میگم: سلطنت ذاتاً نمیتونه با دموکراسی همراستا باشه.
میگه: شاهزاده همیشه گفته دنبال دموکراسی است!
میگم: در دفترچه اضطرارش همه ارگانها، حتی قوای سهگانه، توسط خودش انتخاب یا تأیید میشن، و حتی ساواک مستقیم به او پاسخگوست.
میگه: دوران گذار فقط سه ساله؛ آن مقطع سختگیری لازمه!
میگم: اما رهبر گذار میتواند اگر صلاح بدونه، آن سه سال را چند بار تمدید کنه.
میگه: تو شخص بهتری سراغ داری؟
میگم: بحث شخص نیست؛ سیستم و نهادها باید دموکراتیک باشند.
میگه: شاهزاده همیشه گفته همه چیز دموکراتیک خواهد بود!
میگم: بزرگترین تناقض این است که مردم ایران ایشون رو برای رهبری گذار انتخاب نکردن،
میگه: کوری ! نمیبینی مردم در خیابان چه کسی را صدا میزنند؟
میگم: اگر ملاک چند ویدیو از خیابان باشد، پس کشورهای دموکراتیک دنیا باید انتخابات را تعطیل کنند و فقط ببینند چه کسی را تو خیابان صدا میزنند؛ این که انتخاب نشد.
میگه: مردم انتخابشان را کردهاند!
میگم: فقط یک دلیل بیار که این سیستمی که میگویی، میتونه دموکراتیک باشه؟
میگه: اممممم…
میگم: اما من صدها دلیل دارم که دموکراتیک نیست؛ از رفتار هواداراش، سابقه سلطنت در ایران، دفترچه اضطرار، ایده تأسیس یا بازسازی ساواک، راهپیماییهای پر از فحاشی و خشونت، اطرافیان و مشاورینی که حتی یکیشان هم نیست که به نوعی متصل به جمهوری اسلامی نباشه...
میگه: ما اصلاً دموکراسی نمیخواهیم، ما فقط شاه میخواهیم؛ اگه دموکراسی میخواهی برو همان کشورهای دموکراتیکی که ازشون حوف میزنی!
میگم: پس مردم داخل ایران چی؟ از این دیکتاتور به آن دیکتاتور؟
میگه: مردم شاه میخواهند!
و این حلقه بیپایان همچنان ادامه دارد…