری و از مرزهای خاموشی بگذری.
زن اول:
اما مگر چه گناهی است که زنی بخواهد بداند؟ چرا دانستن، برای ما، اینچنین تاوان دارد؟ تاوانی از جنس تحقیر، فریاد، و سایههایی که بر آزادیمان سنگینی میکند.
زن دوم:
گاهی حس میکنم آیندهام را همان دستانی ربودند که فرصت تحصیل را از ما گرفتند. آیندهای که در مشت بستهشان زندانی است و ما فقط به مهِ دوردست نگاه میکنیم.
زن اول:
میپرسم: آیا روزی خواهد آمد که کسی نتواند به بهانه «زن بودن»، حق خواندن را از ما بگیرد؟ روزی که کلمه «آزادی» نامی ممنوع نباشد؟
زن دوم:
نمیدانم. اما میدانم این خشونت خاموش، آرام و پیوسته، چیزی از روحمان کم نمیکند؛ تنها آتشی را پنهانتر میکند که دیر یا زود راهش را پیدا میکند.
زن اول:
اگر از پاهایمان راه را گرفتند، اگر بر صداهایمان سایه انداختند، آیا میتوانند اندیشهمان را هم با حکم و تهدید خاموش کنند؟
زن دوم:
نه. اندیشه را نمیشود بست. اما درد این است که هر قدمی که برداشتیم، با دیواری از اجبار روبهرو شدیم؛ دیواری که نامش «باید سکوت کنی» بود.
زن اول:
میماند امید… امیدی که نه میدرخشد و نه خاموش میشود؛ همچون شمعی که در باد میلرزد اما نمیافتد.
زن دوم:
و شاید همین لرزش، همین ایستادگی لرزان، روزی پردهها را کنار بزند؛ و جهان بفهمد زنانی که با خشونت، ترس و منع بزرگ شدهاند، روزی از دل همین زخمها روییدهاند، نه خاموش، نه تسلیم، بلکه پابرجا.
فرستنده: عضو حرکت زنان رهبر افغانستان.
خشونت علیه زنان چیست ؟
4. خشونت روانی، عاطفی و اجتماعی
ترس مداوم، عدم امنیت، محدودیت اجتماعی، فشارهای فرهنگی سنتی، حذف از فضاهای عمومی، و تحقیر سیستماتیک، منجر به افزایش افسردگی، اضطراب و ناتوانی اجتماعی در میان زنان شده است. احساس بیصدا شدن و حذف اجتماعی یکی از شدیدترین انواع خشونت روانی علیه زنان افغان در وضعیت کنونی است.
خشونت علیه زنان چیست ؟
انواع خشونت:
3. خشونت اقتصادی
ممنوعیت کار زنان در بسیاری از حوزهها، بستهشدن مشاغل متعلق به زنان، و محدودیت درآمدی، زنان افغان را بهشدت وابسته به خانواده یا همسر میکند. این وابستگی اقتصادی، زمینهساز افزایش خشونتهای دیگر و کاهش قدرت تصمیمگیری زنان است.
خشونت… واژهای کوچک، اما زخمی بزرگ بر شانهٔ تاریخ زن دارد.
زن از روز تولد، گویا با تقدیری نابرابر روبهرو میشود؛
در خانهای که باید پناه باشد، گاهی اولین تیغ خشونت را تجربه میکند.
او تمام عمر میان صدایِ بلند، نگاهِ سرد و سکوتِ تحمیلی راه میرود،مخصوصٱ در فضایی حاکمیت طالبان در این عصر نوین.
اما صدایش خاموش نمیشود؛
چرا که زن، قد میکشد حتی میان درد و رنج.
از گهواره تا خانهٔ ابدیت،
ردّ قدمهای رنج او بر خاک این سرزمین مانده است.
و جهان باید بداند:
تا زمانی که زن امنیت نداشته باشد،
هیچ جامعهای طعم آرامش، رشد و رهایی را نخواهد چشید.
فرستنده: اعضای حرکت.
خشونت علیه زنان چیست ؟
انواع خشونت:
3. خشونت اقتصادی
ممنوعیت کار زنان در بسیاری از حوزهها، بستهشدن مشاغل متعلق به زنان، و محدودیت درآمدی، زنان افغان را بهشدت وابسته به خانواده یا همسر میکند. این وابستگی اقتصادی، زمینهساز افزایش خشونتهای دیگر و کاهش قدرت تصمیمگیری زنان است.
خشونت علیه زنان چیست ؟
2. خشونت خانگی و خانوادگی
خشونت خانگی در افغانستان پیش از تحولات اخیر نیز گسترده بود، اما با تضعیف ساختارهای حمایتی، تعطیلی یا محدودیت نهادهای حقوقی زنان، و نبود سیستم شفاف رسیدگی، میزان آن افزایش یافته است. نبود حمایت قانونی و اجتماعی، زنان را در معرض خشونت همسر، خانواده و اقوام قرار داده و امکان دسترسی به عدالت برای آنان محدودتر شده است.
