بعد بگید شبیه قطّاب نیستی. اون قطاب یزدیهای خُشکِ سفت که پستهاش کمه و توی پودر قند خَفش کردن جوری که شیرینیش میزنه دل آدمو.
البته من شیرین نیستم ولی زننده چرا
@veloriio ببین من بعد دو سال رفتم تراپی و تست های مختلف شخصیتی دادم و بهم گفت تو توی تست هات نه آدم افسردهای هستی نه خوشحال! گفت یعنی واقعا چیزی نیست که خوشحالت کنه، هرچقدر فکر کردم چیزی نداشتم که بگم
خوشا عشقو خوشا خون جگر خوردن.
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن.
مگو وهن بود داستان عشق ما..عشق ک وهن نیست..در زندان عقربه ساعت نمی پرد می خزد
و من برای هیچ چیز و هیچکس دیگر عجله ای ندارم جز مردن..که ان هم برای انکه بدانم مردی ک بی دلیل شمشیر برایم از رو بست ایابه سوگ من خواهد نشست!
Así le queda el brazo a las mujeres transgénero después de someterse a una faloplastia, procedimiento que consiste en removerles la mayor parte de la piel y el músculo de su brazo para fabricarles un pene falso y disfuncional
Esto las deja con un brazo débil, con poca movilidad, con poca sensibilidad y en algunos casos con dolor crónico para toda la vida
Amen a sus hijas y cuídenlas de todos los seres perversos que quieren convencerlas de que esto es un procedimiento normal
دیشب یه آقای رندوم ۸۰ ساله حدود یک ساعت داستانهای پشت پرده ج ا رو واسم تعریف کرد و من صرفا چون میدونستم آدم تنهاییه بهش گوش دادم ولی الان که بهش فکر میکنم میبینم نمیفهمیدم چی میگه
(تجاوز به یک دختر دست ��ودش نیست، ولی اجازه دادن به تجاوز دسته خودشه)
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
افسانه نوروزی ؛ آن شب چه گذشت؟
۱۵ تیر ۱۳۷۶، در ویلای شماره ۱۴ ارم در جزیره کیش، مردی به نام بهزاد مظفرمقدم به قتل رسید و افسانه نوروزی بهعنوان متهم بازداشت شد.
👇👇
@haadookk سرشون جدا بوده بقیه اندامهاشون یکی بوده . خیلی اطلاعاتی که داده کمه. فککنم توانایی حرکت و اینها هم نداشتن که مار نیششون زده. ولی اینکه تا چهار سالگی هم زنده بودن واقعا جالبه
در سال ۱۷۸۳، پسری با دو سرِ دارای عملکرد مستقل در منطقه موندال گوات، بنگال هند، به دنیا آمد. قابله که از ظاهر او شوکه شده بود، او را داخل آتش انداخت؛ اما پسر با جراحات جزئی زنده ماند. والدینش که متوجه شدند میتوانند از وضعیت منحصربهفرد او درآمد کسب کنند، او را به کلکته بردند و مردم برای دیدن این وضعیت نادر به آنها پول پرداخت میکردند.
دو سر او بهطور مستقل عمل میکردند؛ یکی میتوانست در حالی که دیگری بیدار بود، بخوابد، یا یکی گریه کند در حالی که دیگری لبخند میزد. با این حال، واکنش آنها به محرکها متفاوت بود. یکی از سرها به نور حساس بود و بینایی ضعیفی داشت، هرچند هر دو سر احساس درد داشتند.
متأسفانه این پسر در چهار سالگی، زمانی که مادرش برای آوردن آب رفته بود، بر اثر نیش مار کبرا جان باخت.
��ین وضعیت نادر که کِرانیوپاگوس پارازیتیکوس (Craniopagus parasiticus) نام دارد، تقریباً در ۲ مورد از هر ۵ میلیون کودک رخ میدهد. بررسی پس از مرگ نشان داد که هر سر مغز و جریان خون مخصوص به خود را داشته است و پسر از سایر جهات سالم بود.
جمجمه او اکنون در موزه هانترینِ کالج سلطنتی جراحان لندن نگهداری میشود و نمونهای از این پدیده پزشکی بسیار نادر است.
نگذاری�� مشتی تروریست علاوه بر کشورمان، خدا را هم از ما بگیرند.
اکثر ما دیگر مسلمان نیستیم، من که هرگز نبودم اما با اخلاق و با وجدان مانده ایم، هر جا که این دو مقوله حضور داشته باشند، خدا ��ر آنجا حضور دارد. من نیز مانند آلبرت آینشتین به خدای انتروپرومورفیک اعتقادی ندارم، به آن پدیده ای که حتی فیزیک هم نتوانسته تاکنون آنرا تعریف کند معتقدم. آینشتین می گوید:
«من میان دو اصل عالم فیزیک٫ ماده بعنوان یک خشت و انرژی بعنوان خشت دیگر جهان هستی، یک حقیقتِ گریزان از دست فیزیک را می بینم که گاه به شکل ماده و گاه به شکل انرژی تجلی می کند ولی از جنس هیچیک نیست و من دوست دارم آنرا خدا بنامم.»
در عمق تاریکیِ رژیم، نوری بنام #رضاشاه_دوم تجلی کرده است که امید روشنایی را به ما وعده میدهد.
#جاويد_شاه
انقد عصبانیم از دست این پسر. من یه رویداد دعوت شدم و به عنوان همراه اسم آقارو رد کردم و ازش پرسیدم میتونی بیای یا نه. گفته آره. حالا الان میگه من باید برم پاگشای دختر خالم فلان. وای دلم میخواد اولین پسری که فردا پاشو بزاره تو داروخونه بهش بگم برای شب همراهیم کنه. عصبیم کرد بخدا