خشونت علیه زنان چیست ؟
2. خشونت خانگی و خانوادگی
خشونت خانگی در افغانستان پیش از تحولات اخیر نیز گسترده بود، اما با تضعیف ساختارهای حمایتی، تعطیلی یا محدودیت نهادهای حقوقی زنان، و نبود سیستم شفاف رسیدگی، میزان آن افزایش یافته است. نبود حمایت قانونی و اجتماعی، زنان را در معرض خشونت همسر، خانواده و اقوام قرار داده و امکان دسترسی به عدالت برای آنان محدودتر شده است.
خشونت علیه زنان چیست ؟
انواع خشونت:
1. خشونت ساختاری و قانونی
مهمترین نوع خشونت علیه زنان افغان در سالهای اخیر خشونت ساختاری است؛ خشونتی که از طریق قوانین و سیاستها اعمال میشود و آزادیهای اساسی آنان را محدود میسازد. نمونههای برجسته عبارتاند از:
•ممنوعیت یا محدودیت شدید آموزش دختران در مقاطع متوسطه و عالی
•حذف زنان از بخشهای دولتی و بسیاری از بخشهای کاری
•محدودیت آزادی گشتوگذار بدون محرم
•محدودیت شدید مشارکت سیاسی و اجتماعی
این نوع خشونت نهتنها حقوق بنیادین زنان را نقض میکند، بلکه آنان را در چرخه وابستگی، حاشیهنشینی و سکوت اجباری قرار میدهد.
خشونت علیه زنان چیست ؟
انواع خشونت:
1. خشونت ساختاری و قانونی
مهمترین نوع خشونت علیه زنان افغان در سالهای اخیر خشونت ساختاری است؛ خشونتی که از طریق قوانین و سیاستها اعمال میشود و آزادیهای اساسی آنان را محدود میسازد. نمونههای برجسته عبارتاند از:
•ممنوعیت یا محدودیت شدید آموزش دختران در مقاطع متوسطه و عالی
•حذف زنان از بخشهای دولتی و بسیاری از بخشهای کاری
•محدودیت آزادی گشتوگذار بدون محرم
•محدودیت شدید مشارکت سیاسی و اجتماعی
این نوع خشونت نهتنها حقوق بنیادین زنان را نقض میکند، بلکه آنان را در چرخه وابستگی، حاشیهنشینی و سکوت اجباری قرار میدهد.
خشونت علیه زنان چیست ؟
خشونت بهعنوان یکی از چالشهای پایدار اجتماعی، سیاسی و حقوقی، در تمام جوامع بشری بهعنوان تهدیدی جدی علیه امنیت فردی، سلامت عمومی و توسعه پایدار شناخته میشود. سازمان جهانی صحت خشونت را استفاده عمدی از زور یا قدرت، چه بهصورت بالفعل و چه بهصورت تهدیدآمیز، علیه فرد یا گروهی تعریف میکند که میتواند منجر به آسیب جسمی، روانی، محرومیت یا حتی مرگ شود. خشونت علیه زنان به دلیل ریشهداشتن در ساختارهای نابرابر قدرت، روابط اجتماعی مردسالار، و هنجارهای فرهنگی تبعیضآمیز، یکی از گستردهترین و عمیقترین اشکال نقض حقوق بشر در جهان به شمار میآید.
بر اساس گزارشهای سازمان ملل، تقریباً یکسوم زنان جهان در طول زندگی خود دستکم یکبار قربانی خشونت فیزیکی یا جنسی شدهاند. این آمار نشان میدهد که خشونت نهتنها یک مسئله فردی یا خانوادگی، بلکه پدیدهای ساختاری، اجتماعی و سیاسی است که ریشه در نابرابری جنسیتی دارد. خشونت علیه زنان در اشکال مختلف؛ از خشونت فیزیکی، روانی و جنسی گرفته تا خشونت اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و دیجیتال؛ بازتاب سیستمها و ساختارهایی است که زنان را در موقعیتی فرودست قرار میدهد و مانع تحقق کامل حقوق و آزادیهای آنان میشود.
از منظر مطالعات صلح و امنیت، خشونت علیه زنان رابطه مستقیمی با بیثباتی سیاسی، جنگ، فقر، نبود عدالت و ساختارهای ضعیف حکمرانی دارد. هرچه جامعه دچار بحرانهای امنیتی و اقتصادی باشد، میزان خشونت جنسیتی نیز افزایش مییابد. بنابراین، بررسی خشونت علیه زنان نهتنها برای درک وضعیت آنان ضروری است، بلکه نقش کلیدی در تحلیل توسعه، ثبات اجتماعی و روندهای صلح دارد.
خشونتهاعلیه زنان افغان در وضعیت کنونی
زنان افغانستان در یکی از پیچیدهترین و سختترین شرایط تاریخی و معاصر خود قرار دارند. سقوط نظام پیشین، محدودیتهای گسترده بر حقوق اساسی زنان، ناامنی عمومی، فقر شدید، و بستهشدن فضاهای آموزشی و اجتماعی، محیطی بینظیر از خشونت ساختاری و روزمره ایجاد کرده است. این خشونتها چند لایه، سیستماتیک و پایدار هستند و پیامدهای گستردهای بر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان افغان دارند.